دوره جدید آزمون های بازار سرمایه اوایل مرداد 90 برگزار می شود

رییس اداره امور گواهینامه‌های حرفه‌ای سازمان بورس گفت: دوره جدید آزمون های بازار سرمایه در روزهای ششم و هفتم مردادماه امسال برگزار می شود.

رضا کیانی در گفت وگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی بازار سرمایه (سنا) به تغیییرات بنیادین آزمون های بازار سرمایه اشاره کرد و افزود: درساختار جدید، 9 مدرک برای فعالان بازار طراحی شده است که اصول بازار سرمایه پایه (پیش نیاز) تمامی مدارک بازار خواهد بود.
وی ادامه داد : از این پس افراد می‌توانند در یک دوره برگزاری در چند آزمون شرکت کنند. به عنوان مثال اشخاصی که برای اولین بار در آزمون‌های بازار سرمایه شرکت می‌کنند می‌توانند به طور همزمان در آزمون‌های اصول بازار سرمایه، معامله‌گری اوراق تأمین مالی، معامله‌گری بورس کالا و معامله گری ابزار مشتقه شرکت کنند.
کیانی خاطر نشان کرد با هدف امکان شرکت یک فرد در چند آزمون از این پس آزمون‌های بازار سرمایه در دو روز متوالی برگزار می‌شود.

پاسخ کیانی به پرسشی در مورد امکان شرکت همزمان در دو آزمون اصول مقدماتی و تحلیل گری بازار سرمایه منفی بود. وی تأکید کرد افراد پس از دریافت مدرک اصول بازار سرمایه می‌توانند در دوره بعدی در آزمون تحلیل‌گری شرکت کنند اما شرکت در آزمون‌ اصول مقدماتی و سری آزمون‌های معامله‌گری امکان پذیر است.
کیانی در ادامه یادآور شد با توجه به آنکه آزمون‌ اصول مقدماتی پیش نیاز آزمون‌های معامله گری (اوراق تأمین مالی، بورس کالا و ابزار مشتقه) است در صورتی که فردی در هر یک از آزمون‌های معامله‌گری قبول شود اما موفق به دریافت مدرک اصول بازار سرمایه نشود، امکان استفاده از مدرک معامله‌گری خود را نخواهد داشت.
کیانی در ادامه افزود افرادی که هم اینک گواهی اصول مقدماتی اوراق بهادار دارند می توانند مستقیماً در آزمون معامله‌گری بورس کالا و معامله‌گری ابزار مشتقه و همچنین تحلیل‌گری بازار سرمایه شرکت کنند.

وی ادامه داد: به همین نحو دارندگان گواهی‌نامه اصول مقدماتی کالا می‌توانند در آزمون‌های معامله‌گری اوراق تأمین مالی و معامله گری ابزار مشتقه و همین طور تحلیل‌گری شرکت کنند.
کیانی در مورد زمان برگزاری آزمون اظهار داشت: آزمون اصول بازار سرمایه و تحلیل گیری بازار سرمایه روز پنجشنبه ششم مردادماه و آزمون های معامله گری روز جمعه هفتم مردادماه امسال برگزار خواهد شد.

رییس اداره امور گواهینامه‌های حرفه‌ای سازمان بورس گفت: آزمون های مدیریت نهادهای بازار سرمایه، مشاوره عرضه و پذیرش، ارزشیابی و مدیریت سبد اوراق بهادار در مردادماه امسال برگزار نخواهد شد.

کیانی درباره معادل سازی مدارک کنونی با مدارک جدید بازار سرمایه گفت: دارندگان اصول مقدماتی بورس کالا مدارک اصول بازار سرمایه و معامله گری کالا دریافت خواهند کرد.

وی ادامه داد : دارندگان اصول بورس اوراق بهادار مدارک اصول بازار سرمایه و معامله گری اوراق تامین مالی و دارندگان معامله گر قرارداد آتی مدارک اصول بازار سرمایه و معامله گر ابزار مشتقه اخذ می کنند.

رییس اداره امور گواهینامه‌های حرفه‌ای سازمان بورس افزود: دارندگان مدرک تحلیل گری نیز مدارک تحلیل گری و اصول بازار سرمایه را دریافت خواهند کرد.

کیانی خاطر نشان کرد : طبق دستورالعمل جدید، علاقه مندان می توانند در دو دوره آزمون تمامی مدارک بازار سرمایه را اخذ کنند.
وی اظهار داشت : تاریخ و نحوه ثبت نام درآزمون های بازار سرمایه متعاقبا از سوی اداره امور گواهینامه های حرفه ای سازمان بورس اعلام می شود.

اطلاعات بیشتر: http://reg.seo.ir

ادامه نوشته

دیکتاتوری شبه دولتی ها چگونه شکل می گیرد؟

دیکتاتوری شبه‌دولتی‌ها چگونه شکل می‌گیرد؟

انحصارات دولتی در حال شکستن است. دولت به فروش شرکت های دولتی محتاج است، اما شرکت های دولتی خریدار ندارد. بخش خصوصی مولد در ایران نداریم؛ بخش خصوصی ایران تمایلی به فعالیت های دیر بازده و کم بازده ندارد. رویکرد بخش خصوصی ایران چه با ردای دلار فروش چهارراه استانبول و چه در قامت تکنوکرات های بانکداری نوین، دلالی است. از سویی مدیران دولتی نگران واگذاری ها هستند. سفره رانتی-نفتی در حال جمع کردن است. شبه دولتی ها از این آش در همجوش بهره می برند. شرکت های دولتی فروش می رود. دولت برای فروش شرکت های دولتی جیب دوخته است. برای او بین شبه دولتی و شبه خصوصی و خصوصی و خصوصی نما و... فرقی نیست. بخش خصوصی ناتوانتر و مفلوکتر از گذشته می شود. انحصار شبه دولتی ها ایجاد می شود. انحصار شبه دولتی را با هیچ قرائتی از اصل 44 نمی توان شکست.

دیکتاتوری شبه دولتی ها http://newfinance.blogfa.com/

به فهم نگارنده فصل جدیدی از تقسیمات اقتصادی از حیث مالکیت و مدیریت در حال شکل گیری است که علی رغم ظاهر شیشه ای آن کاملا غیر شفاف است. بدون شک اقتصاد ایران در این فصل جدید خاکستری است. بزرگترین عارضه در مواجهه با این نوع از اقتصاد بی شکلی و به تبع تشویش و سردرگمی  در تعامل با آن است.

تحلیل "اقتصاد خاکستری" که نتیجه "هجمه شبه دولتی ها" به اقتصاد است را باید در چارچوب "ساخت قدرت" تحلیل کرد.

با افزایش نقش نیمه دولتی و شبه دولتی ها که ظاهر خصوصی دارند و علیرغم قدرت و مکنت، رفتار مدنی از خود بروز می دهند، وزن و تناسب قدرت در کشور به هم می ریزد. بدون شک اقتصاد خاکستری "آناتومی قدرت" را دچار بی شکلی می کند.

بورکرات های نیمه دولتی با پشتوانه نسخه های نئولیبرال در آزاد سازی اقتصادی، نقش تعیین کننده در قدرت و سیاست خواهند شد.

دیکتاتورها و  گروگان  گیری دولت

مهمترین ویژگی اقتصاد خاکستری که با فربه شدن شبه دولتی ها در حال شکل گیری است، عدم شفافیت و کدری است.

حتی دولتی که امروز سرخوش از واگذاری و درآمد آن است، در آینده ناتوان از تعامل با شبه دولتی ها خواهد بود. رابطه دولت با شرکت های نیمه دولتی روشن نیست. تا کنون رابطه دولت با بخش خصوصی نسبتا روشن و قاعده مند بوده است. تعامل غیر شفاف، منجر به چانه زنی های  رانتی می شود.

بزودی زلف دولت به شبه دولتی ها گره می خورد. اقتصاد و حیات و ممات او در دست شبه دولتی ها خواهد بود. مانند سیطره‌ی جناح نظامی ـ مالی بورژوازی آمریکا که با ایدئولوژی نئوکان ها برای برپایی امپراتوری سرمایه، چنان فرآیند رشد و توسعه در جهان را به هم ریخت که به بزرگ‌ترین بحران اقتصادی سده‌ی اخیر  انجامید.

امروز اوباما برای کنترل بحران، ناچار از توجه بی اندازه به این شبه دولتی های سیاسی است، که روزی خود باردار بحران بودند.

در این مدل با پدیده به گروگان گرفتن دولت و دربند کردن آن مواجه ایم.

در رقابت های سیاسی نقش این شرکت ها بسیار موثر خواهد بود. ادعای دفاع از انقلاب با قرائت های کاملا سلیقه ای منجر به  هزینه کردن از کیسه ای می شود که نه برای مردم است و نه سهامدار جزء و نه بیت المال و نه حق الناس. قطعا این حمایت ها بدون ملاحظات ماندگار در نفع اقتصادی نخواهد بود، و می تواند به ابزار تهدیدی برای دولت تبدیل شود.

بزرگی، عمق و گستره کارتل ها که در اقتصاد خاکستری حکم شریان های اصلی اقتصاد را بازی می کند، می تواند دولت را اجیر و به کرنش وادارد. دولت های جدید یارای مقابله با مدیران دو زیستی را ندارد.

مدیرانی که یک پای در شرکت های نفتی داشتند و یک پای در قدرت سیاسی توانستند سه وزیر را در وزارت نفت جابجا کنند. نامه احمدی نژاد در خصوص اخراج مدیران دوزیست روی میز سه وزیر نفتی خاک می خورد. میرکاظمی هم از رئیس جمهور رخصت خواست.

پیشتر رئیس یک نهاد شبه دولتی برای این که نشان دهد نقش سازمان حامی اسم مستضعفان در اقتصاد ایران تا چه حد است گفته بود: این سازمان 400 شرکت فعال دارد و در بسیاری از تولیدات نقشش چنان موثر است که هر گونه نقصان یا پیشرفت آن در کل کشور اثر گذار است.

اسب ترکمنی و ماجرای توبره و آخور

برای شستا فرقی نمی کند که دولت اصلاح طلب باشد یا اصولگرا. مدیریت بنیاد از جهانگیری اصلاح طلب شروع می شود و به آل اسحاق کارگزارانی و فروزنده اصولگرا هم می رسد. مجموعه ای از مدیران نفتی اصولگرا با همکاری مافیای نفتی اخراج شده به دنبال هولدینگ پتروشیمی هستند.

ترکیب مناسبات قدرت در شبه دولتی ها به هم می ریزد. مناسبات قدرت در شبه دولتی ها را باید در رفتار شناسی اسب ترکمنی دید؛ هم توبره و هم آخور. در خصوصی سازی شبه دولتی طبقه ای شکل می گیرد که نفع او در حفظ شرایط موجود است. طبیعی است که از هر تفکر، جریان، شخصیت و جناحی که حامی وضع موجود باشد حمایت می کند. "دولت سازگار" به طریق اولی مورد حمایت است. از سویی دولت نیز از این تعامل منتفع می شود. این بازی برد –برد ضد هر گونه اصلاح عمل می کند. "گروههای مشترک المنافع" در قدرت و در شبه قدرت در برابر هر تغییری مقاومت می کنند.

در اقتصاد خاکستری "طبقه حاکمه" و "طبقه هئیت حاکمه" کاملا از هم جدا می شوند.

طبقه‌ی حاکمه شبه دولتی های قدرتمندی هستند که در جای جای قدرت رد پا دارند. این طبقه را «منتفعانِ وضع موجود»شکل می دهند.

اما هیئت حاکمه نیز در این بازی با شبه دولتی ها هم سود هستند و شدیدا مدافع وضع موجود خواهند بود. هم سودی و هم زبانی در همین نفع اقتصادی-سیاسی دوطرفه شکل می گیرد.

انگیزه اعضای هیئت حاکمه که همان دولتی ها هستند نفع اقتصادی نیست بلکه مطلوبیت در قدرت سیاسی است.

در این تقسیم کار جدید عده‌ای از تکنوکرات‌ها و سیاسیون، اقتصاد دانان نقش صیانت از وضع موجود را به عهده دارند. امثال پژویان در همین قالب تعریف می شوند. پژویان خارج از قدرت، اقتصاد دان حامی بخش خصوصی بود و پژویان در ساخت قدرت، مدافع واگذاری مخابرات به یک قدرت سیاسی.

قدرت اقتصادی در حال شکل گیری است که به سادگی در قدرت سیاسی و نظامات اجتماعی دست اندازی می کند.

با این مدل کم کم نحوه توزیع قدرت سیاسی نیز تغییر می کند. منشا قدرت از ناحیه ای خواهد شد که نه نظارت پذیر است و نه دموکراتیک، اما از ثبات برخوردار است.

دولت رانتیر و رفقا در گرمابه و گلستان

سالها است کسی نمی تواند درآمد ناشی از صادارت نفت را از شرکت نفت بگیرد. 6 میلیارد دلار درآمد واریز نشده در دولت برادر خاتمی به یک میلیارد دلار در دولت برادر احمدی نژاد کاهش یافت. با این حال رئیس دولت عدالت هم تاب مبارزه با تخلفات فاحش نفتی در شرکت نفت را نیاورد. سازمان حسابرسی این عدم واریز را تخلف نمی داند. دیوان محاسبات یک روز می داند و روز دیگر نمی داند. سازمان بازرسی خود را درگیر این یک موضوع نمی کند. ماجرا چیست؟

شرکت نفت یک ابر انحصار در اقتصاد است. عدم پاسخگویی جزء لاینفک یک ابر انحصار است.

همواره دولتهای نفتی (دولتهای وابسته به منابع طبیعی و موسوم به رانتیر) به دلیل آنکه درآمدشان از کیسه مردم نیست، نسبت به جامعه پاسخگو نبودند.

در جامعه ما نیز پاسخگویی پیوند عمیقی با درآمد نفت دارد.

از طرفی هر سال ناکارامدی شرکت های دولتی باعث افزایش هزینه ها دولت می شود. تا آنجا که ادامه این روند مخصوصا در شرایط کاهش قیمت نفت، دولت را با بحران های هزینه ای مواجه می کند.

بنابراین واگذاری این شرکت ها حکم "دفع شر" دارد که می تواند هزینه های دولت را کم کند.

کم کردن هزینه های دولت بدون کم کردن ارتباط او از نفت به مثابه تداوم عدم پاسخگویی است.

اما با واگذاری شرکت های بزرگ دو اتفاق می افتد. اولا دولت از مالکیت شرکت های واگذار شده کاملا منفک نمی شود. ثانیا با کاهش هزینه ها ناشی از سر باز کردن این شرکتها، نیازی ندارد مالیات ها را افزایش دهد تا مجبور به پاسخگویی در برابر مالیات دهندگان باشد.

شرکت های نیمه دولتی نیز به دلیل دولتی نبودن نیازی به پاسخگویی ندارند.

به این ترتیب آخرین حلقه "دولت رانتی و استبداد نفتی" با هجوم شبه دولتی ها تکمیل می شود.

از سویی شرکت های نیمه دولتی می تواند محلی برای حیات اقتصادی مدیران بازنشسته یا اخراجی باشد. از همین روزنه رابطه رانتی دولتی ها با شبه دولتی ها شکل می گیرد.

جای مهر بر پیشانی و تسبیح رانت

بخش خصوصی متقاضی مخابرات در آخرین ثانیه های واگذاری با یک نامه مهر و موم دار از صحنه رقابت حذف می شود.

"مخابرات حساس است نمی توان به هر کسی واگذار کرد." این جمله کشتی گیر دولت است. مرد اقتصادی دولت که اجرای لیبرالیسم اقتصادی به او سپرده شده است با همین جمله زیر یک خم منتقدان می رود.

در دیکتاتوری شبه دولتی ها، رانت و لابی گری شکل جدیدی به خود می گیرد.

"لابی های ارزشی و ایدئولوژیک" با نام های مختلف دفاع از مستضعفان و ایجاد امنیت و حمایت از  بازنشستگان افزایش می یابد.

نکته مهم مشروعیت یافتن این رفتار رانتی است. در لابی نیمه دولتی ها با دولتی ها ردپایی از باج قمار و شتل و تسی و تلکه و رشوه و امتیاز و غیره نیست چرا که هدف خدمت است.

اساسا هزینه رانت جویی با واگذاری اقتصاد به شبه دولتی ها کاهش می یابد. هزینه رانت جویی در دو بخش است، یکی مخارج رانت جویی است و دیگری هزینه اجتماعی رانت.

با شبه دولتی سازی هزینه در هر دو بخش کاهش می یابد.

نفوذ و افزایش لابی ها در بخش قانون گذاری و قضا نیز جدی تر خواهد بود.

پیش از این لابی نماینده های مجلس با بخش خصوصی رنگ و بوی شهرام جزایری داشت. اما این اتهامات و شبهه افکنی ها در اقتصاد شبه دولتی جایی ندارد. شبه دولتی ها در هر مجلسی باشند در صدر می نشینند. هم قدرت دارند و هم ثروت و هم متهم به سود محوری و استثمار نیروی کار نیستند.

مردان خاکستری و بازی گردانی معرکه

باید هزینه کرد تا کسی از قرارداد جدید نفتی با کرسنت مطلع نشود. در این میان نقش مردان خاکستری –دلالان مدرن- جدی است. این دلال های شبه دولتی هستند که به سادگی به اتاق وزیر راه دارند و توانایی دارند قانون را دور بزنند و از اطلاعات پنهان پشت درهای بسته در وزارت کشور حفاظت کنند(رجوع شود به پرونده کرسنت)

از سویی ادعای مبارزه با فساد نیز از طریق کوچک سازی رخ نخواهد داد.

عدم شفافیت و عدم پاسخگویی نیمه دولتی ها، خصلت جدا ناپذیر از اقتصاد خاکستری دارد.

به گفته  رئيس اسبق سازمان حسابرسي در حال حاضر  تنها 4 درصد شركت‌هايي كه به طور رسمي در فضاي اقتصادي كشور فعاليت مي‌كنند، حسابرسي معتبر و استاندارد مي‌شوند.

دو مدل نظارت وجود دارد که هیچ یک از این دو نوع نظارت بر شرکت های شبه دولتی برقرار نخواهد شد، یکی نظارت از پائین و مدنی و دیگری نظارت دولتی.

نظارت از پائین ممکن نیست. به دلیل اینکه شبه دولتی، مدعی مالیکت خصوصی است و نظارت مدنی نوعی دخالت محسوب می شود.

دولت هم نمی تواند نظارت مشخصی در این رابطه داشته باشد. عدم شفافیت نمونه بارز و غیر قابل خدشه در این نوع اقتصاد است. ازابتدای انقلاب تاکنون حتی یگ برگ گزارش مشخص از عملکرد اقتصادی نهادهای نیمه دولتی ارائه نشده است. اغلب گزارش ها براساس شنیده ها و اخبار درگوشی و حدسیات است.

شرکت هاي نيمه دولتي از رانت اطلاعاتي دولتي بهره مي برند و گاهي با سوء استفاده از اين رانت ها و نفوذشان در دستگاه هاي دولتي، به کارچاق کني، مجوز فروشي و حتي تلکه بگيري از اشخاص يا شرکت هاي بخش خصوصي مشغول می شوند.

روزه بی نماز، عروس بی جهاز و قرمه بی پیاز

تعریف خصوصی سازی روشن است. بانک جهانی 54 روش خصوصی سازی در تجربه کشورهای دیگر را بررسی کرده است. واگذاری مخابرات، روش جدید از نوع ایرانی است. این نوع واگذاری هیچ یک از اهداف واگذاری را محقق نمی کند. هدف واگذاری باید کارایی بهره وری و ایجاد فضای رقابت در اقتصاد باشد. دولت محترم تنها نقشی از خصوصی سازی زده است.

بخش خصوصی ایران صدای اعتراضش از اتاق به گوش می رسد. آل اسحاق اعتراض می کند. نهاوندیان از طبق جدید می گوید و تهدید شبه دولتی ها را جدی تر از دولت بزرگ می داند. سهامدارن خرده پا هم سهامشان را واگذار می کنند. قیمت سهام مخابرات افت می کند. خریدار بلوکی مخابرات، صف های فروش را فرصت می داند، و این ماجرا ادامه دارد.

بخش خصوصی به هیچ وجه توان رقابت در اقتصاد خاکستری را نخواهد داشت. تصدیگری دولت تا دیروز به حکم نقش حاکمیتی و وظایف اساسی بود و طبیعتا بخش خصوصی را رقیب خود نمی دانست گرچه جای آنها را تنگ کرده بود. اما در رقابت با نیمه دولتی ها، اینبار منافع شبه دولتی باعث می شود که بخش خصوصی خرده پا و بی رمق باقی بماند. در این مدل بخش خصوصی باید به قاعده بازار انحصاری فقط پیرو باشد. هم پیرو اقتصادی و هم در مواردی پیرو سیاسی. در این مدل قیمت و مقدار توسط شبه دولتی ها تعیین می شود و باقی مانده بازار توسط بخش خصوصی عرضه می شود. بنابراین 2 اتفاق هم زمان می افتد، جاذبه و دافعه شبه دولتی ها نسبت به بخش خصوصی.

دافعه شبه دولتی ها، بخش خصوصی را به شدت زیر زمینی می کند. خصلت دلالی و خدماتی و واسطه گری بخش خصوصی، بر تولید و تجارت مسلط می شود. رفتار زیر زمینی بخش خصوصی، اقتصاد خاکستری را کم کم  سیاه می کند.

اما جنبه جذبی اقتصاد خاکستری شامل کسانی می شود که در پازل شبه دولتی ها بازی کنند. عواقب این وضعیت کمتر از حالت قبل نیست. آثار اجتماعی و سیاسی این جذب جدی است.

واگذاری شرکت های دولتی به شبه دولتی باعث از بین رفن کامل وابستگی دولت به بخش خصوصی و به دنبال آن از بین رفتن کامل وابستگی دولت به نهاد های مدنی می شود.

نقش تاریخی خال بازان حرفه ای

در شکل گیری اقتصاد خاکستری، همسرایان، هم آوازان و هم سازان وطنی همراه با نئولیبرال های جهانی نقش دارند.

موسی غنی نژاد پدر علمی اقتصاد آنگلو ساکسونی معتقد است که اقتصاددانان لیبرال وظایف خود را بدرستی انجام دادند. او گردش به راست دولت نهم و دهم را حاصل تلاش های نئولیبرال های وطنی می داند و توصیه می کند برای به دست گرفتن مناسب سیاسی تلاش جدی تری صورت گیرد.

خال بازی حرفه ای در حوزه مناسبات قدرت و اقتصاد در حال شکل گیری است. هر دولتی سر کار بیاید وامدار و باردار لیبرالیسم اقتصادی خواهد بود.

تند ترین توصیه های لیبرالی در برنامه چهارم توسط حلقه علامه ای ها نوشته شد. کسانی که سالها در صف مقدم مبارزه با اقتصاد نئوکلاسیک بودند.

خشن ترین نسخه اجماع واشنگتنی توسط دولت عدالت اجرا می شود. چپ و راست و بالا و پائین در لیبرالیسم اقتصادی اور لب می شوند. جواب استفتاء از اقتصاد دانان اسلامی ای که ردای قدرت به تن کرده اند، اقصاد بازار آزاد خواهد بود.

این شامورتی بازی نیست. ایفای نقش تاریخی خال بازان حرفه ای  است. خال باز حرفه ای کسی است که ورق را با تردستی طوری می چیند که ساده لوحان فریب می خوردند. مناسبات قدرت و اقتصاد با هر قرائتی نهایتا بر پاشنه آشیل بازار آزاد می چرخد.

اقتصاددانان لیبرال به وظیفه تاریخی خود عمل کردند و "دولت گریزی" و "کوچک سازی" و "دولت حداقلی" با راهنمایی شیفتگان و افسانه سرایان "تعادل ابدی بازار" شکل گرفته است.

کسانی که هنگام مدیحه سرایی برای اقتصاد بازار دهانشان کف می کرد نمی توانند منتقد باشند. اقتصاد دانان بازار نمی توانند پای خود را از فصل نوین شبه دولتی سازی و ایجاد اقتصاد خاکستری کنار بکشند و خود را تبرئه کنند و بی طرف نشان دهند.

مقاومت مدنی در برابر خاکستری ها

به این ترتیب نتیجه قهری شبه دولتی سازی اقتصاد، سابقه غیر قابل دفاع از واگذاریها و اصلاح نشدن اموری است که برای آن خصوصی سازی با همه عوارض اجتماعی آن وعده داده شد و مردم با همه سختی آنرا پذیرفتند.

در آینده حمایت های مردمی از خصوصی سازی سلب خواهد شد و ادامه اقتصاد خاکستری با مقاومت های مدنی همراه خواهد بود.

منبع: محسن مهدیان - سايت الف

همايش منطقه‌ای حسابداری دانشگاه آزاد قزوين

سمینار منطقه‌ای حسابداری دانشگاه آزاد قزوين

برگزاری همایش های منطقه ای فرصتی بی نظیر برای تبادل اندیشه و تضارب آرا است . اولین همایش منطقه ای حسابداری در استان قزوین و استان های همجوار با قصد تحقق هدف مذکور و اعتلای بیشتر دانش و پژوهش حسابداری با محوریت آخرین تحولات حسابداری و حسابرسی طراحی شده است. در این راستا دانشگاه آزاد اسلامی قزوین مفتخر است میزبان اندیشمندان، صاحبنظران، استادان و دیگر اشخاص گرانقدری باشد که همواره در این راه پیشگام و راهنما بوده اند. امید است پشتیبانی همه جانبه اعضای هیات علمی گروه های حسابداری و مالی دانشگاه های منطقه کیفیت بالای این همایش و دستاوردهای آن را رقم بزند.

http://newfinance.blogfa.com/سمینار منطقه‌ای حسابداری دانشگاه آزاد قزوين

محور های همایش

1- شناسایی چالش های آموزش و پژوهش حسابداری و حسابرسی
2- بررسی آخرین تحولات جهانی، منطقه ای و ملی حسابداری و حسابرسی
3- شناسایی موانع ارتباطی دانشگاه و صنعت در حوزه حسابداری و حسابرسی
4- شناسایی موانع ارتباطی دانشگاه و صنعت در حوزه حسابداری و حسابرسی
5- سایر موضوعات مرتبط

آخرین مهلت ارسال مقاله: 20/۱/1390 (فقط از طریق ایمیل)

آخرين مهلت ثبت نام: ۳۱/۱/۱۳۹۰

تاریخ برگزاری سمینار: 2۹/۲/1390

آدرس اينترنتي همايش: http://qiau.ac.ir/Conference/seminar/seminar.aspx

تعدیل ساختاری و نولیبرالیسم در ایران

تعدیل ساختاری و نولیبرالیسم در ایران

http://newfinance.blogfa.com/تعدیل ساختاری و نولیبرالیسم در ایران

این روزها واژگان و اصطلاحاتی چون طرح تحول اقتصادی، ریاضت اقتصادی، هدفمندسازی یارانه‌‌ها، خصوصی‌سازی، آزادسازی اقتصاد و ... بیشترین کاربرد را در مباحثات و مجادلات اقتصادی و سیاسی ایران دارند. تأکید بیش از اندازه‌ی دولت بر این سیاست‌ها، گاهی این گونه القا می‌کند که این سیاست‌ها از ابتکارات و خلاقیت‌های دولت فعلی است.

اگر چه ما ملتی دارای حافظه‌ی تاریخی ضعیف هستیم که کم‌تر از تجارب عقیم مانده‌ی گذشته درس آموخته‌ایم و اغلب به تکرارشان اقدام کرده‌ایم، امّا توجه به تحولات اقتصادی و سیاسی جهان طی سه دهه‌ی گذشته و آبشخورهای نظری این تحولات، ما را به این سمت و سو سوق می‌دهد که آن‌چه در دوران فعلی و در قالب واژگان و اصطلاحات فوق‌الذکر، بیان می‌شود به هیچ عنوان امر بدیع و نوآوارانه‌ای در سطح جهان نمی‌باشد، بلکه دارای پیشینه‌ی سه دهه‌ای است و در بسیاری از مناطق و کشورهای جهان اجرا شده و آثار و نتایج منفی‌اش را نمایان کرده است.

بررسی آثار و نتایج عملی اجرای این سیاست‌ها در مناطق گوناگون جهان، فرصت دیگری را می‌طلبد که نگارنده پیش از این در مقاله‌ی «راه توسعه از مسير فلاکت نمي‌گذرد» (به منابع مقاله‌ی حاضر رجوع شود) به بخشی از آن‌ها پرداخته است.

اما هدف از نوشتار حاضر، ریشه‌یابی برنامه‌ها و سیاست‌های اقتصادی کنونی و بررسی پیشینه‌ی نظری این سیاست‌ها می‌باشد. در این مقاله سعی شده است ضمن بیان مفاهیم «اجماع واشنگتن» (Washington Consensus) و «برنامه‌های تعدیل ساختاری» (Structural Adjustment Programs (SAPs))، با اشاره به نظریات اقتصاددانان و کارشناسان مستقل، توضیح داده شود که بر خلاف گفتمان دولتی موجود مبنی بر سازش‌ناپذیری با برنامه‌ها و سیاست‌هایی که دولت‌ها و قدرت‌های مسلط جهانی، به واسطه‌های نهادهای مالی جهانی، از آن‌ها حمایت می‌کنند، این برنامه‌ها و سیاست‌ها سهم قابل توجهی را در کلیت برنامه‌های دولت ایفا کرده‌اند و جهت‌گیری برنامه‌های اقتصادی دولت همواره در هم‌سویی با این سیاست‌ها بوده است.

برنامه‌ها و سیاست‌های نولیبرالی موسوم به «تعدیل ساختاری» که ریشه در سیاست‌های ترویجی «اجماع واشنگتن» دارند، تحت همین نام پس از جنگ هشت ساله‌ی ایران و عراق به جدیت دنبال شد. از دوره‌ی دوم دولت موسوم به سازندگی روند محافظه‌‌کارانه‌ی آن آغاز شد، در دوره‌ی اصلاحات، با ملاحظه‌ی آثار و تبعات منفی‌شان، اجرای آن‌ها روند محافظه‌کارانه‌تری به خود گرفت و در دوره‌ی پسااصلاحات و با روی کار آمدن دولت‌های نهم و دهم، اگر چه نه در چهارچوب «تعدیل ساختاری»، بلکه در قالب طرح‌ها و برنامه‌های دیگری چون «طرح تحول اقتصادی» و «هدفمندسازی یارانه‌‌ها» به جدیت پیگیری شده است.

بررسی تحولات سه دهه‌ی گذشته نشان می‌دهد در اغلب کشورهای کم‌توسعه‌ی اجرا کننده‌ی این برنامه‌ها، یک دولت سرکوب‌گر که با ایجاد فضای امنیتی خفقان و ارعاب، آثار اجتماعی و شوک ناشی از اجرای برنامه‌های اجماع واشنگتن را کنترل کند، از لوازم اجرای این برنامه‌ها بوده است. اکثر کشورهای آمریکای لاتین (به ویژه دیکتاتوری اگوستو پینوشه در شیلی) و همچنین روسیه در دوران «بوریس یلتسین»، بهترین نمونه در این باره می‌باشند.

برای مثال حوادث حوادث انتخابات روسیه نمونه خوبی در این زمینه است که زمینه‌ها و متن اجرای سیاست‌های مذکور را نشان می‌دهد:

«تمام دولت‌ها، رسانه‌ها، نظام بانکی و دستگاه‌های تبلیغاتی سرمایه داری، با هزینه‌ی بالغ بر ده‌ها میلیارد دلار به اعتبار پشتیبانی صندوق بین‌المللی پول برای به قدرت رسیدن بوریس یلتسین بسیج شدند... وقاحت سرمایه‌داری در ماجرای انتخابات فرمایشی روسیه به جایی رسید که یک مفسر نزدیک به وزارت دفاع آمریکا به خبرنگار CNN -که نگران نتیجه انتخابات بود- صریحاً گفت: «اگر میزان آرای یلتسین حتا چند درصد از زوگانوف کم‌تر باشد باز هم مسأله‌ای نیست، چرا که کمیسیون مرکزی نظارت بر انتخابات- که توسط خود یلتسین تعیین شده- نتیجه را به سود او اعلام خواهد کرد. اگر زوگانف به طرز چشمگیری از یلتسین جلوتر باشد، آنگاه پرزیدنت یلتسین چاره‌ای جز این ندارد که انتخابات را ملغی و حکومت نظامی اعلام کند» (نبوی و شهابی: 1385)

و بی جهت نیست که ادواردو گالئانو، نویسنده‌ و روزنامه‌نگار اروگوئه‌ای، در این باره گفته بود: «مردم "زندانی" شدند تا قیمت‌ها "آزاد" باشد»    

ادامه نوشته

شاخص بورس واقعي نيست!

در حالي كه مسوولان بازار سرمايه و بالاتر، افزايش 6 هزار واحدي شاخص كل بورس در 6 ماهه اول سال 89 را جشن مي گيرند، برخي فعالان بازار سرمايه معتقدند كه مدل جديد شاخص كه به عنوان شاخص كل بورس از اواخر سال 87 طراحي و مورد محاسبه قرار گرفته است به اين منظور است كه نماگرهاي بورس تهران را همواره در مدار صعودي نمايش دهد و از سقوط پي در پي آن جلوگيري كند، بنابراين اين شاخص بيانگر واقعيت بازار نيست.
شاخص، يك معيار آماري است كه تغيير حركت و جهت يك اقتصاد يا يك بازار سهام را نشان مي‌دهد که درصورت آن، حاصل جمع ارزش بازار شرکت‌هاي بورسي بوده و در مخرج آن عدد پايه شاخص قرار دارد. بر اين اساس يكي از مهمترين معيارهاي ارزيابي عملكرد سرمايه‌گذاري در بورس و حتي سرمايه‌گذاري‌هاي غير مالي، شاخص‌هاي بورس به خصوص شاخص كل بورس است.
در هر بازار بورس اوراق بهاداري بر اساس کارايي مي توان شاخص‌هاي زيادي تعريف و محاسبه كرد همانطور كه در تمام بورس هاي دنيا نيز شاخص‌هاي زيادي براي گروه‌ها و شرکت‌هاي مختلف محاسبه مي شود. بعنوان مثال در بازار سهام امريکا شاخص داو جونز تغييرات 30 شرکت صنعتي 20 شرکت حمل و نقل و 15 شرکت خدماتي را نشان مي دهد و يا شاخص نزدک تغييرات سهام خارج از بورس را نشان مي دهد.
در بورس اوراق بهادار تهران نيز شاخص هاي زيادي محاسبه مي شود که هر شخص يا گروهي بنا به نياز خود از آنها استفاده مي کند.به اين ترتيب هر شاخص داراي روش محاسباتي خاصي است كه معمولاً بر حسب تغيير از يك ارزش مبنا بيان مي‌شود. به عنوان مثال شاخص كل بورس تهران بر مبناي فرمول لاسپيرز با كمي‌ تعديل و بر پايه ارزش يكصد محاسبه مي‌ شود.

تاريخ محاسبه شاخص در بورس ايران

اين در حالي است كه بورس تهران از فروردين ماه 1369 اقدام به محاسبه و انتشار شاخص قيمت خود بر مبناي عدد پايه 100 و با نام تپيکس (TEPIX) كرد كه اين شاخص، نماگر تغييرات قيمت کل بازار است و به صورت ميانگين وزني محاسبه مي شود؛ اين شاخص 52 شرکت که در آن زمان کل شرکت‌هاي پذيرفته شده در بورس را شامل مي‌شدند، در برمي‌گرفت و در صورتي‌که نماد شرکتي بسته باشد يا براي مدتي معامله نشود، قيمت آخرين معامله آن در شاخص لحاظ مي‌ شود و تعداد سهام منتشره شرکت‌ها، معيار وزن‌دهي در اين شاخص است که اين امر منجر به تأثير بيشتر شرکت‌هاي بزرگ در شاخص مي‌شود.
در اين ميان شاخص قيمت و بازده نقدي يا همان شاخص بازده کل با نماد TEDPIX از فروردين 1377 در بورس تهران محاسبه و منتشر شده است. تغييرات اين شاخص نشانگر بازده کل بورس است و از تغييرات قيمت و بازده نقدي پرداختي، متأثر مي‌شود. اين شاخص کليه شرکت‌هاي پذيرفته شده در بورس را در بردارد و شيوه وزن‌دهي و محاسبه آن همانند شاخص کل قيمت (TEPIX) است و تنها تفاوت ميان آن دو در شيوه تعديل آن‌ها است به طوري كه شاخص قيمت و بازده نقدي علاوه بر موارد تعديل شاخص قيمت، در صورت پرداخت سود نقدي نيز تعديل مي‌شود.
علاوه بر اين شاخص بازده(سود) نقدي که با نماد TEDIX منتشر مي‌شود، بيانگر سطح عمومي بازده نقدي پرداختي شرکت‌ها است و مقدار آن از تقسيم پايه شاخص کل قيمت(TEPIX) بر پايه شاخص بورس( قيمت و بازده نقدي)(TEDPIX)، به دست مي‌آيد.

چرا محاسبه شاخص كل بورس تغيير كرد؟

شاخص كل قيمت، شاخص قيمت و بازده نقدي، شاخص بازده نقدي، شاخص صنعت، شاخص50 شركت فعالتر، شاخص تالار اصلي و فرعي از شاخص هايي بودند در بورس اوراق بهادار تهران مورد محاسبه قرار مي گرفتند ولي درراستاي اجراي بند 3 مصوبه شوراي عالي بورس و اوراق بهادار در تاريخ هشتم مرداد 86، مقرراتي براي تغيير در محاسبه شاخص بورس به پيشنهاد هيات مديره سازمان بورس و اوراق بهادار رسيد و در تاريخ 30 ارديبهشت 1387 در 10 ماده و 3 تبصره دستورالعمل نحوه تغيير شاخص‌هاي بورس يا تعريف شاخص‌هاي جديد تصويب شد.
بر اساس اين مصوبه بود كه شوراي عالي بورس اقدام به انتشار مقررات اجرايي نحوه تغيير در شاخص هاي بورس يا تعريف شاخص هاي جديد در بازار سهام كرد و همزمان با راه اندازي نرم افزار جديد معاملات موسوم به"جم" در روز 16 آذرماه، شاخص قيمت و ديگر شاخص هاي بورسي تغييراتي نسبت به گذشته پيدا کردند؛ به طوري كه شاخص بازده نقدي و قيمت از سال87 به عنوان شاخص كل در بورس معرفي شد و در حال حاضر به جاي شاخص قيمت، شاخص كل بورس به همراه شاخص صنعت، شاخص بازار اول، شاخص بازار دوم و اخيرا نيز شاخص آزاد شناور و شاخص30 شركت بزرگ در بورس اوراق بهادار تهران محاسبه مي شود.
شاخص قيمت كه به عنوان شاخص قديم بورس مطرح است در گذشته بر اساس تغييرات قيمت سهام بازار محاسبه مي شد به طوري که تغييرات تمام شرکت هاي بورسي در اين شاخص لحاظ مي شد اما در محاسبه فعلي شاخص قيمت از قيمت تعديل شده، استفاده مي شود به طوري كه قيمت سهم پس از تقسيم سود نقدي کاهش پيدا مي کند که در محاسبه جديد، پايه شاخص به اندازه سود تقسيم شده، تعديل مي شود تا تاثيري بر شاخص نگذارد. لذا شاخص قيمت تنها بر اساس تغييرات قيمت محاسبه مي‌شد ولي شاخص سود نقدي اثر تقسيم سود را نيز مورد بررسي قرار مي دهد.
به عنوان مثال، در محاسبه جديد درصورتي که قيمت سهام يک شرکت بورسي قبل از برگزاري مجمع عمومي عادي سالانه يک هزار و 200 ريال باشد و اين شرکت 200 ريال سود در مجمع تقسيم کند، در روز گشايش نماد تغييرات قيمت نسبت به مبلغ يک هزار ريال انجام مي شود تا تاثيري در شاخص به وجود نيايد.
اما درگذشته نحوه محاسبه شاخص به گونه ديگري بود به طوري كه اگر سهام يک شرکت بورسي يک هزار و 200 ريال بود و در مجمع 200 ريال سود تقسيم مي كرد، نماد با قيمت يک هزار و 100 ريال باز مي شد كه اين امر شاخص را منفي مي کرد. بنابراين درمحاسبه جديد، تغييرات شاخص نسبت به مرز يک هزار ريال براي شرکت مذکور انجام مي شود تا تاثيري در شاخص ايجاد نشود.

شاخص 18000 واحدي يا 13000واحدي؟

به اين ترتيب با تغييرات ايجاد شده در محاسبه شاخص بورس تهران، در شاخص جديد قيمت سهام يک شرکت قبل از مجمع منهاي سود تقسيمي اين شرکت محاسبه مي‌ شود كه عمده‌ترين اشکال محاسبه آن در اين است که امکان مقايسه شاخص با گذشته از بين رفته و نمي‌توان بر مبناي اعداد سال گذشته به يک نتيجه منطقي در مورد روند حرکت شاخص در سال‌جاري رسيد.
به طوري كه شاخص كل بورس در حال حاضر عدد 18 هزار واحد را نشان مي دهد در حالي كه شاخص قيمت كه به عنوان شاخص قديم بورس مطرح است در حال حاضر روي عدد 13 هزار و 500 واحد قرار دارد بنابراين شاخصي كه اكنون در محدوده 18000 هزار واحد قرار دارد با شاخص سال 83 قابل مقايسه نيست و نمي توان گفت كه شاخص از 13 هزار واحد در سال 83 به 18 هزار واحد در سال 89 رسيده است چراكه نحوه محاسبه شاخص تغيير كرده است به طوري كه آن زمان شاخص قيمت مورد محاسبه قرار مي گرفت و اكنون شاخص نقدي و قيمت به عنوان شاخص كل بورس در حال محاسبه و نمايش است.
بر اين اساس است كه برخي از فعالان بازار سرمايه نسبت به نحوه محاسبه شاخص، افزايش و مقايسه آن اعتراض دارند و معتقدند شاخص‌هاي قديمي نيز بايد در نرم‌افزار جديد معاملاتي بورس تعريف و براي عموم نمايش داده شود.
اما در اين ميان مدير عامل شركت بورس اوراق بهادار نظر ديگري دارد و معتقد است شاخص كلي كه در حال حاضر در بورس تهران محاسبه مي شود واقعي تر از شاخص قبلي است.
دكتر حسن قاليباف اصل در گفت و گو با ايسنا در پاسخ به اين سوال كه آيا شاخص كل بورس واقعيت هاي بازار را نشان مي دهد يا نه؟گفت: چون در بورس ما سود نقدي بالا و P/E‌ پايين است لذا شاخص قيمت و بازده نقدي(شاخص كل) واقعي تر است.
قاليباف در مورد اينكه آيا رشد اخير شاخص به تغيير فرمول محاسبه آن ارتباطي دارد يه نه؟گفت: در ماه هايي از سال سود نقدي روي رشد شاخص اثر گذار است و آن هم زماني است كه مجمع عادي شركتها برگزار مي شود و شركتها سود نقدي تقسيم مي كنند ولي زماني كه مجمع برگزار نمي شود، شاخص قيمت هر تغييري كند، شاخص كل نيز همان قدر دچار تغيير مي شود.
وي اضافه كرد: لذا تقسيم سود نقدي كه در شاخص بورس اثر گذار است فقط مربوط به ماه هايي از سال و معمولا در تير ماه و فصل مجامع شركتها است و در مابقي ماه‌هاي سال اين موضوع تاثيري روي شاخص كل بورس ندارد.
رئيس سازمان بورس نيز در مورد نحوه محاسبه شاخص كل بورس معتقد است:‌ از زماني كه نرم افزار جديد در بورس راه اندازي شد شاخص بورس قيمت‌ها را تعديل كرده و تقسيم سود را لحاظ مي‌كند كه اين محاسبه بر مبناي نرم افزار جديد است و روشي است كه در بورس‌هاي آمستردام و پاريس نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.
صالح‌آبادي با بيان اينكه نرم افزار جديد نمي‌تواند شاخص قديم را نشان دهد و شاخص درست شاخصي است كه در حال حاضر محاسبه و نشان داده مي‌شود، اظهار كرد: ‌در حال حاضر P/E بازار سرمايه بين پنج و شش مرتبه است درحالي كه در ساير بورس‌ها اين ميزان به بيش از 15 مرتبه مي‌رسد.زيرا براساس ميانگيني كه وجود دارد 80 درصد سود‌ شركت‌ها در مجمع تقسيم مي‌شود و تقسيم سود در كشور ما بيشتر از ساير كشورهاست.

نحوه محاسبه شاخص جدید بورس تهران در ادامه مطلب

ادامه نوشته

كتابهاي منتشره مالي "تئوري ها و مباحث سرمايه گذاری"

 
      عنوان : ارزیابی طرحهای تولیدی(سرمایه گذاری و تامین مالی پروژه ها)

   نويسنده : دکتر سید مهدی سید مطهری

   .جهت دسترسي به فايل كتاب روي اين قسمت كليك نماييد.
  (درصورت باز نشدن فايل روي اين قسمت كليك راست نموده سپس گزينه "Save Target As.." را انتخاب نماييد)

 

بقيه كتب در ادامه مطلب

ادامه نوشته

مالیه اسلامی (Islamic Finance)

ماليه اسلامي-islamic finance-www.nasima60.blogfa.comمقاله زير يكي از كارهاي كلاسيم در دوره تحصیلیم مي‌باشد كه خلاصه آن در كلاس سمينار در مسايل مالي ارائه گشت. مقاله مزبور از منابع مختلف جمع‌آوري شده و سعي بر آن بوده است آمارهاي ارايه شده نيز جديدترين باشند. در قسمت هجينگ اسلامي (پوشش خطر) نيز از ترجمه كتاب آقاي «سامي السويلم» استفاده شده است. اميدوارم فايل كامل اين مقاله مورد توجه شما قرار گيرد.
در پستهاي بعدي مقالات درسي ديگري در اختيار بازديدكنندگان محترم قرار خواهم داد...

 

ماليه اسلامي و ابزارهاي آن

چكيده:

بعد از گذشت چند قرن از تسلط نظام مالي غربي،‌ علايم عدم كارايي آن در ارائه‌ي الگوي بهينه مالي هويدا گشته است. بهره، به عنوان يكي از كليدي‌ترين مفاهيم در اين نظام قرار دارد و انتفاع از پول در زمره‌ي حقوق اوليه دارنده پول مطرح است. كارشناسان اين نظام معتقدند پول ارزش زماني دارد و وقتي دارنده آن از مصرف امروز آن صرف‌نظر مي‌كند و آن‌ را سرمايه‌گذاري مي‌كند، حق دارد بيشتر از مبلغ سرمايه‌گذاري اوليه را از قرض گيرنده مطالبه كند.
با ظهور اسلام، نظام تسهيم سود و زيان به عنوان اصل در روابط مالي بين افراد مطرح شد. در مقالة حاضر ابتدا بر آنيم ضمن تبيين ساختار و اصول اساسي ماليه اسلامي  و كاركردهاي آن در سه سطح بانكداري اسلامي، بازار سرمايه و بيمه اسلامي، با مهمترين سازمان‌هاي پولي-مالي اسلامي نيز آشنا شده و در ادامه ابزارهاي تأمين مالي-اسلامي، صكوك و انواع آن را مورد بررسي قرار دهيم. در نهايت نيز توضيحات شايسته و بايسته‌اي درباره پوشش ريسك و ابزارهاي مشتقه در بازارهاي مالي اسلامي ارائه مي‌گردد.

ضرورت رويکرد به ماليه اسلامي
مبحث تامين مالي اسلامي چندي است که در فضاي بين‌المللي اهميت بسيار بالايي يافته است و علاوه بر آن‌که نهادها و ابزارهاي مالي اسلامي متنوعي در کشورهاي اسلامي (و غيراسلامي) ابداع و به کارگرفته شده، در دانشگاههاي معتبر بين‌المللي اين مبحث نيز به عنوان دوره‌هاي تحصيلي تدريس و علاقمندان زيادي جلب نموده و لذا مي‌توان ادعا کرد که تامين مالي اسلامي هم اکنون به عنوان يکي از جلوه‌هاي بارز و از رقيبان اصلي تامين مالي سنتي در فضاي بين‌الملل مورد توجه است.
در مقطع كنوني برخي موضوعات محوري همانند ابلاغ سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي، جهاني‌سازي و ضرورت وحدت و انسجام مالي اسلامي كشور ايران را به عنوان ام‌القراي كشورهاي اسلامي و نيز به عنوان كشوري كه نيات و اهداف بلندنظرانه اقتصادي را در سر مي‌پروراند و آن رسيدن به مقام اول اقتصادي در منطقه خاورميانه است، در ميان فرصت‌ها و تهديدهايي قرار داده است كه مي‌تواند انقلابي اقتصادي در آينده به وجود آورد.
اما براي تحقق اين اهداف اقتصادي بايد اولا نسبت به طراحي و به كارگيري نهادهاي پولي و مالي جديد اقدام كرد و ثانيا ابزارهاي مالي جديدي را نيز طراحي كرده و به كار گرفت. بديهي است كه اين اقدامات بايد منطبق با دين مبين اسلام بوده تا با شكل‌گيري نهادهاي پولي و مالي جديد و ابزارهاي نوين مالي اسلامي زمينه لازم براي تحرك اقتصادي كشور فراهم آيد. به بيان ديگر نهادهاي مالي همانند موتور محركه اقتصاد يك كشور هستند و چنانچه خواهان توسعه و پيشرفت دو چندان در حوزه اقتصاد كشور باشيم بايد موتورهاي محركه متناسب با سرعت، شتاب و حجم عمليات پيشرو طراحي و حركت داده شوند.
تامين مالي اسلامي با رويكرد ابداع ابزارهاي نوين براي تامين مالي پروژه‌هاي صنعتي، نيرو و انرژي و مستغلات و... و با توانايي جايگزين پذيري تامين مالي سنتي در كشورهاي مسلمان از مهمترين فرصت‌هاي پيش روي نظام مالي كشور براي توسعه اقتصادي مي‌باشد؛ كه در اين راستا نهادها، سازمانها و شركت‌هاي متنوعي وجود دارند كه يا نيازمند تامين مالي هستند مانند شركت‌هاي حوزه صنعت و معدن، انرژي، آب و نيرو و... يا توسعه تامين مالي اسلامي نيازمند تلاش و درگيري آنها مي‌باشد مانند سازمان‌ها و نهادهاي دولتي و ...

كلمات كليدي: ماليه اسلامي، فاينانس اسلامي، منع ربا، غرر، صكوك، هجينگ، Islamic Finance,Sukuk,Hedging

متن کامل مقاله
Islamic Finance-2008.pdf

مواد آزمون و نمونه سئوالات آزمون هاي بازار سرمایه (مقدماتي و حرفه اي بورس)

نمونه سئوال اصول مقدماتی بازار سرمایه ( بورس اوراق بهادار )

فهرست مواد آزمون

ردیف

عنوان درس

تعداد سؤالات

ضریب

جزئیات سرفصل درس

1

زبان انگلیسی (مقدماتی)

20

2

Doc

2

آمار و ریاضیات (مقدماتی)

30

2

Doc

3

مدیریت مالی (مقدماتی)

30

3

Doc

4

اقتصاد خرد و کلان

30

2

Doc

5

مدیریت سرمایه‌گذاری (مقدماتی)

30

4

Doc

6

قوانین، مقررات و امور عملیاتی بورس اوراق بهادار (1)

30

4

Doc

 

نمونه سوالات:

  • آزمون اصول مقدماتی اردیبهشت 86 (دفترچه شماره یک)
  • آزمون اصول مقدماتی اردیبهشت 86 (دفترچه شماره دو)
  • آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه آبان 86
  • آزمون اصول مقدماتی مشترک آبان 86
  • آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه اردیبهشت 87
  • آزمون اصول ویژه بازار سرمایه اردیبهشت 87
  • آزمون اصول مقدماتی مشترک اردیبهشت 87
  • آزمون اصول مقدماتی مشترک اوراق بهادار آبانماه 87
  • آزمون اصول مقدماتی اوراق بهادار آبانماه 87
  • آزمون اصول مقدماتی دفترچه مشترک اردیبهشت 88
  • آزمون اصول مقدماتی بورس اوراق بهادار دفترچه اختصاصی  اردیبهشت 88
  • آزمون اصول مقدماتی بورس اوراق بهادار آبان 88

    جهت کسب اطلاعات مربوط به همه آزمون‌های بورس شامل اصول مقدماتی بازار سرمایه اوراق بهادار و بورس کالا، تحليل‌گري بازار سرمايه اوراق بهادار و بورس كالا و آزمون معاملات قراردادهاي آتي می‌توانيد نام آن آزمون را از بین تصاویر زیر یافته، آنگاه با کلیک بر روی آن تصویر، به اطلاعات مورد نظر شامل توضیحات آزمون، لیست مفاد امتحانی، منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر و نمونه سوالات سال‌های گذشته دسترسی پیدا نماييد.

  • ادامه نوشته

    روشهای تحلیل گری قیمت سهام در بورس اوراق بهادار

    مقدمه:

    یکی از عواملی که در توسعه و رشد بازار سرمایه نقش موثری دارد آشنایی سرمایه گذاران و معامله گران بازار سرمایه با روشهای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و افزایش توان تحلیل گیری آنها است. بی شک از طریق تجزیه و تحلیل دقیق و هوشیارانه می توان ریسک بازار سرمایه یا مخاطره سرمایه گذاران را تقلیل داد و جلوی ضرر و زیان افراطی و ناشی گری حاصل از برآیند سرمایه گذاری را خنثی نمود. در خصوص آنالیز قیمت سهام و سرمایه گذاری در دارائیهای مالی در ادبیات مالی سه دیدگاه کلی وجود دارد که شامل روش بنیادین (Fundamental) روش چارتیست یا تکنیکال (Technical) و روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT) است که در ادامه این مبحث به آنها پرداخته می شود.

    http://newfinance.blogfa.com/روشهای تحلیل گری قیمت سهام در بورس اوراق بهادار

    1- روش بنیادین (Fundamental Method)
    در بازار سرمایه ارزش سهام بر اساس میزان منافع آتی و اطمینان از تحقق آنها تعیین می گردد و هر اندازه اطمینان نسبت به کسب بازده بیشتر باشد مخاطره از دست دادن اصل سرمایه و سود آن کمتر می رسد.
    عوامل و متغیرهای متعددی در بازار سرمایه و در سطح کلان کشور بر روی قطعیت یا عدم قطعیت سود و نیز تغییرات قیمت دارائیهای مالی اثر می گذارد. به همین خاطر روش بنیادین به بررسی دقیق عوامل محیطی که ممکن است بر روند حرکت قیمت سهام و به تبع آن بر بازده دارائیهای مالی تاثیر گذارد می پردازد. در این روش به منظور تحلیل گزینه های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار قاعدتاً بایستی به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادین است توجه نمود.

    الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور:
    در نظام کنونی اقتصاد جهانی ، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می کند و وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی کشور در حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سود آوری شرکتها خواهد گذاشت. بنابراین در تحلیل بنیادین ابتداً بایستی تغییر و تحولات اوضاع اقتصادی حال و جهت گیری های آتی بدقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
    این تجزیه و تحلیل شامل بررسی شاخص های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، تولیدات ملی، نرخ بهره، نرخ ارز، میزان بیکاری، نرخهای رشد اقتصادی و سیاستهای پولی و مالی دولت و سایر نهادهای تاثیر گذار است که تحلیل گر با بررسی آنها پیش بینی های دقیق تری از وضعیت بازار سهام و صنعت خاص بعمل می آورد و از دور نمای آتی سهام موجود در بازار و بالحض سهام شرکت مورد نظر مطلع می گردد.

    ب –بررسی صنعت مورد نظر:
    دومین مرحله از تحلیل بنیادین بررسی وضعیت و موقعیت فعلی صنعت مورد نظر و روند رشد آتی آن است. سهامداران و معامله گران برای شرکتهایی که در صنایع روبه رشد و سود آور فعالیت می کند ارزش بیشتری قایل هستند. عوامل مطلوب صنعت در این تحلیل عبارتند از:

    ب – 1- تقاضای رو به رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت
    ب – 2- برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی برای نفوذ در بازار داخلی نباشند. ویژگی ممتاز می تواند از نیروی کار ماهر و متخصص، اسم و رسم تجاری مناسب، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود.
    ب – 3- محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت ، مطلوبتر خواهد بود.
    ب-4- دخالت محدود ارگانهای تصمیم گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکتها و اتخاذ تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و بازده شرکت را فراهم می آورد.
    ب-5- استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز گاهاً فشردگی بازار صنعت مورد نظر باعث می گردد که رقباء جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها قرار نگیرد.

    ج- تجزیه و تحلیل شرکت:
    در مرحله سوم تحلیل بنیادین، تحلیل گر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی شرکتی را از میان شرکتهای موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید.

    ج-1- موقعیت رقابتی برتر شرکت: در هر صنعتی شاید دهها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند لیکن ممکن است تنها چند شرکت عمده موفقیت چشمگیری در بازار داشته باشند بررسی موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن، سهم بازار شرکت از صنعت ، کیفیت محصولات یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی می باشد.
    ج-2- کیفیت عملکرد مدیریت شرکت: از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت ها و تواناییهای مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به خصوصیات و ویژگیهای مدیران آن شرکت همانند تجربه، تحصیلات، موفقیت های قبلی، نوآوری، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود. و در وهله دوم اعمال مدیریت یعنی کارایی مدیریت در اداره دارائیها، تولید و عملیات، فروش محصولات، به خدمت گرفتن فناوری جدید و عرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
    ج-3- بررسی موقعیت مالی شرکت از قبیل نسبت های سود آوری، بدهی، کارایی و نقدینگی و مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است.
    بررسی ها نشان می دهد که تحلیل بنیادین از توان بالقوه ای برای تشخیص وضعیت کلان اقتصاد حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکتها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار میدهدو نیز مهارت نگاه نمودن از بالا به پائین را به تحلیل گران می آموزاند و با این مشخصه ها ضمن اینکه احتمال بدست آوردن منفعت مورد انتظار را تقویت می کند نوعی منطق گرایی مالی را نیز به سرمایه گذاران عرضه می دارد. مزیت اصلی تحلیل بنیادین کاربرد فراوان اش در سرمایه گذاری های میان مدت وبلند مدت است.

    2- روش تکنیکال (Technical Method)
    متخصصین و معتقدین روش تکنیکال (Technical) بر این باورند که در بازار سهام، تمامی اطلاعات موردنیاز در قیمتها نهفته است. و با تمرکز بر روی قیمت های دوره های قبل و زمان حال سهام و پیش بینی آتی آن می توان از یک انتخاب مناسب در بازار سود جست. در واقع تکنیکالیست ها بر عکس بنیادگراها که به چرایی قیمت ها تاکید داشتند بر روی «چیستی قیمت تمرکز دارند». این نوع سرمایه گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده آن و امکان تکرار الگوهایی مشابه صورت می پذیرد. زیرا تکنیکالها ابراز می دارند که تمامی وقایع جاری اقتصادی کشور و نیز صنعت و انتظارات سهامداران نهایتاً بر قیمت سهام تاثیر گذاشته است. لذا بایستی پیشینه تاریخی و نمودار قیمت سهام بدقت بررسی گردد.
    در واقع تحلیل گر یا تکنسین صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارد که در قالب نمودار (Chart) عرضه می شود به همین دلیل به تکنسین ها، چارتیست نیز گویند. چارتیست ها عنوان می دارند که قیمتهای کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می رسد ممکن است بتدریج به الگوهای قابل تکراری تبدیل شوند. این تکرار قیمتها یک روند (Trend) را ایجام می کند که می تواند حالت صعودی (uptrend) یا نزولی (Down Trend) به خود گیرد و نوع معامله (Trade) در هر یک از حالت متمایز از دیگری خواهد بود. استراتژی معامله گر (یا سهامدار) برای تعیین زمانهای خرید یا فروش بستگی مستقیم به مدت انتظار او برای رسیدن به سود دارد. این زمانها می تواند بسیار کوتاه در حد چند ساعت یا نسبتاً طولانی به چندین سال برسد. که عملاً در بازار سهام ایران بدلیل محدودیت های قانونی موجود و فقدان سیستمهای خرید و فروش بلادرنگ (Real Time) خرید و فروش در کمتر از یک هفته عملاً امکان پذیر نیست. این متد تحلیل نیاز به یک شعور باز و عاری از هرگونه تعصب به سهام شرکت مورد نظر دارد تا تحت تاثیر شایعات و اطلاعات نادرست و گمراه کننده قرار نگیرد و همچنین نیاز به نرم افزار محاسباتی است که اطلاعات شرکتها را بعنوان ورودی پذیرفته و خروجی آن نموداری از روند قیمت ها باشد.

    عوامل اصلی موفقیت در این روش نیازمند داشتن تبحر، ممارست و یادگیری مداوم و توانایی در مهارتهای زیر است.
    1- مطالعه و بررسی عمیق که باید با صرف وقت و در آرامش و بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً شایعات صورت گیرد.
    2- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه خرید یا فروش که بلافاصله باید به آن عمل کرد.
    3- بعد از اقدام (خرید یا فروش سهم) رفتار آن همواره زیر ذره بین قرار گیرد و بررسی و تحلیل حالت استمرار داشته باشد.

    مراحل بررسی قیمت سهام توسط چارتیست ها یا تکنیکالیست ها به قرار زیر است:
    1- انتخاب نوع نمودار از لحاظ بعد زمانی (همانند تغییرات قیمت در هر ساعت، روز، هفته، ماه و ...) و نیز انتخاب اشکال نمودار از قبیل میله ای، خطی، شمعی (Gandlistick) که معمولاً از مورد آخری جهت نشان دادن روند ها استفاده بعمل می آورند.
    2- بررسی روند شاخص کل
    3- بررسی روند شاخص 50 شرکت برتر (خصوصاً اگر سهم مورد نظر بین این شرکتها باشد)
    4- روند قیمتی سهم که برای معاملات میان مدت و کوتاه مدت دوره های روزانه وهفتگی و برای افق بلند مدت دوره های ماهانه بررسی می گردد.
    5- تعیین سطح مقاومت (Risstance) یا حد بالای قیمت و سطح حمایت (Support) یا حد پائین قیمت و نقطه پرش (Breakout) یا قیمتهای بالاتر از دو نقطه فوق الذکر است. در این حالت فرصت های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات در دو سطح حمایتی و مقاومتی مشخص می شود که نحوه تعیین اینگونه فرصتها خود به مهارت و تبحر و درک تکنسین ها بستگی دارد که بدقت حرکات بازار را تشخیص می دهند و از روند گذشته نتیجه گیری بهتری داشته باشند.

    3- روش تئوری مدرن پرتفولیو Modern Portfolio Theory)-MPT)
    این روش که ابتدا توسط هری مارکویتز بصورت عملی بیان شد بر اساس یک سری مفروضات خاصی است که اهم آن گویای این است که بازار کارا است و انتشار اطلاعات بصورت یکپارچه و در اختیار همکان است و شفافیت اطلاعات در معاملات حاکم است.
    مبنای این روش بر پایه این استدلال استوار است که احتمال خطر از دست دادن سرمایه یا سود یک نوع سهام در بازار بسیار بیشتر از مجموعه یا ترکیب سهام است. لذا قاعدتاً سرمایه گذار حرفه ای نباید تمامی سرمایه خود را دریک قلم دارایی سرمایه گذاری کند (و منطق اقتصادی نیز این را تایید می کند). بلکه بایستی آن را در مجموعه ای از سهام یا دارائیها سرمایه گذاری کند که این مجموعه به پرتفوی معروف است. پرتفوی یا سبد سهام متشکل از سهام متعدد شرکتهایی است که در شرایط عادی احتمال کاهش بازده همه دارائیها تا حدودی به صفر نزدیک است. و تلاشها بر این است که ریسک غیر سیستماتیک یا تنوع پذیر به حداقل ممکن تقلیل یابد. به همین جهت ترکیب پرتفوی بهتر است به گونه ای باشد که نوسانات مشابهی نداشته باشند یعنی زمانیکه بازده یکی کاهش پیدا می کند بازده دیگری افزایش یابد در این راستا مراحل زیر توسط سرمایه گذار و یا معاملگر در بازار رعایت می گردد.
    1- تعیین بازده مورد انتظار سبد سهام و تک تک سهام
    2- ارزیابی وضعیت سهام مختلف و انتخاب آنها
    3- بهینه نمودن ترکیب سهام (پرتفوی)
    4- ارزیابی پرتفوی و بازنگری در مجموعه سهام
    تحلیل پرتفوی، کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و بازده و نیز تجزیه و تحلیل بازار دارد و به همین خاطر نرم افزارهای طراحی شده است که قابلیت محاسبه ریسک بازار و مقایسه آن با ریسک صنعت و شرکتها را دارد.
    در روش پرتفوی مدرن مجموعه تلاشها وقف این است که بازده پرتفوی فرد سرمایه گذار به بازده بازار نزدیک گردد و در وضعیت مطلوب، بازدهی بیشتر از آن بدست آورد. در این حالت پرتفوی کل بازار یک شاخص ارزیابی است که ریسک آن نیز با شاخص بتا (Beta)محاسبه می شود. این تحلیل کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و تجزیه و تحلیل بازار دارد و مبنای کار سرمایه گذاران حرفه ای است.

    نتیجه گیری:
    در تجزیه و تحلیل قیمتهای سهام و گزینش تصمیمات سرمایه گذاری هر سه روش فوق الذکر کاربرد زیادی دارند لیکن ترکیبی از هر سه متد قدرت تشخیص و رویه های انتخاب بهتری را به سرمایه گذارعرضه می دارد. بطوریکه روش بنیادین از دید کلی وضعیت کنونی بازار و دور نمای آتی را شناسایی می کند. روش تکنیکال با بررسی دقیق قیمتها می خواهد اشتباهات گذشته تصمیم گیری را تکرار نکند و از لغزش ها دوری جوید و پیش بینی خود را بر منطق دقیق و عاری از هرگونه احساسات فردی استوار نماید. در حالیکه روش MPT نیز که اساس و پایه تحلیل های موجود بازار سرمایه است درصدد این است که از ریسک های غیرسیستماتیک اجتناب نموده و یا کاهش داده و به کسب بازده معقول (نسبت به ریسک آن) بیاندیشد. اما تجربه نشان داده است که ترکیب روشهای فوق ابزاری به مراتب بهتر جهت تحلیل قیمت و بازده سهام است مخصوصاً در بازارهای سهامی که سرمایه گذاران آن زیاد حرفه ای بنظر نمی رسند.

    منابع:
    1- ایزدی، حسن؛ اصول و فنون تشکیل سبد سهام، نشر مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران.
    2- بریلی، ریچاد؛ خطر و بازده، ترجمه حسین عبده تبریزی، نشر آگاه.
    3- پارکر جونز، چارلز؛ مدیریت مجموعه سهام، ترجمه محمد شاه علیزاده، نشر مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران.
    4- جهانخانی و پارسائیان؛ بورس اوراق بهادار، نشر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران.
    5-جونز، چارلز پی؛ مدیرت سرمایه گذاری، ترجمه رضا تهرانی و عسگر نوربخش، نشر نگاه دانش.
    6- طاهری، کامبیز؛ مبانی معاملات بورس، نشر ترمه.
    7- مجموعه قوانین و مقررات بورس اوراق بهادار.

    سياست‌هاي مالي و بحران‌هاي اقتصادي

    سياست‌هاي مالي و بحران‌هاي اقتصادي

    دكتر موسي غني‌نژاد*
    بحران مالي سال 2008 ميلادي موجب شد كه سياست‌هاي مالي در مركز توجه سياست‌گذاران و نظريه‌پردازان اقتصادي قرار گيرد. از همان آغاز، با عميق‌تر شدن بحران مالي در ايالات متحده آمريكا، مقامات دولتي با تكيه بر سياست‌هاي مالي‌درصدد مقابله با آن برآمدند.

    http://newfinance.blogfa.com/سياست‌هاي مالي و بحران‌هاي اقتصادي

    سياست‌هاي ناظر بر كاهش ماليات‌ها به منظور تشويق مردم به مصرف بيشتر و نيز اختصاص صدها‌ميليارد‌دلار از سوي وزارت دارايي (خزانه‌داري) براي كمك به بنگاه‌ها و موسسات مالي بحران زده، نمونه‌هاي بازرسي در اين زمينه به شمار مي‌روند.
    نكته مهم اينجا است كه تاكيد بر سياست‌هاي مالي براي چاره‌جويي بحران مالي و اقتصادي منحصر به ايالات متحده نيست، اغلب كشورهاي صنعتي و نوظهور از اروپا گرفته تا آسيا رويكرد كم و بيش مشابهي اتخاذ كرده‌اند. ظاهرا براي عبور از بحران، سياست‌هاي انبساطي كينزي دوباره مورد اقبال قرار گرفته و تبعات منفي اين‌گونه سياست‌ها در درازمدت كه تجربه تاريخي ركود تورمي دهه‌هاي 1960 و 1970 شاهد آن بود، به فراموشي سپرده شده است.
    اين بي‌توجهي شايد خود نشانه غفلت بزرگ‌تر و عميق‌تري باشد كه ناشي از ناديده گرفتن تاثير سياست‌هاي مالي انبساطي و انباشته شدن بدهي‌هاي بخش عمومي بر شكل‌گيري انواع حباب‌هاي مالي در سطح ملي و بين‌المللي است. به سخن ديگر، اين پرسش هنوز با جديت مطرح نشده است كه اگر برخلاف تصور رايج، علت اين بحران همانند بحران‌هاي مشابه گذشته، در ايجاد رونق تصنعي و پيشي گرفتن سرمايه‌گذاري‌بر پس‌انداز باشد در اين صورت سياست‌هاي مالي انبساطي سرگنگبيني نيست كه در نهايت بر صفراي بيمار خواهد افزود؟

    متن کامل مقاله در ادامه مطلب>>>

    ادامه نوشته

    استراتژي‌هاي جلوگيري از ضرر در بازار سهام

    استراتژي‌هاي جلوگيري از ضرر در بازار سهام

    قوانين ثروت‌اندوزي

    باید با این حقیقت رو به رو شویم که اغلب مردم نمي‌دانند چه زمانی باید سهامي ‌که ارزش خود را از دست مي‌دهد بفروشند. بیشتر افراد در چنین شرایطی قادر به تصمیم‌گیری نیستند و از خود مي‌پرسند «آیا باید دارایی خود را نگه دارم و امیدوار باقی بمانم یا باید از همین جا جلوی ضرر را بگیرم؟».

    این حالت بی‌تصمیمی، اغلب دائمي‌است و آن قدر ادامه پیدا مي‌کند که فرد به خودش مي‌گوید «دیگر برای فروش خیلی دیر شده است».
    یکی از دوستان خوب من به خاطر این که دائم به خود مي‌گفت «برای فروش خیلی دیر شده» تمام آنچه را که داشت از دست داد. وی با توجه به توصیه‌های دوستش مبلغ قابل توجهی سهام خرید. چیزی نگذشت که ارزش این سهم‌ها نصف شد و اما باز همان دوست که با بازار آشنایی داشت توصیه کرد که همچنان باید از همان سهم خرید. دوست من هم همین کار را کرد. وی خیلی دیر خرید این سهام را متوقف کرد و تمام پولش را از دست داد.

    شاید چنین چیزی برای شما هم پیش آمده باشد. بعد از این که مقاله امروز را خواندید، اگر توصیه من را در نظر بگیرید از حالت بی‌تصمیمي‌ خارج مي‌شوید. در این صورت دیگر وقتی سر به بالین مي‌گذارید، نگران این نیستید که فردا بازار به چه سمتی خواهد رفت؛ زیرا بر خلاف دیگر سرمایه‌گذاران، طبق برنامه مي‌دانید که چه زمانی باید از بازار خارج شوید و چه زمانی باید منتظر سود‌های احتمالی بمانید.

    خرید سهام آسان است. هزاران تئوری در مورد این که چه زمانی و چرا باید سهم خرید وجود دارد؛ اما زمانی که بحث پول درآوردن مي‌شود، خرید تنها نیمي‌از مسائل را حل مي‌کند.

    هیچ کس راجع به قسمت سخت کار یعنی زمان مناسب برای فروش چیزی نمي‌داند.
    من مي‌خواهم شما بدانید برای این که با موفقیت سرمایه‌گذاری کنید، باید همان‌طور که برای ورود به بازار تحقیق و تامل مي‌کنید، برای خروج از بازار نیز استراتژی تعیین کنید.
    چطور کسب و کارها را ارزیابی کنیم؟

    در انواع کسب و کارها و سهام، باید یک برنامه و یک استراتژی خروج داشته باشید. در این صورت مي‌دانید که دقیقا کی باید به بازار وارد شده و چه زمانی از بازار خارج شوید. استراتژی‌ای که من مي‌خواهم به شما نشان دهم این اجازه را مي‌دهد که تا زمانی که در بازار هستید سود کرده و ضررهای خود را حداقل کنید، اما قبل از آنکه استراتژی خاصی را پیش بگیرید به مثال زیر توجه کنید:
    بیایید فکر کنیم که شما در ایالات‌متحده در کسب و کار فروش لباس‌های اسپرت فعالیت مي‌کنید. شما پول زیادی از این راه به دست آورده‌اید و حالا مي‌خواهید در باهاماس شانس خود را امتحان کنید. شما اندازه بازار را در نظر مي‌گیرید و متوجه مي‌شوید که مي‌توانید در دو بازار لباس گلف و لباس شنا به منفعت برسید. واضح است که این دو محصول دو بازار متفاوت را هدف مي‌گیرند.

    شما در هر کدام از این بازارها 100000 دلار سرمايه‌گذاری مي‌کنید. در انتهای سال اول، لباس‌های گلف 20000 دلار سود داده‌اند. اما لباس‌های شنا 20000 دلار ضرر داده‌اند. شما دقیقا نمي‌دانید که چرا چنین وضعیتی ایجاد شده برای همین در طرح‌ها و بازاریابی کالای خود  تغییراتی ایجاد کرده و یک سال دیگر را هم به همین نحو ادامه مي‌دهید.
    در سال بعد همین اتفاق تکرار مي‌شود. شما یک 20000 دلار دیگر روی لباس‌های گلف به دست مي‌آورید و 20000 دلار هم در بازار لباس شنا ضرر مي‌دهید. پس از دو سال مي‌توان با اطمینان گفت که کسب و کار فروش لباس گلف جواب داده و کسب و کار فروش لباس شنا شکست خورده است.

    حال بیایید فرض کنیم که شما آماده اید که در یکی از این کسب و کارها 100000 دلار دیگر سرمايه‌گذاری کنید. واضح است که کدام بازار را انتخاب مي‌کنید. شما به عنوان صاحب کسب و کار تصمیم مي‌گیرید که در صنعت موفق بیشتر سرمايه‌گذاری کنید؛ اما همان‌طور که خواهید دید این دقیقا کاری است که 99 درصد سرمايه‌گذاران آمریکایی انجام نمي‌دهند.

    چطور سهام خود را ارزیابی کنیم؟
    بگذارید ابتدا یک سوال را مطرح کنم. «مالک سهام» بودن دقیقا به چه معنی است؟ این سوال هیچ نکته انحرافی ای ندارد. مالکیت سهام به این معنی است که شما مالک جزئی از یک شرکت هستيد. این مالکیت را مي‌توان با مالکیت یک شرکت فروش لباس اسپرت مقایسه کرد.

    با این که مالکیت یک شرکت با مالک سهام یک بنگاه بودن تفاوت بنیادی ندارد، رفتار اغلب افراد در قبال این دو مالکیت متضاد است.
    حال فرض کنیم شما سهام شرکت‌های فروش لباس‌های ورزشی را خریداری کرده‌اید. سهام هر کدام از این شرکت‌ها 10 دلار فروخته مي‌شود. در انتهای سال اول، ارزش سهام شرکت لباس گلف که سودده است به 12 دلار مي‌رسد و ارزش سهام شرکت لباس شنا به 8 دلار افت مي‌کند. در انتهای سال دوم نیز سهام شرکت فروش لباس گلف به 14 دلار مي‌رسد و ارزش سهام شرکت فروش لباس شنا به 6 دلار کاهش پیدا مي‌کند.

    ترجیح مي‌دهید که کدام سهم را داشته باشید؟
    با وجودی که مي‌دانید باید بر اساس مثال مربوط به کسب و کار سهام برنده را بخرید، اغلب سرمايه‌گذاران طور دیگری رفتار مي‌کنند. آنها پول ارزشمند خود را صرف خرید سهام بد مي‌کنند به این امید که اوضاع برگردد. آنها سهام بازنده را خریداری مي‌کنند.
    استراتژی توقف ضرر

    من معتقدم که در بازار سهام و در کسب و کارها هر کسی باید یک استراتژی خروج داشته باشد تا بتواند جلوی ضررهای بیشتر را بگیرد. اگر شما این قانون را در دستور کار قرار دهید، شانس خوبی برای موفقیت خواهید داشت. در غیر این صورت، شکست خواهید خورد.

    استراتژی خروجی مورد نظر من بسیار ساده است. من زمانی که ببینم سهمم سقوط مي‌کند از استراتژی خروجم استفاده مي‌کنم تا از خودم حفاظت کنم.  مهمترین عنصر در این استراتژی قانون 25 درصد است. من زمانی که ارزش یک سهم 25 درصد نسبت به ارزش ماکزیمم اش کاهش پیدا کند سهام خود را مي‌فروشم. برای مثال، اگر من یک سهام را در قیمت 50 دلار بخرم و این سهم تا 100 دلار افزایش ارزش پیدا کند، زمانی آن را مي‌فروشم که از 75 دلار ارزان‌تر شود.

    نگذارید ضررهایتان به ضررهای بزرگ تبدیل شوند
    با استراتژی خروج مي‌توان فهمید که من چه زمانی از بازار لباس‌های ورزشی خارج مي‌شوم. به یاد آورید که سهم این شرکت بلافاصله بعد از آن که آن را به قیمت 10 دلار خریدم کاهش ارزش پیدا کرد. من صبر نمي‌کنم تا قیمت این سهم به 6 دلار کاهش پیدا کند بلکه آن را زمانی که به 7.50 دلار برسد مي‌فروشم.

    در واقع اگر قیمت سهام به 8 دلار کاهش یابد شما فقط به 25 درصد افزایش ارزش نیاز دارید که به همان جایی برگردید که بودید، اما اگر بگذارید که سهمتان به 5 دلار کاهش پیدا کند باید منتظر باشید ارزش آن 100 درصد افزایش پیدا کند تا ضررتان جبران شود. احتمال این امر بسیار کم است.

    با نگاهی به جدول زیر مي‌بینید که پس از یک ضرر بزرگ رسیدن به نقطه سربه‌سر بسیار سخت است.

    اما چه چیزی در مورد رقم 25 درصد این قدر جادویی است؟ در واقع هیچ چیز. مهم نظم است. بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای از معیارهای سفت و سخت‌تری استفاده مي‌کنند.
    خلاصه آنکه من مي‌خواهم بگویم شما هرگز نمي‌خواهید در موقعیتی قرار بگیرید که سهامتان 50 درصد ارزش خریدش را از دست بدهد، چون در این صورت ارزش سهامتان باید 100 درصد یا بیشتر افزایش یابد تا به جایی که بودید برگردید. بله با استفاده از استراتژی خروج مي‌توانید از چنین وضعیتی اجتناب کنید.  

    * متخصص سرمايه‌گذاری کم خطر



    استیو جاگراد
    مترجم: پریسا آقاکثیری، مصطفی جعفری
    منبع: www.dailywealth.com

    بورس پس از هدفمندی یارانه ها

    بورس پس از هدفمندی یارانه ها

    قانون هدفمند کردن یارانه‌ها دارای دو محور اصلی است:

    محور اول عبارت است از، حذف یارانه و آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی اعم از بنزین، نفت گاز، نفت کوره، نفت سفید و گاز مایع و سایر مشتقات نفت، نفت خام تحویلی به پالایشگاه‌های داخلی، گاز طبیعی، برق، آب و کالاهایی از قبیل گندم، برنج، روغن، شیر، شکر، دارو، خدمات پستی، خدمات ریلی (مسافری). جهت تعیین فرآیند زمانی آزادسازی قیمت‌ها، در حالی که دولت در قانون تقدیمی خود به مجلس بر آزادسازی قیمت‌ها حداکثر تا 3 سال تاکید داشت، بر اساس تصویب مجلس، دولت موظف شد تا فرآیند آزادسازی قیمت‌ها را به تدریج و در یک دوره پنج ساله تا پایان برنامه پنجم به انجام برساند. بر اساس قانون فوق، قیمت حامل‌های انرژی باید پس از برنامه پنج‌ساله پنجم، به بالاتر از 90 درصد قیمت‌های فوب خلیج‌فارس، قیمت گاز طبیعی به بالاتر از 75 درصد قیمت گاز صادراتی و قیمت سایر موارد تا میزان بهای تمام شده افزایش یابد. بنابراین اساس قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، نوعی باز تولید ماده 3 قانون برنامه چهارم توسعه پیش از تصویب طرح موسوم به تثبیت قیمت‌ها در مجلس هفتم می‌باشد. 


    با توجه به شرایط فعلی، برای مثال از آنجا که هزینه تمام شده انرژی الکتریکی (برق) حدود 70 تومان می‌باشد، قیمت برق باید طی 5 سال از قیمت 13 تومان فعلی به حدود 70 تومان (بیش از 5 برابر) برسد و قیمت آب نیز طبق تخمین‌ها باید بیش از 3 برابر افزایش یابد. یا با توجه به قیمت‌های فعلی انرژی در بازار خلیج‌فارس، قیمت بنزین باید از 100 تومان به حدود 550 تومان (5/5 برابر)، نفت گاز از 5/16 به حدود 470 تومان (حدود 28 برابر)، نفت کوره از 5/9 تومان به حدود 370 تومان (حدود 38 برابر) و قیمت گاز طبیعی از 8 تومان باید به بیش از 60 تومان (بیش از 7 برابر) افزایش یابد.

     

    http://newfinance.blogfa.com/

    ادامه نوشته

    مقدمه اي بر علم مالي جديد (New Finance)

    مقدمه اي بر علم مالي جديد New Finance

    New Finance

    http://newfinance.blogfa.com/New Finance/مالي نوين، مالي جديد

     چکیده:
    دانش مديريت مالي در سال هاي اخير رويکردي جديد به واقعيت هاي پيچيده بازارهاي مالي خصوصا بازارهاي سرمايه داشته است. با توجه به نقاط ضعف تئوري هاي مدرن پرتفوي و فرضيه بازار کاراي سرمايه و کاهش روز افزون مقبوليت آنها، اين رويکرد جديد در بين دانشمندان مالي مطرح و مورد بحث و بررسي قرار گرفت. کاهش مقبوليت تئوري هاي ياد شده بدليل پيچيدگي و ژرفاي دنياي واقعي و تاثير ارزش هاي اقتصادي متعدد، روانشناسي فردي و اجتماعي و ... بر بازارهاي مالي و عدم توان تئوري هاي سنتي مدرن پرتفوي و فرضيه کارايي بازار سرمايه در پاسخ به سوالات دانشمندان مالي در خصوص وجود فرصتهاي آربيتراژي و دامنه وسيع تعيين قيمت داراييهاي مالي ، تاثير اطلاعات بر قيمت سهام و... مي باشد.

    دانش جديد مالي معتقد است، بناي ساده و سطحي تئوري هاي مدرن پرتفوي و فرضيه بازار کاراي سرمايه توان نمايش عمق روابط اقتصادي، روانشناسي و ... حاکم بر بازارهاي مالي را ندارند. بنابراين نبايد با ابزارهاي سنتي مذکور انتظار تحقق کارايي بازارهاي مالي را داشت.

    نتايج تحقيقات انجام شده در بازارهاي پيشرفته که در اين مقاله بيان شده است، نشان مي دهد که تئوري هاي سنتي دستاويز مناسبي براي نمايش واقعيت هاي پيچيده بازارهاي مالي در هزاره سوم نيستند و در نگاه به دنياي مالي بايد از رويکرد هاي جديدتري که بتواند اهميت علوم رفتاري و روانشناي در حوزه مالي را نمايش دهد، استفاده نمود.

    واژه هاي کليدي:
    بازار هاي مالي، بازار سرمايه، نظريه بازار کاراي سرمايه، مدل قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي، دانش جديد مالي، مالي نوين

    ادامه نوشته

    عرضه های اولیه، خصوصی سازی و شفافیت بازار

    عرضه های اولیه، خصوصی سازی و شفافیت بازار

    بحث درباره نسبت خصوصی سازی، عرضه های اولیه و شفافیت بازار است. چون در حال حاضر در ایران عرضه های عمومی اولیه فقط از طریق دولت و به طریق خصوصی سازی انجام می شود بنابراین عرضه های عمومی اولیه فقط در این عرصه و نیز شفافیت حاکم بر آن ها بررسی می شود. ابتدا به مزایای بازار عرضه های اولیه عمومی پرداخته می شود. سپس درباره ضعف ها و ناتوانی های اقتصاد ایران و مسائل و مشکلات خصوصی سازی در ایران بحث می شود و نهایتاً به شفافیت و افشاگری عرضه های اولیه عمومی و ریسک های تهدیدکننده این شفافیت پرداخته می شود.

    الف) مزایای بازار IPO اثربخش
    در دهه گذشته شاهد گام های مهمی برای دگردیسی شرکت های دولتی و برنامه ریزی شده به سیستم مبتنی بر بازار و به ویژه بورس بوده ایم.
    بازگشایی بورس اوراق بهادار، دگردیسی و تکامل در اندیشه های سیاسی و اجتماعی کشور، سیستم جدید را خلق کرده است. بدون یک بازار مالی نقدشونده و اثربخش، رشد اقتصادی در مقایسه با اقتصادهای در حال گذار به توسعه یافتگی نسبتاً کند و بطنی خواهد انجامید. نیاز به IPO برای ورود با بازار اوراق بهادار برای رسیدن به رشد اقتصادی و رسیدن بازار اوراق بهادار به سطحی از توسعه یافتگی بالاتر وجود دارد. بازار قوی و اثربخش IPO باعث بهبود این سیستم خواهد شدو برای توسعه کلی یک اقتصاد رقابتی مزیت های زیادی دارد.
    یک IPO زمانی رخ می دهد که یک شرکت سهامی خاص تصمیم می گیرد برای اولین بار به منظور افزایش سرمایه، سهامی را در بازار عرضه کند.

    1- الف) مزایای شرکت
    1. دسترسی جدید به سرمایه گذاران بالقوه و سرمایه تازه
    2. نقدشوندگی بیشتر
    3. فرصت های ادغام و تحصیل برای شرکت
    4. شناخت بهتر مشتریان از شرکت
    5. ایجاد فرصت برای انتفاع کارکنان از طریق مشارکت در سهام و بهبود بهره وری و ایجاد رضایت شغلی

    2- الف) مزایای بازار سرمایه (اوراق بهادار) و رشد اقتصادی
    مزایای زیر برای فعالیت و عملکرد بازار سرمایه متصور است:
    1. تشکیل سرمایه جدید
    2. نقدشوندگی بیشتر و اطلاعات (شفافیت) بیشتر و جذب بیشتر سرمایه گذاران
    3. تنوع سازی بیشتر ریسک
    4. ساز و کارهای کنترل شرکت
    5. تسهیم بهینه منابع
    6. جا به جایی پس اندازها
    7. دسترسی به اطلاعات بیشتر
    8. جذب سرمایه گذاری خارجی و نوآوری بیشتر
    9. ساز و کار برای مشارکت شهروندان در رشد بالقوه اقتصادی از طریق بازارهای اوراق بهادار کارآ

    ب) ضعف ها و ناتوانی های اقتصاد ایران
    با توجه به این مزایا پس چرا بعضاً IPOها ناکارآ هستند یا بخش خصوصی در IPO درگیر نمی شود؟
    1. ناتوانی های مقرراتی
    2. نبود افشاگری و شفافیت
    3. فضای ذهنی و عادات اجتماعی و سیاسی
    4. نقدینگی، تورم و نرخ بالای بهره
    5. ناکارآمدی قانون تجارت کنونی به ویژه در زمینه ورشکستگی
    6. نبود یا نابسندگی نهادهای لازم

    ج) مشکلات خصوصی سازی و توسعه کشور
    1- ج) خصوصی سازی ناقص
    2- ج) شرکت های توسعه نیافته – نبود چشم انداز سودآوری
    3- ج) عدم جذابیت برای بازارهای خارجی و سرمایه گذاران خارجی
    4- ج) مقاومت در برابر خصوصی سازی
    5- ج) Spin-off

    هـ) شفافیت
    مسئله شفافیت اساساً به مسئله کارگزاری یا نمایندگی بر میگردد. بنابراین عدم شفافیت اساساً ریشه در این مهم و مشکلات برخاسته از آن در قالب مشکلات راهبری شرکتی دارد. مسائل راهبری شرکت ها در خصوصی سازی عمده ترین دلیل عدم شفافیت می تواند باشد.
    شفافیت موجب اخذ تصمیمات بهینه و کارآیی بازار خواهد شد. عدم شفافیت برعکس عمل می کند و باعث ناتوانی بازار خواهد شد. مهمترین اصول شفافیت و افشاگری در اصول راهبری شرکت OECD آمده است. بر اساس این اصول چنانچه شرکت ها از اصول افشاء و شفافیت OECD پیروی کنند می توانند از افشای به موقع و دقیق تمام اطلاعات مهم مربوط به شرکت از جمله وضعیت مالی، عملکرد، مالکیت، و راهبری شرکتی، اطمینان حاصل کنند. فهرست این اصول در ادامه آمده است:

    1. نتایج مالی و عملیاتی شرکت: صورت های مالی حسابرسی شده و گزارش سالانه مدیریت که عملکرد مالی و وضعیت مالی شرکت را نشان می دهد پراستفاده ترین منبع اطلاعاتی درباره شرکت ها هستند.
    2. اهداف شرکت: افزون بر اهداف انتفاعی به شرکت ها توصیه می شود سیاست های حاکم بر اصول اخلاقی کسب و کار، محیط زیست و دیگر تعهدات در قبال عموم را افشاء کنند.
    3. مالکیت عمده سهام و حق رأی: یکی از حقوق اساسی سرمایه گذاران آگاهی یافتن از ساختار مالکیت بنگاه و حقوق آن ها در قبال حقوق مالکان دیگر است. حق داشتن چنین اطلاعاتی همچنین دربر گیرنده اطلاعات مربوط به ساختار گروه شرکت ها و روابط درون گروهی می شود.
    4. سیاست حقوق و مزایا و پاداش اعضای هیأت مدیره و مدیران کلیدی: اطلاعات پیرامون حقوق و مزایا و پاداش اعضای هیأت مدیره و مدیران کلیدی، و اطلاعات مربوط به آن ها از جمله پیشینه حرفه ای و تحصیلی، فرآیند گزینش، حضور در شرکت های دیگر، و اینکه آیا استقلال دارند یا ندارند باید افشاء شود.
    5. معاملات اشخاص وابسته: برای بازار اهمیت دارد که بداند آیا شرکت با توجه به منافع همه سرمایه گذاران اداره می شود یا خیر. شرکت ها باید تمام معاملات اشخاص وابسته مهم را برای بازار اعم از فردی، یا در چارچوب گروه بندی شده، افشاء کند.
    6. عوامل ریسک پیش بینی پذیر: ریسک هایی که مختص صنعت یا عرصه های جغرافیایی محل فعالیت شرکت هستند، ریسک های کالاها، ریسک های بازارهای مالی به ویژه ریسک های مربوط به معاملات اوراق بهادار مشتقه و معاملات برون ترازنامه ای، ریسک های مربوط به بدهی ها و تعهدات زیست محیطی باید افشاء شود.
    7. مسائل مربوط به کارکنان و دیگر ذینفعان: به شرکت ها توصیه می شود، حتی در بعضی کشورها آن ها را ملزم می کنند اطلاعاتی را درباره مسائل کلیدی مرتبط با کارکنان و دیگر ذینفعان که ممکن است اثری با اهمیت بر عملکرد شرکت بگذارند افشاء کنند.
    8. ساختار و سیاست های راهبردی شرکتی، به ویژه محتوای آیین نامه یا دستورالعمل راهبری شرکتی و فرآیندی اجرای آن باید افشاء شود.

    ریسک های شفافیت
    بر اصول شفافیت که در بالا آمده به ویژه در خصوص عرضه های عمومی اولیه از طریق خصوصی سازی ریسک هایی حاکم است که در زیر آمده اند:
    1. تغییر در مدل راهبری شرکتی
    2. تغییر مدل اقتصادی و کسب و کار شرکت ها از دولتی انتفاعی یا غیرانتفاعی به انتفاعی خصوصی
    3. نبود ردپای مناسب برای مقایسه گذشته و آینده با توجه به تغییر مدل اقتصادی و کسب و کار
    4. نبود گزارش های تحلیلی در گذشته
    5. مشکل ارزش گذاری با توجه به مسائل عمده مربوط به مالکیت دارایی ها، تغییر مدل کسب و کار، دعاوی احتمالی، مشکلات کارگری، کارگشت کارکنان و دیگر ریسک های ناشناخته حاکم بر این شرکت ها
    6. نبود صنعت مستقل در زمان خصوصی سازی برای فراهم آوردن امکان مقایسه و ارزیابی کیفیت اطلاعات
    7. نبود مدل نامناسب عرضه
    8. سایر.
    * دکتر پوریانسب

    پایگاه علمی با هزاران مقاله فارسی و انگلیسی

     http://nasima60.blogfa.com/

    Scientific Information Database
    پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی
     

    http://www.SID.ir 

    English Journals                                                               منابع فارسی

    ارزش‌گذاري سهام و تحليل بازار (كتاب)

    ارزش‌گذاري سهام و تحليل بازار

    http://newfinance.blogfa.com/ارزش گذاري سهام و تحليل بازار

    از: سيد محمد باقري زاده
    مترجمان: دكتر عباس بخشياني، دكتر رضا راعي
    ناشر: سازمان مديريت صنعتي
    چاپ نخست:1387

     


     

    ۱. ساختار كتاب
    كتاب ارزش‌گذاري سهام و تحليل بازار، داراي سخني از ناشر، مقدمه‌اي از پديدآورندگان، هفت فصل، شامل:
    1-1.فرايند ارزش‌گذاري سهام
    2-1.ارزش‌گذاري به روش ارزش فعلي
    3-1. ارزش‌گذاري به روش جريان نقدي آزاد
    4-1. ارزش‌گذاري به روش ضرايب قيمت
    5-1. ارزش‌گذاري به روش درآمد پسماند
    6-1. تحليل بازار سهام
    7-1. ارزش‌گذاري سهام در كشورهاي در حال توسعه
    و پاسخ به مسايل پاياني فصل‌ها و همچنين مرجع‌ها است كه در سيصد و بيست و هفت (327) صفحه تدوين و منتشر شده است:

    2. پنجره كتاب
    موضوع كتاب روش كاربردي ارزش‌گذاري سهام و مخاطبان اصلي آن، تحليل گران مالي، هستند. در اين كتاب مفاهيم حسابداري و مالي مورد استفاده در فرايند ارزش‌گذاري، به گونه‌اي يكپارچه ارائه شده است. گرچه اغلب مدلهاي متداول ارزش‌گذاري در اين كتاب بيان شده، اما كتاب تنها مجموعه‌اي از مدلهاي ارزش‌گذاري نيست، بلكه خواننده را قادر مي‌سازد كه با در نظر گرفتن مشخصات شركت مورد بررسي و كاربرد روشهاي ارزش‌گذاري، مدل ارزش‌گذاري مناسب را انتخاب كرده، اطلاعات ورودي مدل را از صورتهاي مالي شركت استخراج كند. با توجه به كمبود منابع فارسي در اين زمينه، سعي شده تا تمامي نكته ها و ظرايف ارزش‌گذاري با استفاده از مثالهاي واقعي، به صورت روشن بيان شود.

    3. مقدمه و معرفي
    در كشور ما، هنوز نهادها و واحدهاي ارائه دهنده خدمات مشاوره مالي، به صورت مطلوب شكل نگرفته اند، به اين سبب دسترسي اغلب سرمايه گذاران و سهامداران به تحليل‌هاي معتبر مالي ـ اقتصادي و تفسير درست وقايع اثرگذار بر فعاليت‌هاي آنان، چندان آسان نيست و نتيجه آن افزايش ميزان ريسك سرمايه‌گذاري در خريد و فروش سهام است.
    به نظر مي‌رسد در شرايط كنوني، بازار سرمايه كشور از يك سو نياز به تقويت نهادهاي تنظيم بازار و حمايت از سهامداران و جريان ازاد اطلاعات داشته، از سوي ديگر نياز به شكل گيري واحدهاي ارائه دهنده مشاوره مالي و نيز خدمات مديريت سبد سرمايه دارد. تحليلگران مالي با تحصيل اطلاعات اقتصادي و نيز اطلاعات مالي شركتها، نقش مهمي در كمك به همگرايي قيمت و ارزش سهام ايفا مي‌كنند و احتمال بروز حبابهاي قيمتي را كاهش مي‌دهند.
    سازمان مديريت صنعتي و پديدآورندگان، انتظار دارند مطالعه اين كتاب آشنايي هر چه بيشتر علاقه‌مندان با روشهاي انتخاب سهام، ارزيابي رويدادها، ارزيابي استراتژي شركتها و دريافت انتظارهاي بازار را در پي داشته باشد.

    4. محتواي كتاب
    1-4. فرآيند ارزش‌گذاري سهام
    ارزش‌گذاري، عبارت است از تخمين ارزش يك دارايي، بر اساس مقايسه آن دارايي با دارايي‌هاي مشابه و يا بر اساس ارزش فعلي متغيرهايي كه بازده آتي دارايي به آنها بستگي دارد.
    اين فصل به بررسي برخي از مسايل پايه‌اي در ارزش‌گذاري مي‌پردازد. مسايلي از قبيل: اهميت تحليل صنعت، تحليل استراتژي شركت و شرايط اقتصاد كلان. بررسي اجمالي موارد استفاده مدل‌هاي ارزش‌گذاري در چارچوب مديريت پرتفوي، همچنين به بررسي سه گام نخست در ارزش‌گذاري سهام، يعني: شناخت شركت، پيش بيني عملكرد شركت و انتخاب مدل ارزش‌گذاري پرداخته و پايان فصل نيز به بررسي نقش تحليلگر مالي و نيز محتوا و قالب گزارش تحقيق اختصاص دارد (14).
    ارزش‌گذاري براي موارد زير به كار مي‌رود:
    انتخاب سهام، ارزيابي رويدادها، ارزيابي استراتژي شركت و استخراج انتظارهاي بازار.
    ارزش‌گذاري، شامل چهام گام زير است (34):
    شناخت شركت، پيش بيني عملكرد آتي شركت، انتخاب مدل ارزش‌گذاري و محاسبه ارزش شركت.

    2-4. ارزش‌گذاري به روش ارزش فعلي سود سهام
    از آنجا كه سهامداران، مالك جريان نقدي آتي شركت‌اند، ارزش ذاتي سهام، برابر با ارزش فعلي جريان نقدي با روش ارائه شده است. براي ارزش‌گذاري شركت با استفاده از روش به كار گرفته شده، با دو چالش رو به رو هستيم:
    چالش نخست: تعريف دقيق جريان نقدي و محاسبه مقدار آتي مورد انتظار آن است. در اين فصل، فرض مي‌كنيم سود سهام تقسيمي، تعريفي مناسب براي جريان نقدي براي محاسبه ارزش سهام شركت است.
    بر اين اساس، مدلهاي ارزش فعلي سود سهام (Dividend discount Model=DDM) ناميده مي‌شوند.
    چالش دوم: انتخاب نرخ تنزيل مناسب براي محاسبه ارزش فعلي جريان نقدي آتي است كه چگونگي محاسبه نرخ تنزيل به گونه مفصل شرح داده شده است.
    در ادامه به مدلهايي كه ارزش سهام را برابر با ارزش فعلي جريان نقدي آتي مي‌دانند، پرداخته شده است. بخشي نيز به معرفي مدل DDM اختصاص دارد. بررسي ساده ترين روش برآورد سود سهام با فرض ثابت بودن نرخ رشد سود، معرفي مدلهاي چند مرحله‌اي DDM و در نهايت عوامل موقر بر نرخ رشد و نيز كاربرد مدل DDM در مديريت سرمايه‌گذاري صورت گرفته است (47).
    مدل DDM (مدل ارزش فعلي سود سهام) براي ارزش‌گذاري شركتهاي با سابقه پرداخت سود سهام و از ديدگاه سهامداران جزء كاربرد دارد. هم چنين سود سهام تقسيمي بايد نسبت ثابتي از سود هر سهم (EPS) باشد (90).

    3-4. ارزش‌گذاري به روش جريان نقدي آزاد
    در روش ارزش‌گذاري ارزش فعلي جريان نقدي، ارزش ذاتي ابزار مالي برابر با ارزش فعلي جريان نقدي مورد انتظار است. در اين فصل ارزش سهام شركت را با محاسبه ارزش فعلي جريان نقدي آزاد سهامدار (Free cash Flow to Equity=FCFE) و جريان نقدي آزاد شركت (Free cash Flow to Firm=FCFF) محاسبه شده است. كاربرد مدلهاي جريان نقدي آزاد در شرايط زير مناسب است:
    1-3-4. شركت سود سهام پرداخت نمي‌كند.
    2-3-4. سود سهام تقسيمي شركت به گونه قابل ملاحظه‌اي با توان پرداخت شركت متفاوت است.
    3-3-4. جريان نقدي آزاد شاخص خوبي از سوددهي شركت است.
    4-3-4. ارزش‌گذاري با توجه به نظر سهامدار عمده انجام مي‌شود.
    در ادامه فصل، مفاهيم جريان نقدي آزاد سهامدار و جريان نقدي آزاد شركت تعريف شده است و دو مدل ارزش‌گذاري بر اساس تنزيل جريانهاي نقدي ارائه مي‌شوند. هم چنين توضيح داده شده كه تحليلگران چگونه ارزش دارايي‌هاي عملياتي و غير عملياتي را جداگانه محاسبه كرده، از جمع‌آنها، ارزش شركت را برآورد مي‌كنند (105).
    جريان نقدي آزاد شركت برابر با جريان نقدي قابل پرداخت به تامين كنندگان منابع مالي، شامل: سهامداران و وام دهندگان، پس از پرداخت تمام هزينه‌هاي عملياتي و انجام سرمايه‌گذاري لازم، شامل: سرمايه در گردش و دارايي ثابت است. جريان نقدي آزاد، برابر با جريان نقدي قابل پرداخت به سهامداران عام شركت پس از پرداخت تمام هزينه‌هاي عملياتي، هزينه‌هاي مالي، اصل وامهاي دريافتي و انجام سرمايه‌گذاري‌هاي لازم است. (147):

    4-4- ارزش‌گذاري به روش ضرايب قيمت
    روش ضرايب قيمت، رايج ترين و معروف ترين روش ارزش‌گذاري سهام است. منظور از ضريب قيمت، نسبت قيمت سهام، به يكي ديگر از مقياسهاي ارزش، مانند: سود و يا ارزش دفتري است. در اين فصل به مباني ارزش‌گذاري با استفاده از روش قيمت، رابطه ميان روش ضرايب و روش DCF ضريب قيمت ـ سود P/E، ضريب قيمت ـ ارزش دفتري P/B، ضريب قيمت ـ فروش P/S و ضرايب قيمت ـ جريان نقدي پرداخته شده است (163).
    ضرايب قيمت معمولا در روش ارزش‌گذاري مقايسه‌اي به كار مي‌روند. در اين روش، براي تعيين ارزان بودن و يا گران بودن سهام، ضريب قيمت سهام، با ضريب قيمت محك، مقايسه مي‌شود. شاخص‌هاي ارزش‌گذاري حركتي بر اساس رابطه ميان مقدار كنوني قيمت و يا يكي از متغيرهاي بنيادي مانند EPS يا مقادير پيشين و يا مقدار مورد انتظار متغير، محاسبه مي‌شوند.
    ضريب قيمت محك، مي‌تواند برابر با ضريب قيمت شركت مشابه، ميانگين يا ميانه ضرايب قيمت شركتهاي مشابه، ضريب قيمت صنعت، ضريب قيمت يك شاخص سهام و يا ميانگين مقادير پيشين ضريب قيمت سهام تحت بررسي انتخاب شود (220).

    5-4. ارزش‌گذاري به روش درآمد پسماند
    مدلهاي ارزش‌گذاري درآمد پسماند، موضوع پژوهش بسياري از پژوهشگران بوده است كه به گونه‌اي گسترده در مديريت سرمايه، به كار گرفته مي‌شوند. درآمد پسماند برابر با سود خالص شركت، منهاي هزينه فرصت سرمايه به كار رفته براي توليد سود است. در آنجا كه هزينه حقوق صاحبان سهام در صورت سود و زيان درج نمي شود، ممكن است سود خالص شركت، عددي مثبت باشد. ولي سود بالا، براي پوشش هزينه فرصت حقوق صاحبان سهام كافي نباشد. از اين صورت در حقيقت سهامداران از سرمايه‌گذاري در شركت، زيان ديده اند. درآمد پسماند با در نظر گرفتن هزينه حقوق صاحبان سهام اين مشكل را برطرف كرده است.
    در اين فصل، مفهوم درآمد پسماند توسعه داده شده، تعريف‌هاي مختلف درآمد پسماند، و مدل ارزش‌گذاري درآمد پسماند معرفي و چگونگي استفاده از آن براي ارزش‌گذاري سهام توضيح داده شده است. در ادامه، مسايل مربوط به قواعد حسابداري در محاسبه درآمد پسماند، كاربرد مدل درآمد پسماند، مدل يك مرحله‌اي و چند مرحله‌اي درآمد پسماند مطرح و تبيين شده است (230).
    نزديك ترين ضريب قيمت به مدل درآمد پسماند، ضريب P/B است. ضريب P/B توجيه شده به گونه مستقيم به درآمدهاي پسماند مورد انتظار آتي بستگي دارد. كاربرد درست مدل درآمد پسماند مستلزم اعمال تعديل‌هايي بر روي سود خالص و ارزش دفتر دارايي هاست (256).


    6-4. تحليل بازار سهام
    سه روش كلي براي تحليل بازار سهام وجود دارد: روش اول ـ تحليل اقتصاد كلان است. اين روش بر اساس رابطه نزديك عملكرد بازار سرمايه و وضعيت اقتصاد كلان كشور است. روش دوم، تحليل تكنيكي بازار سهام است و بر اين فرض استوار است كه تغييرات قيمت شاخص بازار در گذشته مي‌تواند براي پيش بيني آينده بازار به كار رود. روش سوم، كه در اين فصل به آن پرداخته شده، استفاده از روش‌هاي ارزش‌گذاري براي پيش‌بيني عملكرد آتي بازار سهام و اوراق قرضه است. از آنجا كه بازده سرمايه‌گذاري در بازار سهام هر كشور به گونه نزديكي به عملكرد كل بازار بستگي دارد، از اين روش براي تخصيص دارايي ميان بازارهاي مختلف استفاده مي‌شود.
    ابتدا ارزش‌گذاري كل بازار سهام در چارچوب مدل ارزش فعلي سود سهام ارائه و در ادامه كاربرد مدل‌هاي ارزش‌گذاري ديگر براي ارزش‌گذاري بازار سهام در اين فصل معرفي شده است (262).
    نرخ بازده مورد درخواست، با استفاده از نرخ‌هاي اسمي اوراق قرضه دولتي و نيز صرف ريسك سهام، برآورد مي‌شود. صرف ريسك سهام با استفاده از روشهاي مختلفي، نظير: كاربرد بازده‌هاي تاريخي و يا مقاديري كه به طور ضمني از قيمت‌هاي كنوني بازار به دست مي‌آيند، برآورد مي‌شود. جريان نقدي آزاد مي‌تواند براي ارزش‌گذاري بازار سهام مورد استفاده قرار گيرد. جريان نقدي آزاد بيان كننده تمامي جريان وجوه قابل پرداخت به سهامداران است (280).

    7-4. ارزش‌گذاري سهام در كشورهاي در حال توسعه
    در اين فصل چگونگي محاسبه ارزش شركتهاي فعال در كشورهاي در حال توسعه از ديد سرمايه‌گذاري خارجي كه داراي پرتفوي دارايي متنوع است، بررسي شده است.
    به طور كلي در رويكردهاي ارزش‌گذاري رسمي و واقعي، دو رويكرد به روش ارزش فعلي جريان وجود دارد:
    رويكرد ارزش‌گذاري واقعي ـ در اين روش ارزش‌گذاري، جريانهاي نقدي واقعي يعني تعديل شده به منظور در نظر گرفتن اثر تورم، با نرخ هزينه سرمايه واقعي تنزيل مي‌شوند.
    رويكرد ارزش‌گذاري اسمي ـ در اين روش ارزش‌گذاري، جريان‌هاي نقدي اسمي با نرخ هزينه سرمايه اسمي، تنزيل مي‌شوند.
    منظور از جريان نقدي واقعي، جريان نقدي برآورد شده با قيمت‌هاي كنوني است. جريان‌هاي نقدي اسمي بر اساس قيمت‌هاي زمان وقوع جريان نقدي برآورد مي‌شوند. نكته اساسي اين است كه اگر دو روش به گونه‌اي درست مورد استفاده قرار گيرند، ارزش برآورد شده يكسان خواهد بود (284).
    پيش‌بيني جريان نقدي براي شركتهاي فعال در كشورهاي در حال توسعه مشكل است، زيرا بازارهاي كشورهاي در حال توسعه سطوح بالايي از تورم را تجربه مي‌كنند، كه اين خود تمايز ميان جريانهاي نقدي و نرخهاي تنزيل واقعي و اسمي را پر اهميت مي‌سازد. در اين رويكردها سه موضوع كه نياز به توجه ويژه دارند، عبارتند از (321):
    ـ ماليات بر درآمد، بر پايه سود اسمي محاسبه مي‌شود. بنابراين نياز است كه سود، پيش از ماليات اسمي برآورد شود.
    ـ جريان نقدي واقعي ناشي از تغيير سرمايه در گردش، برابر با تغيير در سرمايه در گردش واقعي نيست. بنابراين ابتدا بايد جريان وجوه نقد اسمي ناشي از تغيير سرمايه در گردش محاسبه شده، سپس با استفاده از شاخص تورم مناسب، به جريان نقدي واقعي تبديل شود.
    ـ هنگامي كه تورم بالاست، پيش‌بيني مخارج سرمايه اسمي به وسيله اعمال يك رابطه فرضي ميان فروش اسمي و مخارج سرمايه‌اي، دشوار است. بنابراين مخارج سرمايه‌اي، استهلاك، و (Earning Before Interest, Tax, Depreciation and Amortization=FBITDA) (سود خالص+ هزينه بهره + هزينه ماليات + هزينه استهلاك) مي‌بايستي به صورت واقعي (و نه رسمي) پيش بيني شوند.

    5. بهره مندان از كتاب
    روي سخن كتاب با تحليلگران مالي است، اما كتاب براي فعالان بازار سرمايه، دانشجويان رشته‌هاي حسابداري، مالي، بازرگاني و استراتژيت‌ها داراي مفاهيم، مباني، اطلاعات مفيد و كاربردي است. به نظر مي‌رسد مي‌تواند به عنوان يك كتاب مرجع (Hand Book) نيز مورد استفاده قرار گيرد.

    صندوق های سرمايه گذاري مشترک (Mutual Funds)

    صندوق های سرمايه گذاري مشترک (Mutual Funds)
     
     
    مقدمه
    طی دو دهه ی گذشته صندوق های سرمايه گذاري مشترك از محبوبیت زیادی در بین سرمایه گذاران برخوردار شده اند. در حال حاضر بیش از 80 میلیون نفر در آمریکا در صندوق های سرمايه گذاري سرمایه گذاری کرده اند و برای بسیاری از سرمایه گذاران، سرمایه گذاری در بورس به معنای سرمایه گذاری در صندوق های سرمايه گذاري است. در همین راستا در سرتاسر جهان صندوق های سرمايه گذاري به شکل ها و روش های مختلف و به عنوان ابزاری مفید و کارآمد برای سرمایه گذاری در اوراق بهادار شکل گرفته اند. ایران نیز از این قاعده دور نبوده است و در حال حاضر صندوق های متعددی در بازار سرمایه ی ایران در حال فعالیت هستند. در تئوری، سرمایه گذاری در صندوق های سرمايه گذاري بسیار مطلوب و مورد توصیه خبرگان است، ولی در عمل این کار باید با دقت و بررسی عمیق انجام شود.

    صندوق سرمايه گذاري مشترک چیست؟

    صندوق سرمايه گذاري چیزی نیست جز مجموعه ای از سهام، اوراق مشارکت و سایر اوراق بهادار. در واقع می توان آن را به صورت شرکتی در نظر گرفت که در آن افراد مختلف پول های خود را روی هم می گذارند و در سبدی از اوراق بهادار سرمایه گذاری می کنند. درنتیجه، شما به جای سرمایه گذاری در یک سهم یا اوراق مشارکت خاص در یک صندوق سرمایه گذاری مشترک سرمایه گذاری می کنید. شما براساس قوانین و مقررات مرتبط با پرداخت مبلغی در مجموعه ی سبد سرمایه گذاری می کنید. همین تنوع در سرمایه گذاری سبب کاهش خطر آن می شود و سبب افزایش جذابیت صندوق سرمايه گذاري می شود. صندوق سرمايه گذاري به سه روش به سرمایه گذاران خود سود می دهد: 1. سود ناشی از معاملات سهام یا اوراق مشارکت موجود در سبد سرمایه گذاری. 2. سود نقدی سهام و یا بهره ی پرداخت شده به اوراق مشارکت موجود در سبد سرمایه گذاری. 3. افزایش ارزش سهم سرمایه گذار در صندوق سرمايه گذاري که سرمایه گذار می تواند با فروش سهم خود در صندوق سود کسب کند. معمولاً صندوق ها این امکان را به شما می دهند که به جای دریافت سود نقدی، آن را دوباره در خود صندوق، سرمایه گذاری کنید و بدین ترتیب مالک تعداد بیشتری از واحدهای صندوق شوید.

    مزایای صندوق های سرمايه گذاري

    1. مدیریت حرفه ای: یکی از مزایای مهم صندوق های سرمايه گذاري آن است که توسط گروهی از تحلیل گران و افراد حرفه ای مدیریت می شوند و همین مساله نکته ی بسیار مهمی برای سرمایه گذاران به ویژه سرمایه گذاران خرد و غير حرفه اي به شمار می رود. 2. تنوع: براساس تئوری های مالی با افزایش تنوع در سرمایه گذاری می توان خطر سرمایه گذاری را کاهش داد و کاهش قیمت یک سهم را با افزایش در سایر اوراق بهادار جبران کرد. معمولاً سبد صندوق های سرمايه گذاري بزرگ حاوی ده ها سهم و یا اوراق مشارکت متنوع است تا خطر سرمایه گذاری به حداقل برسد. 3. سادگی: سرمایه گذاری در صندوق های سرمايه گذاري ساده است و نیازی به تحلیل های پیچیده ندارد.

    معایب صندوق های سرمايه گذاري

    1. مدیریت حرفه ای: همانطور که مدیریت حرفه ای یکی از مزایای صندوق های سرمايه گذاري است یکی از معایب آن نیز به شمار می رود. چون مدیران حرفه ای ممکن است به فکر منافع خود باشند و همواره در جهت بهتر شدن بازده ی سرمایه گذاران عمل نکنند (به ویژه اگر درآمد آن ها ارتبط چندانی با سود صندوق نداشته باشد.) 2. تنوع زیاد: تنوع بیش از حد ممکن است سبب کاهش بازده ی سرمایه گذار شود زیرا اگر در یک سهم سود زیادی کسب کنید به دلیل آنکه آن سهم بخش کوچکی از سبد را تشکیل می دهد، بازده ی شما تغییر چندانی نخواهد داشت.

    انواع صندوق های سرمايه گذاري

    صندوق های سرمايه گذاري بسیار متنوعی در سطح جهان وجود دارد. ولی به طور کلی صندوق های سرمايه گذاري در سه دسته از ابزارهای مالی سرمایه گذاری می کنند: اوراق دارایی (سهام)، اوراق بدهی (اوراق قرضه شرکتی) و اوراق قرضه/مشارکت دولتی (بدون ریسک). بازده صندوق های سرمايه گذاري، با استفاده از ارزش خالص دارايي يا NAV ارزیابی شده و واحدهای آن قیمت گذاری می شوند. یکی از انواع معروف صندوق های سرمايه گذاري، صندوق سرمايه گذاري قابل معامله در بورس(Exchange Traded Fund) يا ETF نام دارد که گرچه مانند صندوق های سرمايه گذاري معمولی است ولی مانند یک سهم در بازار سرمایه معامله و قیمت آن در نتیجه ی عرضه و تقاضا مشخص می شود.

    ارزش خالص دارايي ها يا NAV (Net Asset Value)

    همانطور که گفته شد شما با پرداخت مبلغی مالک بخشی از صندوق سرمايه گذاري می شوید. NAV یا ارزش خالص دارایی ها در واقع ارزش مجموعه ی سرمایه گذاری صندوق تقسیم بر تعداد سهام آن است که در پایان هر روز معاملاتی با توجه به تغییرات قیمت سهام، اوراق بهادار و سود های نقدی تعلق گرفته به آن محاسبه می شود.

    صندوق های سرمايه گذاري موجود در ایران

    در ایران براساس اساسنامه ی تاسیس صندوق های سرمايه گذاري، تعدادی صندوق سرمايه گذاري در حال فعالیت هستند که مشخصات و عملکرد آنها در اين بخش سايت قابل مشاهده است. هر صندوق سرمايه گذاري خود داراي سايت اينترنتي مجزايي نيز هست. در سایت هر یک از صندوق های سرمايه گذاري اطلاعات زیادی در مورد نحوه ی سرمایه گذاری، ابطال آن و سایر موارد و مسایل قانونی وجود دارد.

    مراحل انجام معاملات

    مراحل انجام معاملات

    يكي از مهم ترين اطلاعاتي كه سهام داران بايد داشته باشند، آگاهي از مراحل خريد و فروش سهام است تا بعداً دچار مشكل نشوند. در اين بخش به طور خلاصه مراحل مختلف خريد و فروش سهام توضيح داده شده است. مطالب ارایه شده در این بخش عبارتند از: 

    نحوه­ ي انجام معامله

    انجام معاملات در بورس اوراق بهادار تهران از طریق کارگزاران انجام می‌شود. به عبارت ديگر راه ديگري براي معامله سهام و تغيير مالكيت آن به جز از طريق كارگزاران وجود ندارد. این کارگزاران که در انجام معاملات نقش نماینده ي خریدار و یا فروشنده را ایفا می‌کنند، دارای مجوز کارگزاری از سازمان بورس هستند. كارگزاران مي توانند فعاليت هاي ديگري از قبيل مشاوره، سبدگرداني و بازارگرداني نيز انجام دهند.

    افتتاح حساب یا دریافت کد معاملاتی

    اگر سرمايه گذاري تازه وارد هستيد بايد حتماً كد معاملاتي دريافت كنيد. از آن‌جا که دادوستد اوراق بهادار با استفاده از سامانه رایانه ‌ای و براساس کد خریدار و فروشنده انجام می‌شود، لازم است همه ي خریداران و فروشندگان دارای کد منحصر به خود باشند تا کارگزار بتواند براساس آن به خرید و فروش اوراق بهادار بپردازد. کد معاملاتی، شناسه‌ای 8 کاراکتری است كه از سه حرف اول نام خانوادگی و یک عدد تصادفی تشکیل شده است. کد معاملاتی سرمایه‌گذار منحصر به فرد است و هر سرمایه‌ گذار یک کد معاملاتی دارد. دریافت کد معاملاتی از طریق کارگزار و با  ارائه ي مدارک شناسایی (رونوشت شناسنامه و شماره ملی) و فقط برای یک ‌بار انجام می‌ شود. دريافت كد معاملاتي معمولاً دو روز كاري طول مي كشد.

    تکمیل فرم سفارش خرید یا فروش

    در این فرم اطلاعات مورد نیاز اعم از مشخصات شرکت کارگزاری، مشخصات سرمایه‌گذار، نام، تعداد و قیمت اوراق بهادار، چگونگی پرداخت یا دریافت وجه قید می ‌شود. تعیین قیمت اوراق بهادار با مشتری است و مشتری می‌ تواند تقاضای خرید یا فروش اوراق بهادار را در قیمت مشخصی تقاضا کند یا اینکه تعین قیمت را به کارگزار و شرایط بازار واگذار کند. انجام معامله بدون پر كردن فرم فوق امكان ندارد. در برخي كارگزاران امكان خريد و فروش اينترنتي وجود دارد. در چنين كارگزاري هايي مشتري ابتدا بايد قراردادهايي خاص با كارگزار منعقد كرده و سپس از طريق اينترنت سفارش خود را وارد نمايد. در معاملات اينترنتي نياز به پر كردن فرم سفارش در هر دفعه نيست.

    براساس قانون، سهام داري كه مايل به خريد سهم است بايد قبل از سفارش، مبلغ مورد نظر را به حساب كارگزاري واريز كند. براي فروش نيز به همراه داشتن سند سهم الزامي است.

    ساعات معامله

    معاملات اوراق بهادار در بورس تهران از شنبه تا چهارشنبه هر هفته به جز روزهای تعطیل عمومی، از ساعت 9:00 تا 12:00 و در یک نشست معاملاتی و از طریق تالارهای معاملات انجام می شود. در حال حاضر علاوه بر تالار حافظ که تالار اصلی معاملات است، تالارهای دیگری توسط بورس یا شرکت‌های کارگزاری در تهران و شهرهای دیگر دایر شده است. خرید و فروش اوراق بهادار مستلزم حضور سهام داران در تالارها نیست و سهام داران می‌توانند از طریق مراجعه به دفاتر شرکت‌های کارگزاری برای خرید و فروش اوراق بهادار اقدام کنند.

    ورود سفارش به سامانه معاملاتی

    پس از دریافت سفارش خرید یا فروش، کارگزار سفارش‌های دریافتی را با حفظ نوبت وارد سامانه ي معاملات می‌کند. اولویت‌بندی درخواست‌ها در صف تقاضای خرید(فروش) ابتدا براساس قیمت‌های پیشنهادی خرید(فروش) صورت می‌گیرد و از بالاترین(پایین‌ترین) تا پایین‌ترین(بالاترین) قیمت اولویت‌بندی می‌شوند. به عبارت دیگر در صف تقاضای خرید(فروش) سهام، اولویت با سفارش‌هایی است که قیمت پیشنهادی بالاتری(پایین‌تری) دارند. در صورتی که قیمت‌های پیشنهادی خرید(فروش) در دو یا چند سفارش یکسان باشند صف تقاضا(عرضه) براساس زمان ورود سفارش خرید(فروش) به سامانه ي معاملات اولویت‌بندی می‌شود و سفارشی که زودتر از دیگر سفارش‌ها وارد سامانه ي معاملات شده باشد از اولویت برخوردار است. بايد به ياد داشت كه در مواقعي ممكن است سهم داراي صف باشد. يعني تعداد زيادي خريدار سهم باشند بدون آنكه فروشنده اي باشد و يا عده زيادي مايل به فروش آن باشند ولي خريداري وجود نداشته باشد. در هر دو صورت ممكن است معامله ي سهم مورد نياز چندين روز طول بكشد.

    محدوديت هاي بورس

    در بورس تهران تغييرات قيمت هر سهم در طول يك روز محدود است. به عبارت ديگر قيمت هر سهم در هر روز نسبت به قيمت بسته شدن روز قبل مي تواند سه و نيم درصد بالا يا پايين برود. به عنوان مثال اگر قيمت سهم در آخر روز گذشته 1000 ريال باشد، امروز قيمت سهم حداكثر 1035 و حداقل 965 ريال خواهد شد. سهام شركت-ها ممكن است به دلايل مختلفي از قبيل مجمع عمومي و تعديل سود خود بسته شوند. در اولين روزي كه نماد شركت دوباره باز مي شود، تغييرات قيمت آن نامحدود است.

    يكي ديگر از محدوديت هاي ديگر بورس تهران حجم مبناست. حجم مبنا درصدي از تعداد سهام شركت است كه توسط بورس تعيين مي شود و براي اينكه تغييرات قيمت طي يك روز لحاظ شود بايد سهام شركت حداقل به تعداد حجم مبنا معامله شود. در غير اين صورت تغييرات قيمت به اندازه نسبت حجم معامله شده به حجم مبنا خواهد بود. فرض كنيد حجم مبناي شركتي 100 هزار سهم و تغييرات قيمت آن در روز جاري 2 درصد باشد. اگر 100 هزار سهم و بيشتر معامله شود، تغيير قيمت سهم برابر همان دو درصد خواهد بود ولي اگر به عنوان مثال تنها 50 هزار سهم معامله شود، قيمت سهم در آخر روز به ميزان 50 هزار تقسيم بر 100 هزار ضربدر 2 درصد يعني 1 درصد افزايش خواهد يافت. به همين دليل قيمت سهامي كه با صف-هاي سنگين مواجه بوده و حجم معاملات آن ها پايين است در پايان روز تغييرات زيادي نخواهد يافت.


    تسویه معاملات

    پایاپای و تسویه معاملات توسط شرکت سپرده‌گذاری مرکزی تسويه وجوه و سه روز بعد از انجام معامله (T + 3) صورت می‌گیرد. البته در فرداي روز خريد سهم مي توان آن را فروخت ولي پول سهم فروخته شده را سه روز كاري پس از انجام معامله مي توان از كارگزاري دريافت كرد.

    راهبردهاي سرمايه­گذاري مشترک

    راهبردهاي سرمايه­گذاري مشترکhttp://newfinance.blogfa.com/

    راهبردهاي متعددي براي سرمايه گذاري در بورس وجود دارد ولي نكاتي بين آن ها مشترك است كه دانستن آن ها كمك زيادي به كسب سود در بازار سرمايه مي نمايد. سعي مي شود برخي از نكات مشترك بيان شود. این نکات عبارتند از: 

    راهبرد خود را با معياري اثبات شده خودكار سازيد

    مهم نيست كه راهبرد معاملاتي شما چيست. مهم آن است كه راهبرد شما بايد به نحوي مشخص قابل اندازه گيري و تعريف باشد. همه ما به نحوي در معرض تصميم-گيري هاي احساساتي قرار داريم ولي مي توانيم همواره به حرف عقل گوش كنيم. به همين دليل راهبرد شما بايد غيرمبهم و واضح باشد و دقيقاً براساس پارامترهايي عددي و صريح اجرا شود.

    منتظر ترازنامه­ ها و صورت­ هاي سود و زيان خوب باشيد

    صورت سود و زيان و ترازنامه حاوي اطلاعات بسيار مهمي در مورد شركت هستند. يكي از مسايل مهم حاشيه ي سود شركت است. حاشيه ي سود شركت نشان-دهنده ي توانايي شركت در بهره گيري درست از منابع است. به عنوان مثال اگر دو شركت 10 ميليارد تومان فروش داشته باشند ولي يكي 8 ميليارد و دومي 4 ميليارد تومان هزينه كنند، مطمئنا دومي بهتر است. مساله مهم ديگر بدهي شركت-هاست. بدهي بالا هميشه هم براي ما و هم براي شركت ها خطرناك است.

    سهام­ داران شركت را در نظر داشته باشيد

    اينكه كارمندان و مديران شركت سهام دار آن باشند از اهميت بالايي برخوردار است. هيچ كس به اندازه ي كساني كه در شركت كار مي كنند نسبت به محصولات و وضعيت مالي آن مطلع نيستند. اگر قرار باشد شركت محصول مناسب و پرفروشي عرضه كند، حتما مديران و افراد مطلع داخل شركت اقدام به خريد سهام آن خواهند كرد. از سوي ديگر وقتي مديران و كارمندان شركت سهام دار آن باشند براي پيشرفت شركت بيشتر تلاش خواهند كرد.

    سهام را براساس معيارهايي مناسب مقايسه كنيد

    سهام شركت ها را مي توان براساس معيارهاي مناسب مقايسه كرد. به عنوان مثال معيارهايي مانند P/E، ارزش كنوني جريان نقدي آتي، نسبت قيمت به ارزش دفتري و درصد افزايش سود همگي معيارهاي خوبي براي مقايسه ي سهام هستند.

    تحقيقات گسترده­ اي انجام دهيد

    تمام تحليل گران بزرگ بر مساله ي تحقيقات گسترده، تاكيد كرده اند. به قول وارن بافت وقتي مي خواهيد سهمي بخريد بايد همان قدر حساس باشيد كه انگار مي-خواهيد شركت خود را خريداري نماييد. همواره تحقيقات خود را براساس دانش و توانايي هاي خود انجام دهيد. كار شما، ارتباط ها و خريدهاي شما همواره منبع بسيار مهمي براي تحقيقات به شما مي روند.

    دلیل روشن و مشخص برای خرید سهم داشته باشید

    همواره بايد دليلي روشن و مشخص براي خريدهاي خود داشته باشيد. اين كه براساس حرف مردم و شايعات و مواردي از اين قبيل سهمي را بخريد همانقدر كار درستي است كه براساس حرف بچه هاي كودكستان بخريد. اگر از بزرگاني مانند وارن بافت، لينچ و اونيل بپرسيد چرا سهمي را خريده اند در چند ثانيه دليل آن را به شما خواهند گفت. دليل شما مي تواند بسيار متنوع باشد ولي بايد چيزي روشن و مشخص و نه براساس حدس و گمان باشد.

    هميشه سهام را ارزان بخريد

    اصل كلي آن است كه همواره سهام را ارزان بخريد. عده اي سهام را با قيمت هاي پايين مي خرند. يعني پس از افت قيمت آن را خريداري مي كنند. عده اي نيز با افزايش قيمت و عبور از حداكثر قبلي، آن را مي خرند. در هر دو حالت سرمايه گذار انتظار دارد قيمت سهم افزايش يابد و درنتيجه آن را در قيمتي پايين تر مي خرد. در اين ميان كساني مانند وارن بافت دو طرفه هستند زماني سهم را ارزان و سهامي آن را پس از گذشتن از قيمت حداكثر قبلي خريداري مي كنند.

    بر سهام سودده­ ي خود بيافزاييد

    همواره در هر فعاليت اقتصادي بايد بخش هاي سودده را تقويت و بخش هاي زيان ده را تعطيل كرد. در سهام نيز همين مساله وجود دارد. بايد سهام زيان ده را فروخت و سهام سودده را افزايش داد. به اين ترتيب از زيان هاي زياد و كوچك و سودهاي كم و بزرگ برخوردار خواهيد شد. براي بررسي شركت ها نيز روش هاي متعددي وجود دارد. برخي مانند اونيل قيمت را عامل اصلي دانسته و تا زمان افزايش قيمت آن را نگه مي دارند. ولي كسي مانند وارن بافت تا زماني سهم را نگه مي دارد كه وضعيت صورتهاي مالي آن مناسب بوده و مديران با سهام داران رو راست باشند.

    راهبرد­هاي تصميم­گيري و سرمايه­گذاري در اوراق بهادار

    راهبرد­هاي تصميم­گيري و سرمايه­گذاري در اوراق بهادار

    http://newfinance.blogfa.com/سرمايه­گذاري در اوراق بهادار

    مقدمه

    هدف از اين بخش معرفي اجمالي راهبردهاي مطرح سرمايه گذاري در اوراق بهادار است. براي هر يك از راهبردها دو تا سه پاراگراف توضيح داده شده است. فهرست راهبردها به طور مداوم به روز شده و در بخش نكات سرمايه گذاري نيز مطالبي به طور كوتاه در مورد سرمايه گذاري بيان خواهد شد. راهبردهای ارایه شده در این بخش نسبت به بزرگان سرمایه گذاری در بازارهای مالی جهانی مطرح و ارایه شده است.  این افراد و راهبردهای استفاده شده توسط آنها عبارتند از:

    بينامين گراهام

    فيليپ فيشر

    وارن بافت

    پيتر لينچ

    ويليام اونيل

    بيل ميلر

     

    بينامين گراهام

    بينامين گراهام يكي از نظريه پردازان بزرگ سرمايه گذاري در سال هاي جنگ جهاني دوم است كه كتابي با عنوان سرمايه گذار هوشمند نوشته است. كساني مانند وارن بافت اين كتاب را بهترين كتاب در زمينه ي سرمايه گذاري مي دانند. نظريات گراهام همچنان در بازار سرمايه كاربرد داشته و از آن ها استفاده مي شود. نكات مهم روش گراهام عبارتند از:

    • هيچ كس از آينده ي بازار مطلع نيست. پس ما به دنبال پيش بيني آينده نيستيم ما براساس رفتار كنوني بازار عمل مي كنيم.

    • هر شركت داراي دو ارزش دفتري و ارزش بازار است. ارزش دفتري حاصل تقسيم داراييها بر تعداد سهام و ارزش بازار نيز حاصل ضرب قيمت هر سهم در تعداد سهام است. اگر ارزش بازار شركتي كمتر از ارزش دفتري آن باشد پس قيمت آن سهم پايين بوده و براي خريد مناسب است.

    • سهامي مناسب هستند كه از نسبت قيمت/ارزش بازار نزديك به 1 و P/E پايين برخوردار باشند

    • فاصله ارزش دفتري با ارزش بازار شركت حاشيه ي اطمينان آن نام دارد كه هرچقدر بيشتر باشد يعني سرمايه گذار كمتر از نوسانات غيرمنطقي و بي دليل بازار ضربه خواهد خورد.

    فيليپ فيشر

    فيشر از نظريه پردازان بزرگ سرمايه گذاري در بازار است كه كتابي با عنوان سهام عادي و سود غيرعادي دارد. وارن بافت وي را پس از گراهام يكي از بزرگترين نظريه-پردازان بازار سهام دانسته و خود شخصا در حضور وي تعليم يافته است. تاكيد اصلي فيشر بر انتخاب شركت برتر است. از ديد  وي شركت برتر يعني شركتي كه فروش، حاشيه سود و گردش نقد بالا و هزينه ي پايين داشته باشد. نكات مهم نظريه وي عبارتند از:

    • سهام شركتي را بخريد كه رشد آن در سالهاي آتي بيشتر از ميانگين صنعت باشد

    • به دنبال مديريت خوب باشيد. مديريت خوب سودهاي آني را فداي رشد پايدار و بلند مدت مي كند

    • فروش شركت عامل بسيار مهمي است. فروش هر شركت و تحقيقات آن در زمينه ي مشتريان را بررسي كنيد.

    • حاشيه سود شركت را حتما بررسي كنيد. فروشي كه منجر به سود نشود فايده نخواهد داشت.

    • شركت بايد محصولاتي ارزان توليد كند. حاشيه سود بالا در تركيب با هزينه ي پايين نتيجه اي مشابه با حاشيه ايمني گراهام مي دهد.

    • بهتر است با روش هاي مختلف در مورد شركت اطلاعات كسب كرده و در صورت لزوم با كارمندان، رقبا و سرمايه گذاران آن صحبت كنيد.

    • از آنجا كه يافتن شركتهاي برتر كار سختي است پس در هر زمان بهتر است چند سهم خوب داشته باشيد و وقت خود را با شركتهاي ديگر تلف نكنيد.

    وارن بافت

    وارن بافت ثروتمندترين فرد جهان (براساس آخرين رده بندي مجله فوربس) و بزرگترين سرمايه گذار است. ايشان مانند گراهام به عدم امكان پيش بيني آينده معتقد است و حتي قيمت سهام را نيز بررسي نمي كنند زيرا به اعتقاد وي قيمت سهم شاخص گول زننده اي است و معيار خوبي براي انتخاب سهم مناسب نيست. نكات اصلي سرمايه گذاري ايشان عبارتند از:

    • قيمت سهام را در بازار دنبال نكنيد و به جاي پيش بيني تغييرات بازار بر روي تك تك شركتها و ارزش آن ها كار كنيد

    • در مورد خريد سهام همان قدر وسواس داشته باشيد كه در مورد كسب و كار خود داريد. در محدوده هاي كاري خود سهم خريده و در مورد سرمايه گذاري خويش دانش كافي داشته باشيد.

    • پس از انتخاب سهم مناسب بايد آن را در شرايط خوب و بد حفظ كنيد. در بلند مدت شركت هاي خوب برنده اند و شركت هاي بد از بازار خارج مي شوند.

    • شركت هاي خوب را در قيمت هاي پايين بخريد.

    • شركت خوب، شركتي است كه از خصوصيات زير برخوردار باشد.

    o داراي مديريتي خوب باشد

    o  بيش از حد نياز وجه نقد به دست آورده و آن را به روشي مناسب مصرف كند. يعني يا آن را در فعاليت هاي سودده سرمايه گذاري كند و يا به صورت سود نقدي و يا بازخريد سهام به سرمايه گذاران خود دهد. با بررسي بازده سرمايه گذاري هر شركت مي توان عاقلانه بودن مصرف وجه نقد در آن را بررسي نمود.

    o داراي حاشيه سود بالا هستند

    o ارزش بازار آن بيش از سودشان افزايش مي يابد.

    • قيمت خريد خوب زماني است كه قيمت سهم پايين تر از ارزش دفتري باشد (استفاده ي مستقيم از نظريه گراهام).

    • سبد خود را به چند سهم خوب محدود كنيد.

    • تحقيقات خود را به طور مناسب و روشن انجام داده و تحت تاثير تفكرات ديگران قرار نگيريد.

    پيتر لينچ

    پيتر لينچ مديريت يكي از بزرگترين صندوق هاي سرمايه گذاري مشاع را برعهده داشت كه ارزش آن از 20 ميليون دلار در 1977 به 14 ميليارد دلار در 1990 رسيد. وي نيز معتقد بود بايد شركتي را كه در آن سرمايه گذاري مي شود به خوبي شناخت و با دانش كافي اقدام به خريد آن كرد. نكات مهم روش وي عبارت است از:

    • از دانش خود براي انتخاب سهام مناسب استفاده كنيد. به عنوان كارمند شما بهتر از تحليل گران ديگر در مورد صنعت خود دانش داريد و به عنوان مصرف كننده نيز با جستجو در محصولات، شركت بهتر را مي توانيد پيدا كنيد.

    • شركت هاي انتخابي خود را دسته بندي كنيد. لازم نيست خيلي دسته بندي دقيقي داشته باشيد. ولي مي توانيد شركت ها را به شركت هاي با رشد سريع، تازه كار و در حال نوسان تقسيم كنيد. در طول زمان شركت ها در بين دسته ها جابجا مي شوند.

    • شركتهاي مطلوب عبارتند از:

    o درك آن ها ساده باشد. زيرا دير يا زود افراد ناداني مي توانند مديريت آن ها را برعهده گيرند

    o به خاطر جذاب نبودن مردم از آن ها روگردان شوند. همه فكر مي كنند بايد در آخرين شركت اينترنتي ايجاد شده سرمايه گذاري كنند ولي كسي به فكر آخرين شركت فروش سبزي و ميوه نيست.

    o در صنايعي كه رشدي ندارند، از رشدي بالا برخوردار باشند. همه فكر مي كنند براي پول درآوردن بايد به دره سيليكون بروند و كسي به شركت هاي مراسم كفن و دفن فكر نمي كند.

    o داراي چيزي منحصر بفرد باشند تا رقابت با آن ها سخت باشد.

    o چيزي عرضه كنند كه مردم به آن محتاج باشند. بدين ترتيب كار آن ها دوام خواهد داشت.

    o داراي وجه نقد زياد و بدهي كم باشند. شركتي كه بدهي ندارد ورشكسته نخواهد شد.

    o با قيمتي خوب عرضه شود. براي تعيين خوب بودن قيمت سهم به نسبت هايي مانند قيمت/ارزش دفتري و P/E توجه كنيد.

    o مديران و كارمندان شركت خود از سهام داران شركت باشند. به اين ترتيب آن ها بيشتر براي رشد شركت تلاش خواهند كرد.

    o شركت سهام خود را بازخريد كند. به اين ترتيب شركت اعتماد بيشتري به آينده داشته و با كاهش سهام جاري ارزش آن افزايش مي يابد (اين مورد در بازار ايران مصداق ندارد).

    • درنهايت بايد به اين سوال پاسخ دهيد كه چرا اين سهم را مي خريد. اگر دلايل روشن و كافي نداريد به بررسي مجدد دلايل و استدلال ها خود بپردازيد.

    ويليام اونيل

    اونيل نويسنده كتاب معروف How To Make Money In the Stock Market و موسس نشريه ي معتبر Investor Business Daily است. نظريات وي كمي در تقابل با ساير سرمايه گذاران قرار دارد. به عنوان مثال وي قيمت را بهترين شاخص ارزيابي هر سهم دانسته و اعتقاد دارد كه هرگز نبايد با بازار درافتاد. ايشان به جاي تاكيد بر ايجاد تنوع زياد در سبد به دنبال انتخاب سهام برتر است. به اعتقاد ايشان كسب سود سريع مهمترين عامل است و براي همين بايد سهام بازنده را سريعاً از سبد خارج كرده و بر سهام برنده افزود. معيار ايشان براي انتخاب سهام برتر CANSLIM نام دارد كه هر حرف آن اول يكي از هفت معيار است:

    C: سود شركت در هر فصل نسبت به فصل سال قبل بايد رشد چشمگير داشته باشد

    A: سود سالانه شركت بايد نسبت به سال از رشد چشمگيري برخوردار باشد.

    N: بايد محصول و خدمات جديدي توسط شركت ارايه شده باشد.

    S: عرضه ي سهام شركت كم و تقاضا براي آن زياد باشد

    L: شركت بايد جز پيشگامان صنعت باشد

    I: سهام داران نهادي شركت بايد از آن حمايت كنند

    M: جهت بازار بايد در تصميم گيري ها در نظر گرفته شود.

    سهم خوب بايد تمام هفت ويژگي خود را با هم داشته باشد. ساير نكات مهم روش آقاي اونيل عبارتند از:

    • از ارزش گذاري سهام صرف نظر كنيد. P/E معيار خوبي براي انتخاب سهام نيست

    • به دنبال شركت هايي باشيد كه مديريت شركت سهام زيادي از آن را در اختيار داشته و بدهي شركت پايين باشد.

    • برخلاف نظر موجود، شركت هايي بايد خريداري شوند كه به قيمت حداكثر جديدي دست يافته اند. قيمت شركتي كه به حداقل جديدي رسيده باز هم پايين خواهد رفت.

    • مانند يك خرده فروش سبد خود را مديريت كنيد. سهام كم سود را فروخته و بر سهام پرسود بيافزاييد.

    • راهبرد سرمايه گذاري خود را خودكار كنيد. قيمت توقف زيان تعيين كرده و هرگز سهام را در قيمت پايين تر از آن نگه نداريد.

    • به جاي سبدي از سهام متوسط به دنبال چند سهام برتر باشيد.

    بيل ميلر

    ميلر صاحب شركت سرمايه گذاري معروفي است كه براي بيش از 15 سال عملكرد آن بهتر از شاخص S&P بوده است. وي سهامي را مي خرد كه قيمت آن در حال حاضر كمتر از ارزش پيش بيني شده ي آن در آينده باشد. درنتيجه وي فقط به گذشته سهام نگاه نمي كند و معمولاً سهامي را مي خرد كه بقيه يا توجهي به آن ندارند و يا از آن روي گردانند. ساير نكات روش وي عبارت است از:

    • به آينده نگاه كنيد و نه به گذشته. افق پيشرفت يك شركت و سهام آن در آينده اطلاعات بسيار مفيدتري نسبت به تاريخچه ي آن در بر دارد.

    • ارزان لزوماً به معناي ارزنده نيست. در بسياري از موارد افت قيمت سهم به دليل اين است كه بازار افت آتي آن را پيش بيني كرده است. پس بايد به ارزش آتي آن توجه داشت.

    • از ارزش كنوني جريان هاي نقدي آتي شركت براي تعيين ارزنده بودن آن استفاده كنيد.

    • مانند اكثريت سرمايه گذاران به كوتاه مدت فكر نكنيد و ديد بلند مدت داشته باشيد.

    • سه نوع برتري رقابتي وجود دارد:

    o تحليلي: وقتي كه شما اطلاعات عمومي را بهتر از ديگران تجزيه تحليل مي كنيد

    o اطلاعاتي: وقتي شما اطلاعات مهمي داريد كه ديگران ندارند

    o رفتاري: وقتي شما دانش بهتري از رفتارهاي انسان داشته و مي-توانيد از آن استفاده كنيد.

    • از نظر روانشناسي ترس مردم از باخت بيشتر از علاقه ي آن ها به برد است. درنتيجه آن ها به شدت تحت تاثير روندهاي كوتاه مدت قرار گرفته و اين فرصت مناسبي براي خريد سهام ارزنده با قيمت هاي پايين است.

    •معمولاً به دليل هيجانات زودگذر قيمت سهام ارزنده شما افت مي كند. هميشه ديد بلند داشته باشيد و در موارد وجود هیجان فقط ناظر باشيد.