مقالات و مطالبي از دنياي مديريت مالي و سرمايه گذاري؛ با رويكرد بورس سهام
 

رییس اداره امور گواهینامه‌های حرفه‌ای سازمان بورس گفت: دوره جدید آزمون های بازار سرمایه در روزهای ششم و هفتم مردادماه امسال برگزار می شود.

رضا کیانی در گفت وگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی بازار سرمایه (سنا) به تغیییرات بنیادین آزمون های بازار سرمایه اشاره کرد و افزود: درساختار جدید، 9 مدرک برای فعالان بازار طراحی شده است که اصول بازار سرمایه پایه (پیش نیاز) تمامی مدارک بازار خواهد بود.
وی ادامه داد : از این پس افراد می‌توانند در یک دوره برگزاری در چند آزمون شرکت کنند. به عنوان مثال اشخاصی که برای اولین بار در آزمون‌های بازار سرمایه شرکت می‌کنند می‌توانند به طور همزمان در آزمون‌های اصول بازار سرمایه، معامله‌گری اوراق تأمین مالی، معامله‌گری بورس کالا و معامله گری ابزار مشتقه شرکت کنند.
کیانی خاطر نشان کرد با هدف امکان شرکت یک فرد در چند آزمون از این پس آزمون‌های بازار سرمایه در دو روز متوالی برگزار می‌شود.

پاسخ کیانی به پرسشی در مورد امکان شرکت همزمان در دو آزمون اصول مقدماتی و تحلیل گری بازار سرمایه منفی بود. وی تأکید کرد افراد پس از دریافت مدرک اصول بازار سرمایه می‌توانند در دوره بعدی در آزمون تحلیل‌گری شرکت کنند اما شرکت در آزمون‌ اصول مقدماتی و سری آزمون‌های معامله‌گری امکان پذیر است.
کیانی در ادامه یادآور شد با توجه به آنکه آزمون‌ اصول مقدماتی پیش نیاز آزمون‌های معامله گری (اوراق تأمین مالی، بورس کالا و ابزار مشتقه) است در صورتی که فردی در هر یک از آزمون‌های معامله‌گری قبول شود اما موفق به دریافت مدرک اصول بازار سرمایه نشود، امکان استفاده از مدرک معامله‌گری خود را نخواهد داشت.
کیانی در ادامه افزود افرادی که هم اینک گواهی اصول مقدماتی اوراق بهادار دارند می توانند مستقیماً در آزمون معامله‌گری بورس کالا و معامله‌گری ابزار مشتقه و همچنین تحلیل‌گری بازار سرمایه شرکت کنند.

وی ادامه داد: به همین نحو دارندگان گواهی‌نامه اصول مقدماتی کالا می‌توانند در آزمون‌های معامله‌گری اوراق تأمین مالی و معامله گری ابزار مشتقه و همین طور تحلیل‌گری شرکت کنند.
کیانی در مورد زمان برگزاری آزمون اظهار داشت: آزمون اصول بازار سرمایه و تحلیل گیری بازار سرمایه روز پنجشنبه ششم مردادماه و آزمون های معامله گری روز جمعه هفتم مردادماه امسال برگزار خواهد شد.

رییس اداره امور گواهینامه‌های حرفه‌ای سازمان بورس گفت: آزمون های مدیریت نهادهای بازار سرمایه، مشاوره عرضه و پذیرش، ارزشیابی و مدیریت سبد اوراق بهادار در مردادماه امسال برگزار نخواهد شد.

کیانی درباره معادل سازی مدارک کنونی با مدارک جدید بازار سرمایه گفت: دارندگان اصول مقدماتی بورس کالا مدارک اصول بازار سرمایه و معامله گری کالا دریافت خواهند کرد.

وی ادامه داد : دارندگان اصول بورس اوراق بهادار مدارک اصول بازار سرمایه و معامله گری اوراق تامین مالی و دارندگان معامله گر قرارداد آتی مدارک اصول بازار سرمایه و معامله گر ابزار مشتقه اخذ می کنند.

رییس اداره امور گواهینامه‌های حرفه‌ای سازمان بورس افزود: دارندگان مدرک تحلیل گری نیز مدارک تحلیل گری و اصول بازار سرمایه را دریافت خواهند کرد.

کیانی خاطر نشان کرد : طبق دستورالعمل جدید، علاقه مندان می توانند در دو دوره آزمون تمامی مدارک بازار سرمایه را اخذ کنند.
وی اظهار داشت : تاریخ و نحوه ثبت نام درآزمون های بازار سرمایه متعاقبا از سوی اداره امور گواهینامه های حرفه ای سازمان بورس اعلام می شود.

اطلاعات بیشتر: http://reg.seo.ir


ادامه مطلب
|| موضوع: بازار سرمايه | نوشته شده در  پنجشنبه 1390/03/05ساعت 10:11  توسط Hadi.Haqiq  | 

عنوان فارسى: مبانی مهندسی مالی و مدیریت ریسک

عنوان انگلیسی: Fundamentals of Futures & Options Markets

نویسنده: جان هال
ترجمه: سجاد سیاح و علی صالح‌آبادی

http://newfinance.blogfa.com/مبانی مهندسی مالی و مدیریت ریسک

در سال‌های اخیر، بازارهای آتی و اوراق اختیار معامله در دنیای مالی و سرمایه‌گذاری اهمیت روزافزون پیدا کرده. اکنون به سطحی از نوآوری‌های مالی رسیده‌ایم که ضروری است همهٔ متخصصین در امور مالی از چگونگی کارکرد این بازارها، نحوهٔ استفاده از آنها و همچنین سازوکار تعیین قیمت در این بازارها آگاه باشند. در این کتاب به این مسائل پرداخت می‌شود.
در آغاز فصل با نگاهی اجمالی، بازارها و تاریخچهٔ هریک از بازارهای قراردادهای آتی و اختیار معاملات را مرور می‌کنیم...

مقدمه و فهرست

(PDF: 246k)

فصل یکم: مفاهیم و مقدمات

(PDF: 246k)

فصل دوم: سازوکار بازار قراردادهای آتی

(PDF: 797k)

فصل سوم: تعیین قیمت‏های قرارداد آتی و پیمان آتی

(PDF: 704k)

فصل چهارم: راهبردهای پوشش ریسک با استفاده از قراردادهای آتی

(PDF: 524k)

فصل پنجم: بازارهای نرخ بهره

(PDF: 1,494k)

فصل ششم: سوآپ (قرارداد معاوضه‏ای)

(PDF: 434k)

فصل هفتم: سازوکار بازارهای اختیار معامله

(PDF: 423k)

فصل هشتم: ویژگی‏های اختیار معاملات سهام

(PDF: 316k)

فصل نهم: راهبردهای معاملاتی با استفاده از قراردادهای اختیار معامله

(PDF: 268k)

فصل دهم: مقدمه‏ای بر مدل درخت دوجمله‏ای

(PDF: 410k)

فصل یازدهم:ارزش‏گذاری اختیار معامله، مدل بلک ـ شولز

(PDF: 836k)

فصل دوازدهم: اختیار معاملات شاخص سهام و ارزها

(PDF: 809k)

فصل سیزدهم: اختیار معامله قراردادهای آتی

(PDF: 720k)

فصل چهاردهم: نوسان‏پذیری اسمایل

(PDF: 307k)

فصل پانزدهم: پارامترهای ریسک اختیار معامله

(PDF: 690k)

فصل شانزدهم: ارزش در معرض ریسک

(PDF: 900k)

فصل هفدهم: ارزش‏گذاری با استفاده از درخت دوجمله‏ای

(PDF: 695k)

فصل هجدهم: قراردادهای اختیار معامله نرخ بهره

(PDF: 483k)

فصل نوزدهم: قراردادهای اختیار معامله غیرمعمول و سایر ابزارهای مالی غیراستاندارد

(PDF: 336k)

فصل بیستم: مشتقات اعتباری، آب و هوا، انرژی و بیمه

(PDF: 249k)

فصل بیست و یکم: زیان‏های ناگوار مشتقات و آنچه می‏توانیم از آنها بیاموزیم

(PDF: 285k)

کل کتاب

(PDF: 8,936k)

 

 

|| موضوع: مقالات علمي | نوشته شده در  جمعه 1389/12/20ساعت 4:4  توسط Hadi.Haqiq  | 

«ارزش افزوده اقتصادي»؛ انقلابی در متون مالی

در اقتصاد بازار، شركت‌هاي زيادي، ثروت ايجاد مي‌كنند، بدون ترديد شركت‌هايي نيز هستند كه تخريب‌كننده ثروت هستند.

كشف فاكتورهاي اقتصادي كه منجر به ايجاد ثروت يا تخريب آن شود، براي مديران سرمايه‌گذاري و مديران شركت‌ها، بسيار مهم است. براي مديران شركت‌ها، ايجاد ثروت جهت حفظ و بقاي اقتصادي شركت موضوعي اساسي است.
مديراني كه در يك اقتصاد بازار، اهميت اين موضوع را ناديده مي‌گيرند، كسب‌ و كار سازمان و مالكان آن را به مخاطره مي‌اندازند. پيدا كردن بهترين شركت‌ها و صنايع اهميت زيادي براي مديران سرمايه‌گذاري دارد. با ابزارهاي تحليل صحيح‌تر، مديران پورتفوي، احتمالا قادر خواهند بود كه استراتژي‌هاي انفعالي خود را با نرخ بازده بالاتر و همان ريسك اوليه به عملكردی اكتيو تبديل كنند. يك ابزار تحليلي جديد كه EVA) Economic valueAdded) نام گرفته است، مي‌تواند در ايجاد ثروت و فرايند انتخاب شركت به‌كار گرفته شود. تغييرات نوآورانه‌اي كه اين ابزار مالي در دو حوزه دو قلوي مديريت مالي و سرمايه‌گذاري بوجود آورده است، يك نيروي محركه دروني است كه مي‌تواند انقلاب EVA ناميده شود. ناگفته نماند كه يك سيستم اقتصادي غير بازار در مقايسه با يك سيستم بازارگرا ثروت كمتري را موجب خواهد شد.

EVA در عمل:
ابزار تحليلي EVA در سال 1982 توسط موسسه استرن و استيوارت متداول شد. همان طوري كه پيشتر گفته شد، توسعه تجاري EVA يك شبه اتفاق نيافتاده است. EVA نتيجه نوآوري در زمينه سود اقتصادي بوده است.
نوآوراني مانند استرن كه محدوديت عملي سودهاي حسابداري را مورد بازبيني و سازماندهي مجدد قرار داد. ابزار تحليلي EVA از همان ابتدا از سوي جامعه شركت‌ها مورد پذيرش قرار گرفت چرا كه روشي نوآورانه، براي يافتن ارزش واقعي شركت بود. برخلاف معيارهاي سنتي مانند EBIT در EBITDA و NOPAT و ...، EVA سودآوري واقعي شركت‌ها را مورد بررسي قرار مي‌دهد، يعني هزينه‌هاي مستقيم بدهي و غيرمستقيم حقوق صاحبان را مدنظر قرار مي‌دهد. چون EVA به‌طور كاملا نزديكي بر الزامات ماكزيمم‌سازي ثروت سهامداران منطبق است به عنوان يك ابزار مدرن روز، جهت سنجش موفقيت شركت‌ها به‌كار گرفته مي‌شود.
شركت‌هاي بزرگي مانند Coca-cola، Diago، SPXو... EVA را به عنوان راهنماي ايجاد ارزش براي سهامدارن به‌كار مي‌برند. برنامه‌هاي تشويقي و پرداخت پاداش در اين شركت‌ها بر مبناي توانايي مديران در ايجاد EVA مثبت، بنا نهاده شده است.

پرداخت بر مبناي EVA با در نظر گرفتن همه هزينه‌هاي سرمايه (هزينه بدهي و هزينه حقوق صاحبان سهام) صورت مي‌گيرد، تا مديران شركت‌ها در اتخاذ تصميمات مالي به عنوان يك سهامدار عمل كنند. EVA همچنين در جامعه سرمايه‌گذاران نيز متداول شده است. كنفرانس‌هاي متعددي كه در اين زمينه در سال‌هاي اخير برگزار شده است (از 1996 به بعد) شاهد و گواه اين مدعا است. شركت‌هاي سرمايه‌گذاري مانند Global Asset Management و Oppneheimer Capital از EVA، در انتخاب سهام، ساختار پرتفوي و فرايند كنترل ريسك استفاده مي‌كنند. ديگر شركت‌هاي سرمايه‌گذاري بزرگ نيز نگاه عميق‌تري به EVA دارند و EVA پيشرفت‌هاي معني‌داري را در دنياي تحليل‌هاي عملكردي بوجود آورده است. علاوه‌بر اين، مطالعات تجربي در Journal portfolio management نشان مي‌دهد كه EVA در جامعه آكادميك و جامعه مالي، رشد و پيشرفت خوبي كرده است (Ibid, p: 3). استيوارت در سال 1994 در يك تحقيق داخلي نشان مي‌دهد كه EVA تنها بهترين ابزار براي ايجاد ارزش در شركت است. و ادعا مي‌كند كه EVA در تشريح فرآيند تغيير در ثروت سهامداران تقريبا 50‌درصد مهم‌تر از معيارهاي مبتني بر حسابداري عمل مي‌كند. اين تحقيق داخلي شواهدي را مبتني‌بر غالب بودن EVA بر معيارهاي حسابداري مانند سود حسابداري فراهم كرد. مجله فورچون در سال 1993 صراحتا EVA را كليد واقعي ايجاد ثروت معرفي مي‌كند. استرن استيوارت مي‌گويد سود حسابداري را به عنوان معيار ارزيابي عملكرد فراموش كنيد.3(3-1(Garyc. Biddle and others, 1998, pp:1 )
تحقيقات نشان مي‌دهد كه بازده كل سهامداران در شركت‌هايي كه به نوعي از سيستم EVA كمك گرفته‌اند بعد از يك دوره 5ساله در مقايسه با سهام شركت‌هاي رقيب، 49‌درصد بيشتر بوده است. شركت هايي كه ساختار جبران خدمات استرن استيوارت را به‌طور كامل اجرا مي كنند. حتي نتايج بهتر از اين داشته‌اند. به طوري كه سرمايه‌گذاري در سهام اين شركت‌ها، 84‌درصد ثروت بيشتري در مقايسه با شركت‌هاي رقيب طي يك دوره 5ساله ايجاد كرده است (www.EVA.com).

تعاريف عملياتي EVA:
* دو روش متداول از تعريف EVA وجود دارد: روش حسابداري و روش مالي

۱) از ديدگاه حسابداري؛ EVA عبارت است از تفاوت بين سود خالص عملياتي بعد از ماليات و هزينه سرمايه (NOPAT). بنابراين EVA متفاوت از ابزارهاي سنتي سنجش سود حسابداري مانندEBIT، EBITDA و EPS و... است. زيرا EVA كل هزينه‌هاي تامين سرمايه را در نظر مي‌گيرد [ابزارهاي حسابداري فقط هزينه‌ بدهي را در نظر گرفته و به‌طور ضمني فرض مي‌كنند كه هزينه صاحبان سهام عادي مفت است كه اين يك هزينه فرصت است و نه هزينه حسابداري و در اين مورد نبايد ترديد كرد،]
به تعبيري ارزش افزوده اقتصادي (EVA) شاخص بنيادين براي اندازه‌گيري عملكرد و تعيين ارزش شركت است. EVA از حاصل‌ضرب تفاوت بين نرخ بازده(r) و نرخ هزينه سرمايه(c) در مبلغ سرمايه به‌دست مي‌آيد (فرمول1)

http://newfinance.blogfa.com/ 


C در واقع متوسط موزون هزينه سرمايه (WACC) است.
EVA را به‌صورت فرمول2 مي‌توان محاسبه كرد.

http://newfinance.blogfa.com/ 


مثال: اگر سود خالص عملياتي بعد از ماليات N(NOPAT)، 250‌ريال و سرمايه 1000‌ريال و هزينه تامين سرمايه 15درصد باشد، EVA به‌صورت زير محاسبه مي‌شود (فرمول3)

http://newfinance.blogfa.com/ 

ملاحظه مي‌كنيد كه مبلغ 250ريال سود، فقط 100‌ريال به ارزش شركت اضافه مي‌كند و عملكرد واقعي مديريت، فقط به اندازه 100‌ريال است نه 250‌ريال، اين موضوعي است كه هيچ كدام از معيارهاي حسابداري نمي‌توانند آن را محاسبه كنند.
لازم به يادآوري است كه براي محاسبه EVA، بايد ارزش دفتري capital را با تعديلاتي كه آقاي استيوارت پيشنهاد مي‌كند به ارزش دفتري اقتصادي دارايي‌ها تبديل كنيم.

۲) تفسير مالي EVA
(ارتباط EVA با MVA)
از ديدگاه مالي، EVA، براساس چگونگي ارتباطش با ارزش افزوده بازار ( MVA) تعريف مي‌شود. در اين روش، MVA (يا NPV) برابر با ارزش فعلي EVA‌هاي آتي مورد انتظار شركت است. از طرفي، MVA عبارت است از تفاوت بين ارزش شركت و ارزش دفتري اقتصادي سرمايه به‌كار گرفته شده در شركت. مطالب فوق در قالب فرمول‌هاي رياضي زير قابل بيان است (فرمول4)

http://newfinance.blogfa.com/ 

در حالي كه ارزش افزوده بازار، اثرهاي ناشي از اقدام‌هاي مديريت از زمان تاسيس شركت را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد، در محاسبه ارزش افزوده اقتصادي، بر اثر بخشي مديريت در يك سال مشخص تاكيد مي‌شود.
MVA نشان‌دهنده اين موضوع است كه چگونه يك شركت به‌طور موفقيت‌آميزي سرمايه‌اش را به‌كار گرفته و فرصت‌هاي سودآور آتي آينده را پيش‌بيني كرده است.
هدف اوليه و اساسي هر واحد انتفاعي بايد حداكثر كردن MVA باشد. EVA ايجاد كننده MVA است. زيرا ارزش فعلي EVAهاي آتي است كه مبناي ارزيابي و ارزشگذاري شركت در بازار است. بنابراين اگرچه EVA يك معيار داخلي براي اندازه‌گيري عملكرد است ولي همين معيار داخلي منجر به ايجاد يك معيار خارجي مي‌شود كه ارزش شركت را در بازار تعيين مي‌كند. اگر EVAهاي آتي مثبت باشد، سهام شركت در بازار به صرف فروخته مي‌شود ولي اگر EVAهاي آتي منفي باشد سهام شركت در بازار به كمتر از ارزش دفتري (به‌كسر) فروخته خواهد شد. چنين شركت‌هايي در بازار سهام از اقبال چنداني برخوردار نخواهند بود. MVA نشان‌دهنده ارزيابي جامعه سرمايه‌گذار از فعاليت شركت است و متاثر از عملكرد يك سال شركت نيست، حتي متاثر از عملكرد سال‌هاي آتي شركت است.EVA و MVA معيارهاي داخلي و خارجي اندازه‌گيري عملكرد و تعيين ارزش شركت هستند. (فرمول5)

http://newfinance.blogfa.com/


در حقيقت با تغيير در ارزش‌افزوده اقتصادي EVA، ارزش افزوده بازار MVA نيز تغيير مي‌كند اگر تغيير در EVA مثبت باشد، ارزيابي بازار نيز مثبت خواهد بود ولي اگر اين تغيير منفي باشد، قطعا ارزيابي بازار مثبت نخواهد بود. (فرمول6)

http://newfinance.blogfa.com/


نرخ بازده كل سرمايه (r): اين نرخ از طريق تقسيم NOPAT تعديل شده به Capital تعديل شده به‌دست مي‌آيد (فرمول7)

http://newfinance.blogfa.com/


اگر اين رابطه را در فرمول EVA جايگزين كنيم خواهيم داشت (فرمول8)

http://newfinance.blogfa.com/

هزينه سرمايه: هزينه سرمايه در واقع همان ميانگين موزون هزينه‌هاي تامين‌مالي است كه به (WACC) معروف است. در فصل سوم در اين مورد بيشتر توضيح داده مي‌شود، (تعريف Capital از ديدگاه استيوارت:)
كليه وجوه نقدي كه در طي عمر (فعاليت) شركت بدون در نظر گرفتن منابع تامين مالي وجوه يا نام حساب يا اهداف تجاري شركت، در شركت ريخته مي‌شود، سرمايه ناميده مي‌شود.
استيوارت مي‌گويد، تامين مالي سرمايه (چه از طريق بدهي و چه از طريق حقوق صاحبان سهام) مهم نيست، مهم اين است كه آيا مديريت، سرمايه را به نحو بهينه استفاده مي‌كند يا خير؟
به عبارتي، استفاده بهينه از وجوهي كه در حساب سرمايه شركت ذخيره مي‌شود، به موفقيت مديريت شركت در كسب عايدات ناشي از سرمايه و نرخ تنزيل عايدات بستگي دارد.
لازم به ذکر است که آقاي استيوارت براساس تعريف EVA، فقط تعديلاتي را پيشنهاد مي‌كند كه بتوانند از عهده 4 آزمون زير برآيند:
1ـ آيا تعديل مورد نظر مي‌تواند اثر با اهميتي بر EVA داشته باشد.
2ـ آيا با استفاده از آن تعديل مديران مي‌توانند بر نتايج تاثيرگذار باشند.
3ـ آيا تعديل مورد نظر براي افراد عملياتي به سادگي قابل درك است.
4ـ سهولت در تجزيه تحليل و نتيجه‌گيري.
برخي از تعديلات پيشنهادي استيوارت حمايت مي‌كنند و برخي ديگر اثر اين تعديلات را بر EVA ناچيز مي‌دانند. استيوارت با تعديلاتي كه پيشنهاد مي‌كند، سرمايه اقتصادي را مطرح مي‌سازد كه با تعريف حسابداران منطبق نيست. به علت گسترده بودن مبحث تعدیلات در اینجا از توضیح آن صرف‌نظر كرده و علاقه‌مندان مي‌توانند به منابع پایانی مراجعه کنند.

منابع و ماخذ:
منابع فارسی: بررسی رابطه بین EVA و بازده واقعی سهام در شرکت‌های گروه وسایط نقلیه پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، فتح الهی، افشین؛ پایان‌نامه کارشناسی ارشد؛ دانشگاه تهران
منابع لاتین:
1 - Grand. Jamesl ;(2003); the Foundation of Economic Value Added; Wiley Pub
2 - Steward .G.Bennet ;( 1991); The Quest for Value; Harper Publishers Inc

* دنیای اقتصاد

|| موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  سه شنبه 1389/12/03ساعت 12:3  توسط Hadi.Haqiq  | 

عوامل موثر در تحلیل بنیادی - »دکتر علی جهانخانی«

تحليلگران اوراق بهادار براى تعيين ارزش سهام عادى از روشى كه موسوم به روش تحليل بنيادى است، استفاده مي‌كنند. تحليل بنيادى داراى مراحلى به شرح زير است:

۱- تحليل اوضاع اقتصادى كشور

۲- تحليل صنعتى كه شركت در آن واقع شده است.

۳- تحليل شركت

http://newfinance.blogfa.com/-عوامل موثر در تحلیل بنیادی از زبان دکتر علی جهانخانی

همان گونه كه قبلاً اشاره شده بود، ارزش سهام بر اساس ميزان سودهاى آينده و اطمينان از تحقق آنها تعيين مي‌گردد. با توجه به اين كه اوضاع اقتصادى كشور در آينده تاثير مهمى بر ميزان سودآورى شركت ها خواهد داشت، ضرورى است كه ابتدا اوضاع اقتصادى در حال حاضر و روند تغييرات آن در آينده، مورد تحليل قرار گيرد. تحليل اقتصادى شامل بررسى شاخص‌هاى مهم اقتصادى از قبيل: نرخ رشد توليد ناخالص ملى و اجزاى تشكيل دهنده آن، تورم، عرضه پول، نرخ بهره، نرخ ارز، ميزان تراز پرداخت هاى كشور، نرخ بيكارى، كسر بودجه دولت و سياست هاى پولى و مالى دولت است. هدف از اين بررسى‌ها علاوه بر تعيين وضعيت فعلى اقتصاد، پيش‌بينى روند رشد فعاليت‌هاى اقتصادى در كشور است. مرحله دوم، تحليل بنيادى بررسى صنعت مورد نظر است. هدف از اين بررسى، تعيين موقعيت فعلى صنعت و روند رشد آينده آن است. سهامداران اصولاً براى شركت‌هايى كه در صنايع رو به رشد فعاليت مى‌كنند و سودآورى مطلوبى دارند، ارزش بيشترى قائل هستند. عوامل مطلوب صنعت در تحليل اساسى عبارتند از:

۱- تقاضاى رو به رشد براى محصولات آن صنعت.

۲- برخوردارى از مزيت نسبى به گونه اى كه محصولات مشابه خارجى نتوانند تهديد جدى براى نفوذ در بازار داخلى باشند. مزيت نسبى مى تواند ناشى از وجود مواد اوليه ارزان و فراوان در داخل كشور، وجود نيروى كار ارزان و ماهر و... باشد.

۳- محدود بودن كالاهاى جانشين براى محصولات آن صنعت، براى مثال آلومينيوم مى‌تواند، جانشينى براى آهن باشد بنابراين در صورت كاهش قيمت كالاى جانشين، مصرف كنندگان ممكن است آن را جانشين محصولات صنعت آهن كنند. هر چه تعداد كالاهاى قابل جانشينى محدودتر باشد، موقعيت بازار آن صنعت قوى تر خواهد بود.

۴- وابستگى كم به مواد اوليه خارجى و پايين بودن ميزان ارزبرى. با توجه به نوسان‌پذيرى درآمدهاى ارزى كشور، صنايعى مى‌توانند ثبات توليد بيشترى داشته باشند كه وابستگى ارزى آنها كم باشد. چنين صنايعى حتى در صورت كمبود ارز نيز قادر به ادامه فعاليت خود هستند.

۵- دخالت محدود ارگان هاى دولتى در تعيين قيمت و چگونگى توزيع محصولات صنايع. تجربه نشان داده است صنايعى كه قيمت محصولات آنها را دولت تعيين مى‌كند، به علت عدم تغيير به موقع قيمت محصولات، غالباً با زيان روبه رو مى شوند، لذا سرمايه‌گذارى در چنين صنايعى با ريسك بيشترى همراه است.

۶- ثبات فروش و سودآورى صنايعى كه كالاهاى مصرفى توليد مي‌كنند، اصولاً بيشتر از صنايعى است كه كالاهاى واسطه‌اى و سرمايه‌اى توليد مى‌كنند. لذا ريسك سرمايه‌گذارى در سهام شركت‌هاى توليدكننده كالاهاى مصرفى كمتر از سهام شركت‌هاى توليدكننده كالاهاى واسطه‌اى و سرمايه‌اى است.

۷- استراتژيك بودن محصولات صنعت. بعضى از صنايع، محصولاتى توليد مى‌كنند كه دولت براى آنها اولويت بيشترى قائل است، بنابراين تداوم توليد اين محصولات مورد حمايت دولت قرار مى‌گيرد. چنين حمايتى باعث مى‌شود كه حتى در وضعيت كمبود ارز، اين صنايع امكانات لازم را به دست آورند و به توليد خود ادامه دهند.

• مرحله سوم تحليل شركت

تحليلگر پس از انتخاب صنعت مناسب بايد شركتى را از ميان شركت‌هاى موجود در آن صنعت انتخاب كند. عواملى كه در انتخاب شركت مورد توجه قرار مى‌گيرند، عبارتند از:

۱- موقعيت رقابتى شركت: در هر صنعتى ممكن است ده‌ها شركت وجود داشته باشد، اما تنها يك يا چند شركت عمده هستند كه بخش عمده بازار را در دست دارند. بررسى موقعيت رقابتى هر شركت شامل ميزان فروش، رشد و ثبات فروش و سهم بازار آن شركت مى‌شود، مقدار فروش شركت در مقايسه با ساير شركت ها، ميزان رهبرى آن را نشان مى‌دهد.

۲- كيفيت مديريت شركت: موفقيت هر شركت مرهون كيفيت مديريت آن است. مديريت، محصولات جديد به وجود مى‌آورد، بازارهاى جديد مى‌آفريند، طرح‌هاى سودآور را اجرا مى‌كند و سرانجام، شركت را در رقابت براى بقا رهبرى مى‌كند. هر چند مديريت از اهميت زيادى برخوردار است، تعيين كيفيت آن كار آسانى نيست. براى تشخيص توانايى مديريت معمولاً از دو نوع اطلاعات استفاده مى‌كنيم:

نوع اول: اطلاعاتى است كه به خصوصيات و ويژگى‌هاى فردى ارتباط دارد مانند ميزان تحصيلات، تجربه، موفقيت‌هاى قبلى پشتكار و علاقه‌مندى.

نوع دوم: اطلاعاتى است كه چگونگى اعمال مديريت را در طول زمان ارزيابى مى‌كند. اين بررسى شامل موارد زير است:

الف) وجود برنامه‌ريزى استراتژيك در فعاليت‌هاى سازمان

ب) توانايى حفظ موقعيت رقابتى شركت (روند رشد فروش شركت)

ج) توانايى توسعه شركت و بهبود موقعيت رقابتى آن

د) توانايى حفظ حاشيه سود

ه) توانايى بهبود و كارآيى عمليات

و) توانايى تامين مالى

ز) توانايى ما با كارمندان و اتحاديه‌هاى كارگرى

ح) توانايى به كارگيرى روش‌هاى جديد

۳- تحليل كارآيى عمليات: كارآيى عمليات شركت، يكى از عوامل اساسى در سوددهى شركت است. كارآيى بر اساس معيارهايى همچون: درصد استفاده از ظرفيت توليدى، توليد سرانه، فروش سرانه، سد سرانه، نسبت فروش به حجم دارايى ها، سنجيده مى‌شود. اين تحليل بايد هم به صورت روند زمانى انجام شود و هم به صورت مقايسه با ساير شركت‌هاى مشابه.

۴- تحليل بدهى‌هاى جارى و بلندمدت: هدف از اين تحليل، بررسى توانايى مالى شركت در پرداخت به موقع بدهي‌هاى سررسيد شده آن است. در اين تحليل بايد نسبت هاى نقدينگى از جمله نسبت جارى، نسبت سريع و نسبت‌هاى بافت مالى از جمله نسبت كل بدهى به كل دارايى، نسبت حقوق صاحبان سهام به كل دارايى‌ها، نسبت پوشش هزينه بهره، مورد بررسى قرار گيرند.

۵- تحليل سود آورى: هدف از اين تحليل بررسى روند سودآورى شركت در طول زمان است. در اين تحليل نسبت‌هاى حاشيه سود، نرخ بازده سرمايه‌گذارى، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت سود نقدى به قيمت هر سهم، نسبت درآمد هر سهم به قيمت آن بررسى مى‌شود.

منبع:
پارسائیان، علی و جهانخانی، علی (۱۳۷۶)؛ مدیریت سرمایه‌گذاری و ارزیابی اوراق بهادار (سال اول)، تهران؛ انتشارات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

|| موضوع: مقالات علمي | نوشته شده در  چهارشنبه 1389/11/20ساعت 12:57  توسط Hadi.Haqiq  | 

روش‌هاي ارزشیابی سهام

فرهاد رمضان
ارزش‌گذاري شركت‌ها از ضروريات برنامه‌ريزي براي مديران و سرمايه‌گذاران است. ارزش‌گذاري نمايشگر چگونگي تاثير استراتژي و ساختار مالي بر ارزش بازار سهام شركت‌ها است.

http://newfinance.blogfa.com/ ارزشيابي سهام

خصوصیات سهام

سهم اوراق‌بهاداري است كه حقوق سهامداران را به منظور مشاركت در مديريت و منافع شركت و نيز دريافت بخشي از ارزش آن، در صورت انحلال در بر می گیرد، لذا سهام ابزاری است كه مالكيت را مشخص و معرف ادعا بر سهم نسبي دارایي و منافع شركت است.در حقيقت سهام اوراق‌بهادار بدون سررسيد با خصیصه عدم اطمینان از سودهای آتی و قیمت فروش مورد انتظار است.

بررسي سهام؛ تجزيه و تحليل تکنیکال
ارزيابي اوراق‌بهادار به اين روش اين گونه است كه اطلاعات بازار از قبيل نمودار قيمت، بهره مي‌تواند به پيش‌بيني گرايشي آينده بازار ( معمولا در كوتاه‌مدت) كمك كند. روش جست‌وجوي نقطه اوج و افت، گرايش، الگوها و ساير عوامل تاثير‌گذار برنوسان قيمت سهام و آنگاه تصميم خريد و فروش براساس عوامل فوق اتخاذ مي‌شود.تحليل‌گران تکنیکی معتقدند مي‌توانند قيمت آينده يك سهام را با ملاحظه قيمتي گذشته و ساير متغيرهاي تجاری پيش‌بيني كنند، تحليل‌گران تکنیکی زمان‌سنج بازار هستند و معتقدند تحليل تکنیکی مي‌تواند براي بازار كاربرد داشته باشد.

تجريه و تحليل روانشناختي
به روشي تحلیلی عنوان مي‌شود که پيش‌بيني رفتاری را هنگامي كه يك سهم صعود يا نزول داشته باشد، امکان پذیر مي‌سازد به عبارت دیگر رفتار سرمايه‌گذاران بررسی مي‌شود (گوستاو لي بون(1): مطالعه ذهن عامه مردم (1895)(2))، (آندره كاستولاني(3): «شنا برخلاف جريان آب»)، (جي. ام. كينز(4): .... از آنجا كه سرمايه‌گذاران اطلاعات كاملي ندارند، سعي مي‌كنند اطلاعات را با استفاده از ويژگي و تصورات ذهني خود عمل كنند).

تجزيه و تحليل بنیادین
ارزيابي اوراق‌بهادار براي سنجش ارزش ذاتی سهام است.
شاخص‌هاي مورد استفاده در اين روش عبارتند از: درآمد آتی، بازده سهام، حاشیه سود و ساير اطلاعات مالی براي تعيين ارزش ذاتی قیمت سهم.
تحليلگران بنیادین شرايط اقتصادي و صنعتي را تا شرايط مالي و مديريت شركت مطالعه مي‌كنند، به عبارت ديگر از اطلاعات واقعي براي ارزيابي ارزش ذاتی سهام استفاده مي‌كنند. اين تحليل در سه سطح انجام مي‌شود.
1 - تجزيه و تحليل جهاني: تاثيرات بلند‌مدت و كوتاه‌مدت (نرخ تورم، نرخ بهره، سياست دولت و غيره).
2 - تجزيه و تحليل صنعت: -حساسيت صنعت برچرخه بازرگانی، مقررات دولتي، ساختار بازار.
3 - تجزيه و تحليل شركت: بررسی شاخصی مالی و اقتصادی و مدیریتی شرکت.


ادامه مطلب
|| موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/22ساعت 22:47  توسط Hadi.Haqiq  | 
تعدیل ساختاری و نولیبرالیسم در ایران

http://newfinance.blogfa.com/تعدیل ساختاری و نولیبرالیسم در ایران

این روزها واژگان و اصطلاحاتی چون طرح تحول اقتصادی، ریاضت اقتصادی، هدفمندسازی یارانه‌‌ها، خصوصی‌سازی، آزادسازی اقتصاد و ... بیشترین کاربرد را در مباحثات و مجادلات اقتصادی و سیاسی ایران دارند. تأکید بیش از اندازه‌ی دولت بر این سیاست‌ها، گاهی این گونه القا می‌کند که این سیاست‌ها از ابتکارات و خلاقیت‌های دولت فعلی است.

اگر چه ما ملتی دارای حافظه‌ی تاریخی ضعیف هستیم که کم‌تر از تجارب عقیم مانده‌ی گذشته درس آموخته‌ایم و اغلب به تکرارشان اقدام کرده‌ایم، امّا توجه به تحولات اقتصادی و سیاسی جهان طی سه دهه‌ی گذشته و آبشخورهای نظری این تحولات، ما را به این سمت و سو سوق می‌دهد که آن‌چه در دوران فعلی و در قالب واژگان و اصطلاحات فوق‌الذکر، بیان می‌شود به هیچ عنوان امر بدیع و نوآوارانه‌ای در سطح جهان نمی‌باشد، بلکه دارای پیشینه‌ی سه دهه‌ای است و در بسیاری از مناطق و کشورهای جهان اجرا شده و آثار و نتایج منفی‌اش را نمایان کرده است.

بررسی آثار و نتایج عملی اجرای این سیاست‌ها در مناطق گوناگون جهان، فرصت دیگری را می‌طلبد که نگارنده پیش از این در مقاله‌ی «راه توسعه از مسير فلاکت نمي‌گذرد» (به منابع مقاله‌ی حاضر رجوع شود) به بخشی از آن‌ها پرداخته است.

اما هدف از نوشتار حاضر، ریشه‌یابی برنامه‌ها و سیاست‌های اقتصادی کنونی و بررسی پیشینه‌ی نظری این سیاست‌ها می‌باشد. در این مقاله سعی شده است ضمن بیان مفاهیم «اجماع واشنگتن» (Washington Consensus) و «برنامه‌های تعدیل ساختاری» (Structural Adjustment Programs (SAPs))، با اشاره به نظریات اقتصاددانان و کارشناسان مستقل، توضیح داده شود که بر خلاف گفتمان دولتی موجود مبنی بر سازش‌ناپذیری با برنامه‌ها و سیاست‌هایی که دولت‌ها و قدرت‌های مسلط جهانی، به واسطه‌های نهادهای مالی جهانی، از آن‌ها حمایت می‌کنند، این برنامه‌ها و سیاست‌ها سهم قابل توجهی را در کلیت برنامه‌های دولت ایفا کرده‌اند و جهت‌گیری برنامه‌های اقتصادی دولت همواره در هم‌سویی با این سیاست‌ها بوده است.

برنامه‌ها و سیاست‌های نولیبرالی موسوم به «تعدیل ساختاری» که ریشه در سیاست‌های ترویجی «اجماع واشنگتن» دارند، تحت همین نام پس از جنگ هشت ساله‌ی ایران و عراق به جدیت دنبال شد. از دوره‌ی دوم دولت موسوم به سازندگی روند محافظه‌‌کارانه‌ی آن آغاز شد، در دوره‌ی اصلاحات، با ملاحظه‌ی آثار و تبعات منفی‌شان، اجرای آن‌ها روند محافظه‌کارانه‌تری به خود گرفت و در دوره‌ی پسااصلاحات و با روی کار آمدن دولت‌های نهم و دهم، اگر چه نه در چهارچوب «تعدیل ساختاری»، بلکه در قالب طرح‌ها و برنامه‌های دیگری چون «طرح تحول اقتصادی» و «هدفمندسازی یارانه‌‌ها» به جدیت پیگیری شده است.

بررسی تحولات سه دهه‌ی گذشته نشان می‌دهد در اغلب کشورهای کم‌توسعه‌ی اجرا کننده‌ی این برنامه‌ها، یک دولت سرکوب‌گر که با ایجاد فضای امنیتی خفقان و ارعاب، آثار اجتماعی و شوک ناشی از اجرای برنامه‌های اجماع واشنگتن را کنترل کند، از لوازم اجرای این برنامه‌ها بوده است. اکثر کشورهای آمریکای لاتین (به ویژه دیکتاتوری اگوستو پینوشه در شیلی) و همچنین روسیه در دوران «بوریس یلتسین»، بهترین نمونه در این باره می‌باشند.

برای مثال حوادث حوادث انتخابات روسیه نمونه خوبی در این زمینه است که زمینه‌ها و متن اجرای سیاست‌های مذکور را نشان می‌دهد:

«تمام دولت‌ها، رسانه‌ها، نظام بانکی و دستگاه‌های تبلیغاتی سرمایه داری، با هزینه‌ی بالغ بر ده‌ها میلیارد دلار به اعتبار پشتیبانی صندوق بین‌المللی پول برای به قدرت رسیدن بوریس یلتسین بسیج شدند... وقاحت سرمایه‌داری در ماجرای انتخابات فرمایشی روسیه به جایی رسید که یک مفسر نزدیک به وزارت دفاع آمریکا به خبرنگار CNN -که نگران نتیجه انتخابات بود- صریحاً گفت: «اگر میزان آرای یلتسین حتا چند درصد از زوگانوف کم‌تر باشد باز هم مسأله‌ای نیست، چرا که کمیسیون مرکزی نظارت بر انتخابات- که توسط خود یلتسین تعیین شده- نتیجه را به سود او اعلام خواهد کرد. اگر زوگانف به طرز چشمگیری از یلتسین جلوتر باشد، آنگاه پرزیدنت یلتسین چاره‌ای جز این ندارد که انتخابات را ملغی و حکومت نظامی اعلام کند» (نبوی و شهابی: 1385)

و بی جهت نیست که ادواردو گالئانو، نویسنده‌ و روزنامه‌نگار اروگوئه‌ای، در این باره گفته بود: «مردم "زندانی" شدند تا قیمت‌ها "آزاد" باشد»    


ادامه مطلب
|| موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/30ساعت 1:30  توسط Hadi.Haqiq  | 

الگوي نوين اجراي هدفمند كردن يارانه ها

راهبرد قيمتي ـ مقداري

در اين گزارش با معرفي راهبرد «قيمتي ـ مقداري» به عنوان مسير جديد اجراي قانون هدفمند كردن يارانه‌ها، الگويي نوين براي اجراي اين قانون با رويكردِ تبديل تهديد اجتماعي به فرصت براي برنامه‌ريزان و مسؤلان پيشنهاد مي‌گردد.

1ـ مقدمه

هدفمند كردن يارانه‌ها يكي از هفت محور اصلي قانون تحول اقتصادي است. وي‍ژگي‌هايي مانندِ فراگير بودن و بالا بودنِ سطح پوشش اجراي اين قانون، علاوه‌بر بعد اقتصادي، ابعاد اجتماعي ـ سياسي را نيز به آن افزوده است. حساسيت بالاي جامعه و كارشناسان به اجراي اين قانون نسبت به ساير محورهاي هفتگانه مؤيد اين مطلب است. موفقيت و عدم موفقيت اجراي اين قانون به معناي شكست يا پيروزي طرحِ تحول اقتصادي است. بنابراين در نحوة اجرايي شدن اين قانون و نوع سياست‌هاي اعمالي علاوه‌بر ملاحظات اقتصادي ضروري است، ملاحظات اجتماعي را نيز در نظر گرفت.

در اين گزارش با معرفي راهبرد «قيمتي ـ مقداري» به عنوان مسير جديد اجراي قانون هدفمند كردن يارانه‌ها، الگويي نوين براي اجراي اين قانون با رويكردِ تبديل تهديد اجتماعي به فرصت براي برنامه‌ريزان و مسؤلان پيشنهاد مي‌گردد. به عنوان مثال در سهميه بندي بنزين دولت با تعيين دو قيمت ترجيحي 100 و 400 توماني به ترتيب براي سهميه و مصرفِ مازاد بر سهميه توانسته است در سال جاري با كاهش سهميۀ خودروهاي شخصي از 120 به 80 ليتر در ماه، يارانۀ پرداختي به بنزين را كاهش دهد و هزينة بنزين را با فرض مصرف 120 ليتر در ماه براي مصرف كنندگان 100 درصد افزايش دهد. بدون آنكه در جامعه ايجاد انتظار تورمي بكند. مزاياي انخاذ اين راهبرد كه مبتني بر تدريج در كاهش مقدار سهميه حامل يارانه‌بر به جاي تدريج در افزايش قيمت ـ مانند تجربۀ افزايش سالانه قيمت بنزين در گذشته ـ است، به‌خوبي نمايان است.

 همچنين توجه به خوشه‌هاي «مصرفي» حامل‌هاي يارانه‌بر كه قابل اندازه‌گيريِ دقيق است به‌جاي خوشه‌هاي «درآمدي» خانوار كه قابل اندازه‌گيريِ دقيق نيست و به مانعي جهت اجراي قانون هدفمند كردن يارانه‌ها تبديل شده است از ديگر مزاياي اين راهبرد است كه به تفضيل در گزارش مورد بررسي قرار گرفته و براي برق خانگي به‌طور كامل مدل‌سازي شده است.


ادامه مطلب
|| موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  پنجشنبه 1389/08/20ساعت 10:36  توسط Hadi.Haqiq  | 

تعریف سرمایه‌گذاری

http://newfinance.blogfa.com/سرمايه گذاري برنامه ريزي سرمايه گذاري مالي

تعریف ساده، اما فراگیر از سرمایه‌گذاری عبارت است از،" به تعویق انداختن مصرف فعلی برای دستیابی به مصرف بیشتر در آینده". صندوق‌های بازنشستگی نمونه‌هایی هستند که مصرف را به تعویق می‌اندازند. هنگامی که کارکنان تمام دستمزد خود را در زمان حاضر دریافت نمی‌کنند، و بخشی از آن را در صندوق بازنشستگی نگه‌داری می‌کنند، در واقع مصرف خود را به تعویق می‌اندازند. به همین شیوه، هنگامی که افراد سهام یا دیگر دارایی‌های مالی می‌خرند، در حال به تعویق انداختن مصرف هستند، یعنی سرمایه‌گذاری می‌کنند. خرید خانه ( بخشی از بهای خرید نقدی و بخشی دیگر با دریافت وام پرداخت می‌شود) به جای اجاره خانه (فقط بخش نقدی بهای خرید به عنوان ودیعه اجاره پرداخت شود و وامی دریافت نشود) را می‌توان به همین‌گونه تفسیر نمود. چون، عمر خانه بیشتر از مدت زمان پرداخت وام خرید خانه است، بخشی از پرداختهای فعلی بهای خرید بابت استفاده از خانه‌ی مسکونی در سالهای آینده است. یعنی، اجاره کردن باعث افزایش مصرف زمان حال، و کاهش مصرف در آینده می‌شود.

بنابراین، سرمایه‌گذاری دامنه وسیعی از فعالیتها را در بر می‌گیرد و شامل سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مالی قابل دادوستد و غیرقابل دادوستد است. در مطالب حاضر، منظور از "سرمایه‌گذاری" سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مالی به خصوص اوراق بهادار قابل دادوستدی است که توسط دولتها یا شرکتها منتشر می‌شود. اوراق بهادار قابل دادوستد دارایی‌های مالی‌ای هستند که به آسانی و با حداقل هزینه در بازارهای مالی انسجام‌یافته قابل خرید و فروش هستند. سرمایه‌گذاری روشی برای حفظ ارزش پول و کسب عایدی می‌باشد. به هر حال، دو ویژگی اصلی سرمایه‌گذاری؛ زمان و ریسک است. از دست دادن منافع در حال حاضر قطعی و مبلغ آن معین است. اما، پاداش سرمایه‌گذاری مربوط به آینده است و مبلغ آن اغلب نامشخص است.

در واقع سرمایه‌گذاری خرید اقلام دارایی و یا‌ ‌‌‌اوراق بهاداری است که با گذشت زمان منجر به ایجاد درآمد و افزایش ارزش برای سرمایه‌گذار خواهد شد. از این رو، هنگامی که  فرد یک ورقه بهادار را خریداری می‌کند، سرمایه‌گذاری صورت پذیرفته ‌است، اما خرید یک خانه به قصد سکونت سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود. چرا که خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، بازده معینی در طی زمان برای ما به وجود نمی‌آورد، اما خرید ورقه‌ بهادار به‌طور بالقوه دارای بازده است.

هر فردی که در بازارهای مالی سرمایه‌گذاری می‌کند دارای هدف مشخصی است. او برای بدست‌آوردن سود و کسب منافع بیشتر در این بازار گام می‌نهد. در حقیقت شخص سرمایه‌گذار به امید بدست‌آوردن ارزشی در زمان آینده از ارزش‌های کنونی چشم‌پوشی می‌نماید. اگر عوامل ترغیب‌کننده برای سرمایه‌گذاری وجود نداشته باشد، افراد به‌طور معمول مصرف کنونی را به مصرف آینده ترجیح می‌دهند. بنابراین فرد سرمایه‌گذار باید از سرمایه‌گذاری کنونی خود انتظار بدست‌آوردن بازده مثبت داشته باشد و بهره‌مندی از ثروت و فرصت‌های مصرف در آینده ترغیب‌کننده وی خواهد بود.


ادامه مطلب
|| موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  پنجشنبه 1389/07/29ساعت 2:40  توسط Hadi.Haqiq  | 

سرمایه و تئوری های ساختار سرمایه

سرمایه

سرمايه را مي توان در دو گروه اصلي قرارداد: وام و سهام.(پارسائیان، 1382)


* وامها و تسهيلات مالی

بدهيهاي ميان مدت و بلندمدت، بدهيهايي هستند كه ظرف چند سال بازپرداخت مي شوند. اين نوع بدهيها در ساختارتامين مالي و هزينه سرمايه شركت از اهميت ويژه اي برخوردارند.به طور كلي در تدوين يك استراتژي تامين مالي بر حسب منبع و مقدار وجوه، به موارد زير توجه مي شود: (مدرس و عبداله زاده،1378 )

1- هزينه و ريسك استراتژيهاي مختلف تامين مالي

2- روند آتي شرايط بازار سرمايه و اثر آن بر نرخهاي بهره و قابليت دسترسي وجوه در آينده

3- نسبت فعلي بدهي به حقوق صاحبان سهام

4- تاريخ سررسيد بدهيهاي موجود

5- محدوديتهاي موجود در قراردادهاي وام

6- نوع و ميزان وثيقه مورد مطالبه وام دهندگان بلندمدت

7- توانايي تغيير استراتژي تامين مالي، متناسب با تغيير شرايط اقتصادي

8- مقدار، ماهيت و ثبات وجوه تامين شده از داخل موسسه

9- كفايت حد اعتبار بانكي فعلي براي تحقق نيازهاي جاري و آتي

10- نرخ تورم (به خاطر بازپرداخت ارزانتر بدهي)

11- قدرت سود آوري و وضعيت نقدينگي شركت

12- نرخ ماليات

http://newfinance.blogfa.com/-ساختار سرمايه

منابع بدهي شامل وامهاي بانكي، وامهاي شركتهاي بيمه و ساير موسسات اعتباري، تامين مالي تجهيزات، وامهاي رهني، اوراق قرضه، اوراق مشاركت و نظاير آن است...


ادامه مطلب
|| موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  سه شنبه 1389/06/16ساعت 22:39  توسط Hadi.Haqiq  | 

در حالي كه مسوولان بازار سرمايه و بالاتر، افزايش 6 هزار واحدي شاخص كل بورس در 6 ماهه اول سال 89 را جشن مي گيرند، برخي فعالان بازار سرمايه معتقدند كه مدل جديد شاخص كه به عنوان شاخص كل بورس از اواخر سال 87 طراحي و مورد محاسبه قرار گرفته است به اين منظور است كه نماگرهاي بورس تهران را همواره در مدار صعودي نمايش دهد و از سقوط پي در پي آن جلوگيري كند، بنابراين اين شاخص بيانگر واقعيت بازار نيست.
شاخص، يك معيار آماري است كه تغيير حركت و جهت يك اقتصاد يا يك بازار سهام را نشان مي‌دهد که درصورت آن، حاصل جمع ارزش بازار شرکت‌هاي بورسي بوده و در مخرج آن عدد پايه شاخص قرار دارد. بر اين اساس يكي از مهمترين معيارهاي ارزيابي عملكرد سرمايه‌گذاري در بورس و حتي سرمايه‌گذاري‌هاي غير مالي، شاخص‌هاي بورس به خصوص شاخص كل بورس است.
در هر بازار بورس اوراق بهاداري بر اساس کارايي مي توان شاخص‌هاي زيادي تعريف و محاسبه كرد همانطور كه در تمام بورس هاي دنيا نيز شاخص‌هاي زيادي براي گروه‌ها و شرکت‌هاي مختلف محاسبه مي شود. بعنوان مثال در بازار سهام امريکا شاخص داو جونز تغييرات 30 شرکت صنعتي 20 شرکت حمل و نقل و 15 شرکت خدماتي را نشان مي دهد و يا شاخص نزدک تغييرات سهام خارج از بورس را نشان مي دهد.
در بورس اوراق بهادار تهران نيز شاخص هاي زيادي محاسبه مي شود که هر شخص يا گروهي بنا به نياز خود از آنها استفاده مي کند.به اين ترتيب هر شاخص داراي روش محاسباتي خاصي است كه معمولاً بر حسب تغيير از يك ارزش مبنا بيان مي‌شود. به عنوان مثال شاخص كل بورس تهران بر مبناي فرمول لاسپيرز با كمي‌ تعديل و بر پايه ارزش يكصد محاسبه مي‌ شود.

تاريخ محاسبه شاخص در بورس ايران

اين در حالي است كه بورس تهران از فروردين ماه 1369 اقدام به محاسبه و انتشار شاخص قيمت خود بر مبناي عدد پايه 100 و با نام تپيکس (TEPIX) كرد كه اين شاخص، نماگر تغييرات قيمت کل بازار است و به صورت ميانگين وزني محاسبه مي شود؛ اين شاخص 52 شرکت که در آن زمان کل شرکت‌هاي پذيرفته شده در بورس را شامل مي‌شدند، در برمي‌گرفت و در صورتي‌که نماد شرکتي بسته باشد يا براي مدتي معامله نشود، قيمت آخرين معامله آن در شاخص لحاظ مي‌ شود و تعداد سهام منتشره شرکت‌ها، معيار وزن‌دهي در اين شاخص است که اين امر منجر به تأثير بيشتر شرکت‌هاي بزرگ در شاخص مي‌شود.
در اين ميان شاخص قيمت و بازده نقدي يا همان شاخص بازده کل با نماد TEDPIX از فروردين 1377 در بورس تهران محاسبه و منتشر شده است. تغييرات اين شاخص نشانگر بازده کل بورس است و از تغييرات قيمت و بازده نقدي پرداختي، متأثر مي‌شود. اين شاخص کليه شرکت‌هاي پذيرفته شده در بورس را در بردارد و شيوه وزن‌دهي و محاسبه آن همانند شاخص کل قيمت (TEPIX) است و تنها تفاوت ميان آن دو در شيوه تعديل آن‌ها است به طوري كه شاخص قيمت و بازده نقدي علاوه بر موارد تعديل شاخص قيمت، در صورت پرداخت سود نقدي نيز تعديل مي‌شود.
علاوه بر اين شاخص بازده(سود) نقدي که با نماد TEDIX منتشر مي‌شود، بيانگر سطح عمومي بازده نقدي پرداختي شرکت‌ها است و مقدار آن از تقسيم پايه شاخص کل قيمت(TEPIX) بر پايه شاخص بورس( قيمت و بازده نقدي)(TEDPIX)، به دست مي‌آيد.

چرا محاسبه شاخص كل بورس تغيير كرد؟

شاخص كل قيمت، شاخص قيمت و بازده نقدي، شاخص بازده نقدي، شاخص صنعت، شاخص50 شركت فعالتر، شاخص تالار اصلي و فرعي از شاخص هايي بودند در بورس اوراق بهادار تهران مورد محاسبه قرار مي گرفتند ولي درراستاي اجراي بند 3 مصوبه شوراي عالي بورس و اوراق بهادار در تاريخ هشتم مرداد 86، مقرراتي براي تغيير در محاسبه شاخص بورس به پيشنهاد هيات مديره سازمان بورس و اوراق بهادار رسيد و در تاريخ 30 ارديبهشت 1387 در 10 ماده و 3 تبصره دستورالعمل نحوه تغيير شاخص‌هاي بورس يا تعريف شاخص‌هاي جديد تصويب شد.
بر اساس اين مصوبه بود كه شوراي عالي بورس اقدام به انتشار مقررات اجرايي نحوه تغيير در شاخص هاي بورس يا تعريف شاخص هاي جديد در بازار سهام كرد و همزمان با راه اندازي نرم افزار جديد معاملات موسوم به"جم" در روز 16 آذرماه، شاخص قيمت و ديگر شاخص هاي بورسي تغييراتي نسبت به گذشته پيدا کردند؛ به طوري كه شاخص بازده نقدي و قيمت از سال87 به عنوان شاخص كل در بورس معرفي شد و در حال حاضر به جاي شاخص قيمت، شاخص كل بورس به همراه شاخص صنعت، شاخص بازار اول، شاخص بازار دوم و اخيرا نيز شاخص آزاد شناور و شاخص30 شركت بزرگ در بورس اوراق بهادار تهران محاسبه مي شود.
شاخص قيمت كه به عنوان شاخص قديم بورس مطرح است در گذشته بر اساس تغييرات قيمت سهام بازار محاسبه مي شد به طوري که تغييرات تمام شرکت هاي بورسي در اين شاخص لحاظ مي شد اما در محاسبه فعلي شاخص قيمت از قيمت تعديل شده، استفاده مي شود به طوري كه قيمت سهم پس از تقسيم سود نقدي کاهش پيدا مي کند که در محاسبه جديد، پايه شاخص به اندازه سود تقسيم شده، تعديل مي شود تا تاثيري بر شاخص نگذارد. لذا شاخص قيمت تنها بر اساس تغييرات قيمت محاسبه مي‌شد ولي شاخص سود نقدي اثر تقسيم سود را نيز مورد بررسي قرار مي دهد.
به عنوان مثال، در محاسبه جديد درصورتي که قيمت سهام يک شرکت بورسي قبل از برگزاري مجمع عمومي عادي سالانه يک هزار و 200 ريال باشد و اين شرکت 200 ريال سود در مجمع تقسيم کند، در روز گشايش نماد تغييرات قيمت نسبت به مبلغ يک هزار ريال انجام مي شود تا تاثيري در شاخص به وجود نيايد.
اما درگذشته نحوه محاسبه شاخص به گونه ديگري بود به طوري كه اگر سهام يک شرکت بورسي يک هزار و 200 ريال بود و در مجمع 200 ريال سود تقسيم مي كرد، نماد با قيمت يک هزار و 100 ريال باز مي شد كه اين امر شاخص را منفي مي کرد. بنابراين درمحاسبه جديد، تغييرات شاخص نسبت به مرز يک هزار ريال براي شرکت مذکور انجام مي شود تا تاثيري در شاخص ايجاد نشود.

شاخص 18000 واحدي يا 13000واحدي؟

به اين ترتيب با تغييرات ايجاد شده در محاسبه شاخص بورس تهران، در شاخص جديد قيمت سهام يک شرکت قبل از مجمع منهاي سود تقسيمي اين شرکت محاسبه مي‌ شود كه عمده‌ترين اشکال محاسبه آن در اين است که امکان مقايسه شاخص با گذشته از بين رفته و نمي‌توان بر مبناي اعداد سال گذشته به يک نتيجه منطقي در مورد روند حرکت شاخص در سال‌جاري رسيد.
به طوري كه شاخص كل بورس در حال حاضر عدد 18 هزار واحد را نشان مي دهد در حالي كه شاخص قيمت كه به عنوان شاخص قديم بورس مطرح است در حال حاضر روي عدد 13 هزار و 500 واحد قرار دارد بنابراين شاخصي كه اكنون در محدوده 18000 هزار واحد قرار دارد با شاخص سال 83 قابل مقايسه نيست و نمي توان گفت كه شاخص از 13 هزار واحد در سال 83 به 18 هزار واحد در سال 89 رسيده است چراكه نحوه محاسبه شاخص تغيير كرده است به طوري كه آن زمان شاخص قيمت مورد محاسبه قرار مي گرفت و اكنون شاخص نقدي و قيمت به عنوان شاخص كل بورس در حال محاسبه و نمايش است.
بر اين اساس است كه برخي از فعالان بازار سرمايه نسبت به نحوه محاسبه شاخص، افزايش و مقايسه آن اعتراض دارند و معتقدند شاخص‌هاي قديمي نيز بايد در نرم‌افزار جديد معاملاتي بورس تعريف و براي عموم نمايش داده شود.
اما در اين ميان مدير عامل شركت بورس اوراق بهادار نظر ديگري دارد و معتقد است شاخص كلي كه در حال حاضر در بورس تهران محاسبه مي شود واقعي تر از شاخص قبلي است.
دكتر حسن قاليباف اصل در گفت و گو با ايسنا در پاسخ به اين سوال كه آيا شاخص كل بورس واقعيت هاي بازار را نشان مي دهد يا نه؟گفت: چون در بورس ما سود نقدي بالا و P/E‌ پايين است لذا شاخص قيمت و بازده نقدي(شاخص كل) واقعي تر است.
قاليباف در مورد اينكه آيا رشد اخير شاخص به تغيير فرمول محاسبه آن ارتباطي دارد يه نه؟گفت: در ماه هايي از سال سود نقدي روي رشد شاخص اثر گذار است و آن هم زماني است كه مجمع عادي شركتها برگزار مي شود و شركتها سود نقدي تقسيم مي كنند ولي زماني كه مجمع برگزار نمي شود، شاخص قيمت هر تغييري كند، شاخص كل نيز همان قدر دچار تغيير مي شود.
وي اضافه كرد: لذا تقسيم سود نقدي كه در شاخص بورس اثر گذار است فقط مربوط به ماه هايي از سال و معمولا در تير ماه و فصل مجامع شركتها است و در مابقي ماه‌هاي سال اين موضوع تاثيري روي شاخص كل بورس ندارد.
رئيس سازمان بورس نيز در مورد نحوه محاسبه شاخص كل بورس معتقد است:‌ از زماني كه نرم افزار جديد در بورس راه اندازي شد شاخص بورس قيمت‌ها را تعديل كرده و تقسيم سود را لحاظ مي‌كند كه اين محاسبه بر مبناي نرم افزار جديد است و روشي است كه در بورس‌هاي آمستردام و پاريس نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.
صالح‌آبادي با بيان اينكه نرم افزار جديد نمي‌تواند شاخص قديم را نشان دهد و شاخص درست شاخصي است كه در حال حاضر محاسبه و نشان داده مي‌شود، اظهار كرد: ‌در حال حاضر P/E بازار سرمايه بين پنج و شش مرتبه است درحالي كه در ساير بورس‌ها اين ميزان به بيش از 15 مرتبه مي‌رسد.زيرا براساس ميانگيني كه وجود دارد 80 درصد سود‌ شركت‌ها در مجمع تقسيم مي‌شود و تقسيم سود در كشور ما بيشتر از ساير كشورهاست.

نحوه محاسبه شاخص جدید بورس تهران در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|| موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/31ساعت 22:39  توسط Hadi.Haqiq  | 
 
      عنوان : ارزیابی طرحهای تولیدی(سرمایه گذاری و تامین مالی پروژه ها)

   نويسنده : دکتر سید مهدی سید مطهری

   .جهت دسترسي به فايل كتاب روي اين قسمت كليك نماييد.
  (درصورت باز نشدن فايل روي اين قسمت كليك راست نموده سپس گزينه "Save Target As.." را انتخاب نماييد)

 

بقيه كتب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|| موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  یکشنبه 1389/04/27ساعت 5:30  توسط Hadi.Haqiq  | 

ماليه اسلامي-islamic finance-www.nasima60.blogfa.comمقاله زير يكي از كارهاي كلاسيم در دوره تحصیلیم مي‌باشد كه خلاصه آن در كلاس سمينار در مسايل مالي ارائه گشت. مقاله مزبور از منابع مختلف جمع‌آوري شده و سعي بر آن بوده است آمارهاي ارايه شده نيز جديدترين باشند. در قسمت هجينگ اسلامي (پوشش خطر) نيز از ترجمه كتاب آقاي «سامي السويلم» استفاده شده است. اميدوارم فايل كامل اين مقاله مورد توجه شما قرار گيرد.
در پستهاي بعدي مقالات درسي ديگري در اختيار بازديدكنندگان محترم قرار خواهم داد...

 

ماليه اسلامي و ابزارهاي آن

چكيده:

بعد از گذشت چند قرن از تسلط نظام مالي غربي،‌ علايم عدم كارايي آن در ارائه‌ي الگوي بهينه مالي هويدا گشته است. بهره، به عنوان يكي از كليدي‌ترين مفاهيم در اين نظام قرار دارد و انتفاع از پول در زمره‌ي حقوق اوليه دارنده پول مطرح است. كارشناسان اين نظام معتقدند پول ارزش زماني دارد و وقتي دارنده آن از مصرف امروز آن صرف‌نظر مي‌كند و آن‌ را سرمايه‌گذاري مي‌كند، حق دارد بيشتر از مبلغ سرمايه‌گذاري اوليه را از قرض گيرنده مطالبه كند.
با ظهور اسلام، نظام تسهيم سود و زيان به عنوان اصل در روابط مالي بين افراد مطرح شد. در مقالة حاضر ابتدا بر آنيم ضمن تبيين ساختار و اصول اساسي ماليه اسلامي  و كاركردهاي آن در سه سطح بانكداري اسلامي، بازار سرمايه و بيمه اسلامي، با مهمترين سازمان‌هاي پولي-مالي اسلامي نيز آشنا شده و در ادامه ابزارهاي تأمين مالي-اسلامي، صكوك و انواع آن را مورد بررسي قرار دهيم. در نهايت نيز توضيحات شايسته و بايسته‌اي درباره پوشش ريسك و ابزارهاي مشتقه در بازارهاي مالي اسلامي ارائه مي‌گردد.

ضرورت رويکرد به ماليه اسلامي
مبحث تامين مالي اسلامي چندي است که در فضاي بين‌المللي اهميت بسيار بالايي يافته است و علاوه بر آن‌که نهادها و ابزارهاي مالي اسلامي متنوعي در کشورهاي اسلامي (و غيراسلامي) ابداع و به کارگرفته شده، در دانشگاههاي معتبر بين‌المللي اين مبحث نيز به عنوان دوره‌هاي تحصيلي تدريس و علاقمندان زيادي جلب نموده و لذا مي‌توان ادعا کرد که تامين مالي اسلامي هم اکنون به عنوان يکي از جلوه‌هاي بارز و از رقيبان اصلي تامين مالي سنتي در فضاي بين‌الملل مورد توجه است.
در مقطع كنوني برخي موضوعات محوري همانند ابلاغ سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي، جهاني‌سازي و ضرورت وحدت و انسجام مالي اسلامي كشور ايران را به عنوان ام‌القراي كشورهاي اسلامي و نيز به عنوان كشوري كه نيات و اهداف بلندنظرانه اقتصادي را در سر مي‌پروراند و آن رسيدن به مقام اول اقتصادي در منطقه خاورميانه است، در ميان فرصت‌ها و تهديدهايي قرار داده است كه مي‌تواند انقلابي اقتصادي در آينده به وجود آورد.
اما براي تحقق اين اهداف اقتصادي بايد اولا نسبت به طراحي و به كارگيري نهادهاي پولي و مالي جديد اقدام كرد و ثانيا ابزارهاي مالي جديدي را نيز طراحي كرده و به كار گرفت. بديهي است كه اين اقدامات بايد منطبق با دين مبين اسلام بوده تا با شكل‌گيري نهادهاي پولي و مالي جديد و ابزارهاي نوين مالي اسلامي زمينه لازم براي تحرك اقتصادي كشور فراهم آيد. به بيان ديگر نهادهاي مالي همانند موتور محركه اقتصاد يك كشور هستند و چنانچه خواهان توسعه و پيشرفت دو چندان در حوزه اقتصاد كشور باشيم بايد موتورهاي محركه متناسب با سرعت، شتاب و حجم عمليات پيشرو طراحي و حركت داده شوند.
تامين مالي اسلامي با رويكرد ابداع ابزارهاي نوين براي تامين مالي پروژه‌هاي صنعتي، نيرو و انرژي و مستغلات و... و با توانايي جايگزين پذيري تامين مالي سنتي در كشورهاي مسلمان از مهمترين فرصت‌هاي پيش روي نظام مالي كشور براي توسعه اقتصادي مي‌باشد؛ كه در اين راستا نهادها، سازمانها و شركت‌هاي متنوعي وجود دارند كه يا نيازمند تامين مالي هستند مانند شركت‌هاي حوزه صنعت و معدن، انرژي، آب و نيرو و... يا توسعه تامين مالي اسلامي نيازمند تلاش و درگيري آنها مي‌باشد مانند سازمان‌ها و نهادهاي دولتي و ...

كلمات كليدي: ماليه اسلامي، فاينانس اسلامي، منع ربا، غرر، صكوك، هجينگ، Islamic Finance,Sukuk,Hedging

متن کامل مقاله
Islamic Finance-2008.pdf

|| موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 17:5  توسط Hadi.Haqiq  | 

نمونه سئوال اصول مقدماتی بازار سرمایه ( بورس اوراق بهادار )

فهرست مواد آزمون

ردیف

عنوان درس

تعداد سؤالات

ضریب

جزئیات سرفصل درس

1

زبان انگلیسی (مقدماتی)

20

2

Doc

2

آمار و ریاضیات (مقدماتی)

30

2

Doc

3

مدیریت مالی (مقدماتی)

30

3

Doc

4

اقتصاد خرد و کلان

30

2

Doc

5

مدیریت سرمایه‌گذاری (مقدماتی)

30

4

Doc

6

قوانین، مقررات و امور عملیاتی بورس اوراق بهادار (1)

30

4

Doc

 

نمونه سوالات:

  • آزمون اصول مقدماتی اردیبهشت 86 (دفترچه شماره یک)
  • آزمون اصول مقدماتی اردیبهشت 86 (دفترچه شماره دو)
  • آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه آبان 86
  • آزمون اصول مقدماتی مشترک آبان 86
  • آزمون اصول مقدماتی بازار سرمایه اردیبهشت 87
  • آزمون اصول ویژه بازار سرمایه اردیبهشت 87
  • آزمون اصول مقدماتی مشترک اردیبهشت 87
  • آزمون اصول مقدماتی مشترک اوراق بهادار آبانماه 87
  • آزمون اصول مقدماتی اوراق بهادار آبانماه 87
  • آزمون اصول مقدماتی دفترچه مشترک اردیبهشت 88
  • آزمون اصول مقدماتی بورس اوراق بهادار دفترچه اختصاصی  اردیبهشت 88
  • آزمون اصول مقدماتی بورس اوراق بهادار آبان 88

    جهت کسب اطلاعات مربوط به همه آزمون‌های بورس شامل اصول مقدماتی بازار سرمایه اوراق بهادار و بورس کالا، تحليل‌گري بازار سرمايه اوراق بهادار و بورس كالا و آزمون معاملات قراردادهاي آتي می‌توانيد نام آن آزمون را از بین تصاویر زیر یافته، آنگاه با کلیک بر روی آن تصویر، به اطلاعات مورد نظر شامل توضیحات آزمون، لیست مفاد امتحانی، منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر و نمونه سوالات سال‌های گذشته دسترسی پیدا نماييد.


  • ادامه مطلب
    || موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  شنبه 1389/03/01ساعت 15:15  توسط Hadi.Haqiq  | 

    مقدمه:

    یکی از عواملی که در توسعه و رشد بازار سرمایه نقش موثری دارد آشنایی سرمایه گذاران و معامله گران بازار سرمایه با روشهای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و افزایش توان تحلیل گیری آنها است. بی شک از طریق تجزیه و تحلیل دقیق و هوشیارانه می توان ریسک بازار سرمایه یا مخاطره سرمایه گذاران را تقلیل داد و جلوی ضرر و زیان افراطی و ناشی گری حاصل از برآیند سرمایه گذاری را خنثی نمود. در خصوص آنالیز قیمت سهام و سرمایه گذاری در دارائیهای مالی در ادبیات مالی سه دیدگاه کلی وجود دارد که شامل روش بنیادین (Fundamental) روش چارتیست یا تکنیکال (Technical) و روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT) است که در ادامه این مبحث به آنها پرداخته می شود.

    http://newfinance.blogfa.com/روشهای تحلیل گری قیمت سهام در بورس اوراق بهادار

    1- روش بنیادین (Fundamental Method)
    در بازار سرمایه ارزش سهام بر اساس میزان منافع آتی و اطمینان از تحقق آنها تعیین می گردد و هر اندازه اطمینان نسبت به کسب بازده بیشتر باشد مخاطره از دست دادن اصل سرمایه و سود آن کمتر می رسد.
    عوامل و متغیرهای متعددی در بازار سرمایه و در سطح کلان کشور بر روی قطعیت یا عدم قطعیت سود و نیز تغییرات قیمت دارائیهای مالی اثر می گذارد. به همین خاطر روش بنیادین به بررسی دقیق عوامل محیطی که ممکن است بر روند حرکت قیمت سهام و به تبع آن بر بازده دارائیهای مالی تاثیر گذارد می پردازد. در این روش به منظور تحلیل گزینه های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار قاعدتاً بایستی به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادین است توجه نمود.

    الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور:
    در نظام کنونی اقتصاد جهانی ، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می کند و وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی کشور در حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سود آوری شرکتها خواهد گذاشت. بنابراین در تحلیل بنیادین ابتداً بایستی تغییر و تحولات اوضاع اقتصادی حال و جهت گیری های آتی بدقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
    این تجزیه و تحلیل شامل بررسی شاخص های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، تولیدات ملی، نرخ بهره، نرخ ارز، میزان بیکاری، نرخهای رشد اقتصادی و سیاستهای پولی و مالی دولت و سایر نهادهای تاثیر گذار است که تحلیل گر با بررسی آنها پیش بینی های دقیق تری از وضعیت بازار سهام و صنعت خاص بعمل می آورد و از دور نمای آتی سهام موجود در بازار و بالحض سهام شرکت مورد نظر مطلع می گردد.

    ب –بررسی صنعت مورد نظر:
    دومین مرحله از تحلیل بنیادین بررسی وضعیت و موقعیت فعلی صنعت مورد نظر و روند رشد آتی آن است. سهامداران و معامله گران برای شرکتهایی که در صنایع روبه رشد و سود آور فعالیت می کند ارزش بیشتری قایل هستند. عوامل مطلوب صنعت در این تحلیل عبارتند از:

    ب – 1- تقاضای رو به رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت
    ب – 2- برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی برای نفوذ در بازار داخلی نباشند. ویژگی ممتاز می تواند از نیروی کار ماهر و متخصص، اسم و رسم تجاری مناسب، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود.
    ب – 3- محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت ، مطلوبتر خواهد بود.
    ب-4- دخالت محدود ارگانهای تصمیم گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکتها و اتخاذ تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و بازده شرکت را فراهم می آورد.
    ب-5- استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز گاهاً فشردگی بازار صنعت مورد نظر باعث می گردد که رقباء جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها قرار نگیرد.

    ج- تجزیه و تحلیل شرکت:
    در مرحله سوم تحلیل بنیادین، تحلیل گر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی شرکتی را از میان شرکتهای موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید.

    ج-1- موقعیت رقابتی برتر شرکت: در هر صنعتی شاید دهها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند لیکن ممکن است تنها چند شرکت عمده موفقیت چشمگیری در بازار داشته باشند بررسی موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن، سهم بازار شرکت از صنعت ، کیفیت محصولات یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی می باشد.
    ج-2- کیفیت عملکرد مدیریت شرکت: از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت ها و تواناییهای مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به خصوصیات و ویژگیهای مدیران آن شرکت همانند تجربه، تحصیلات، موفقیت های قبلی، نوآوری، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود. و در وهله دوم اعمال مدیریت یعنی کارایی مدیریت در اداره دارائیها، تولید و عملیات، فروش محصولات، به خدمت گرفتن فناوری جدید و عرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
    ج-3- بررسی موقعیت مالی شرکت از قبیل نسبت های سود آوری، بدهی، کارایی و نقدینگی و مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است.
    بررسی ها نشان می دهد که تحلیل بنیادین از توان بالقوه ای برای تشخیص وضعیت کلان اقتصاد حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکتها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار میدهدو نیز مهارت نگاه نمودن از بالا به پائین را به تحلیل گران می آموزاند و با این مشخصه ها ضمن اینکه احتمال بدست آوردن منفعت مورد انتظار را تقویت می کند نوعی منطق گرایی مالی را نیز به سرمایه گذاران عرضه می دارد. مزیت اصلی تحلیل بنیادین کاربرد فراوان اش در سرمایه گذاری های میان مدت وبلند مدت است.

    2- روش تکنیکال (Technical Method)
    متخصصین و معتقدین روش تکنیکال (Technical) بر این باورند که در بازار سهام، تمامی اطلاعات موردنیاز در قیمتها نهفته است. و با تمرکز بر روی قیمت های دوره های قبل و زمان حال سهام و پیش بینی آتی آن می توان از یک انتخاب مناسب در بازار سود جست. در واقع تکنیکالیست ها بر عکس بنیادگراها که به چرایی قیمت ها تاکید داشتند بر روی «چیستی قیمت تمرکز دارند». این نوع سرمایه گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده آن و امکان تکرار الگوهایی مشابه صورت می پذیرد. زیرا تکنیکالها ابراز می دارند که تمامی وقایع جاری اقتصادی کشور و نیز صنعت و انتظارات سهامداران نهایتاً بر قیمت سهام تاثیر گذاشته است. لذا بایستی پیشینه تاریخی و نمودار قیمت سهام بدقت بررسی گردد.
    در واقع تحلیل گر یا تکنسین صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارد که در قالب نمودار (Chart) عرضه می شود به همین دلیل به تکنسین ها، چارتیست نیز گویند. چارتیست ها عنوان می دارند که قیمتهای کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می رسد ممکن است بتدریج به الگوهای قابل تکراری تبدیل شوند. این تکرار قیمتها یک روند (Trend) را ایجام می کند که می تواند حالت صعودی (uptrend) یا نزولی (Down Trend) به خود گیرد و نوع معامله (Trade) در هر یک از حالت متمایز از دیگری خواهد بود. استراتژی معامله گر (یا سهامدار) برای تعیین زمانهای خرید یا فروش بستگی مستقیم به مدت انتظار او برای رسیدن به سود دارد. این زمانها می تواند بسیار کوتاه در حد چند ساعت یا نسبتاً طولانی به چندین سال برسد. که عملاً در بازار سهام ایران بدلیل محدودیت های قانونی موجود و فقدان سیستمهای خرید و فروش بلادرنگ (Real Time) خرید و فروش در کمتر از یک هفته عملاً امکان پذیر نیست. این متد تحلیل نیاز به یک شعور باز و عاری از هرگونه تعصب به سهام شرکت مورد نظر دارد تا تحت تاثیر شایعات و اطلاعات نادرست و گمراه کننده قرار نگیرد و همچنین نیاز به نرم افزار محاسباتی است که اطلاعات شرکتها را بعنوان ورودی پذیرفته و خروجی آن نموداری از روند قیمت ها باشد.

    عوامل اصلی موفقیت در این روش نیازمند داشتن تبحر، ممارست و یادگیری مداوم و توانایی در مهارتهای زیر است.
    1- مطالعه و بررسی عمیق که باید با صرف وقت و در آرامش و بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً شایعات صورت گیرد.
    2- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه خرید یا فروش که بلافاصله باید به آن عمل کرد.
    3- بعد از اقدام (خرید یا فروش سهم) رفتار آن همواره زیر ذره بین قرار گیرد و بررسی و تحلیل حالت استمرار داشته باشد.

    مراحل بررسی قیمت سهام توسط چارتیست ها یا تکنیکالیست ها به قرار زیر است:
    1- انتخاب نوع نمودار از لحاظ بعد زمانی (همانند تغییرات قیمت در هر ساعت، روز، هفته، ماه و ...) و نیز انتخاب اشکال نمودار از قبیل میله ای، خطی، شمعی (Gandlistick) که معمولاً از مورد آخری جهت نشان دادن روند ها استفاده بعمل می آورند.
    2- بررسی روند شاخص کل
    3- بررسی روند شاخص 50 شرکت برتر (خصوصاً اگر سهم مورد نظر بین این شرکتها باشد)
    4- روند قیمتی سهم که برای معاملات میان مدت و کوتاه مدت دوره های روزانه وهفتگی و برای افق بلند مدت دوره های ماهانه بررسی می گردد.
    5- تعیین سطح مقاومت (Risstance) یا حد بالای قیمت و سطح حمایت (Support) یا حد پائین قیمت و نقطه پرش (Breakout) یا قیمتهای بالاتر از دو نقطه فوق الذکر است. در این حالت فرصت های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات در دو سطح حمایتی و مقاومتی مشخص می شود که نحوه تعیین اینگونه فرصتها خود به مهارت و تبحر و درک تکنسین ها بستگی دارد که بدقت حرکات بازار را تشخیص می دهند و از روند گذشته نتیجه گیری بهتری داشته باشند.

    3- روش تئوری مدرن پرتفولیو Modern Portfolio Theory)-MPT)
    این روش که ابتدا توسط هری مارکویتز بصورت عملی بیان شد بر اساس یک سری مفروضات خاصی است که اهم آن گویای این است که بازار کارا است و انتشار اطلاعات بصورت یکپارچه و در اختیار همکان است و شفافیت اطلاعات در معاملات حاکم است.
    مبنای این روش بر پایه این استدلال استوار است که احتمال خطر از دست دادن سرمایه یا سود یک نوع سهام در بازار بسیار بیشتر از مجموعه یا ترکیب سهام است. لذا قاعدتاً سرمایه گذار حرفه ای نباید تمامی سرمایه خود را دریک قلم دارایی سرمایه گذاری کند (و منطق اقتصادی نیز این را تایید می کند). بلکه بایستی آن را در مجموعه ای از سهام یا دارائیها سرمایه گذاری کند که این مجموعه به پرتفوی معروف است. پرتفوی یا سبد سهام متشکل از سهام متعدد شرکتهایی است که در شرایط عادی احتمال کاهش بازده همه دارائیها تا حدودی به صفر نزدیک است. و تلاشها بر این است که ریسک غیر سیستماتیک یا تنوع پذیر به حداقل ممکن تقلیل یابد. به همین جهت ترکیب پرتفوی بهتر است به گونه ای باشد که نوسانات مشابهی نداشته باشند یعنی زمانیکه بازده یکی کاهش پیدا می کند بازده دیگری افزایش یابد در این راستا مراحل زیر توسط سرمایه گذار و یا معاملگر در بازار رعایت می گردد.
    1- تعیین بازده مورد انتظار سبد سهام و تک تک سهام
    2- ارزیابی وضعیت سهام مختلف و انتخاب آنها
    3- بهینه نمودن ترکیب سهام (پرتفوی)
    4- ارزیابی پرتفوی و بازنگری در مجموعه سهام
    تحلیل پرتفوی، کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و بازده و نیز تجزیه و تحلیل بازار دارد و به همین خاطر نرم افزارهای طراحی شده است که قابلیت محاسبه ریسک بازار و مقایسه آن با ریسک صنعت و شرکتها را دارد.
    در روش پرتفوی مدرن مجموعه تلاشها وقف این است که بازده پرتفوی فرد سرمایه گذار به بازده بازار نزدیک گردد و در وضعیت مطلوب، بازدهی بیشتر از آن بدست آورد. در این حالت پرتفوی کل بازار یک شاخص ارزیابی است که ریسک آن نیز با شاخص بتا (Beta)محاسبه می شود. این تحلیل کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و تجزیه و تحلیل بازار دارد و مبنای کار سرمایه گذاران حرفه ای است.

    نتیجه گیری:
    در تجزیه و تحلیل قیمتهای سهام و گزینش تصمیمات سرمایه گذاری هر سه روش فوق الذکر کاربرد زیادی دارند لیکن ترکیبی از هر سه متد قدرت تشخیص و رویه های انتخاب بهتری را به سرمایه گذارعرضه می دارد. بطوریکه روش بنیادین از دید کلی وضعیت کنونی بازار و دور نمای آتی را شناسایی می کند. روش تکنیکال با بررسی دقیق قیمتها می خواهد اشتباهات گذشته تصمیم گیری را تکرار نکند و از لغزش ها دوری جوید و پیش بینی خود را بر منطق دقیق و عاری از هرگونه احساسات فردی استوار نماید. در حالیکه روش MPT نیز که اساس و پایه تحلیل های موجود بازار سرمایه است درصدد این است که از ریسک های غیرسیستماتیک اجتناب نموده و یا کاهش داده و به کسب بازده معقول (نسبت به ریسک آن) بیاندیشد. اما تجربه نشان داده است که ترکیب روشهای فوق ابزاری به مراتب بهتر جهت تحلیل قیمت و بازده سهام است مخصوصاً در بازارهای سهامی که سرمایه گذاران آن زیاد حرفه ای بنظر نمی رسند.

    منابع:
    1- ایزدی، حسن؛ اصول و فنون تشکیل سبد سهام، نشر مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران.
    2- بریلی، ریچاد؛ خطر و بازده، ترجمه حسین عبده تبریزی، نشر آگاه.
    3- پارکر جونز، چارلز؛ مدیریت مجموعه سهام، ترجمه محمد شاه علیزاده، نشر مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران.
    4- جهانخانی و پارسائیان؛ بورس اوراق بهادار، نشر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران.
    5-جونز، چارلز پی؛ مدیرت سرمایه گذاری، ترجمه رضا تهرانی و عسگر نوربخش، نشر نگاه دانش.
    6- طاهری، کامبیز؛ مبانی معاملات بورس، نشر ترمه.
    7- مجموعه قوانین و مقررات بورس اوراق بهادار.

    || موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/20ساعت 2:0  توسط Hadi.Haqiq  | 

    سياست‌هاي مالي و بحران‌هاي اقتصادي

    دكتر موسي غني‌نژاد*
    بحران مالي سال 2008 ميلادي موجب شد كه سياست‌هاي مالي در مركز توجه سياست‌گذاران و نظريه‌پردازان اقتصادي قرار گيرد. از همان آغاز، با عميق‌تر شدن بحران مالي در ايالات متحده آمريكا، مقامات دولتي با تكيه بر سياست‌هاي مالي‌درصدد مقابله با آن برآمدند.

    http://newfinance.blogfa.com/سياست‌هاي مالي و بحران‌هاي اقتصادي

    سياست‌هاي ناظر بر كاهش ماليات‌ها به منظور تشويق مردم به مصرف بيشتر و نيز اختصاص صدها‌ميليارد‌دلار از سوي وزارت دارايي (خزانه‌داري) براي كمك به بنگاه‌ها و موسسات مالي بحران زده، نمونه‌هاي بازرسي در اين زمينه به شمار مي‌روند.
    نكته مهم اينجا است كه تاكيد بر سياست‌هاي مالي براي چاره‌جويي بحران مالي و اقتصادي منحصر به ايالات متحده نيست، اغلب كشورهاي صنعتي و نوظهور از اروپا گرفته تا آسيا رويكرد كم و بيش مشابهي اتخاذ كرده‌اند. ظاهرا براي عبور از بحران، سياست‌هاي انبساطي كينزي دوباره مورد اقبال قرار گرفته و تبعات منفي اين‌گونه سياست‌ها در درازمدت كه تجربه تاريخي ركود تورمي دهه‌هاي 1960 و 1970 شاهد آن بود، به فراموشي سپرده شده است.
    اين بي‌توجهي شايد خود نشانه غفلت بزرگ‌تر و عميق‌تري باشد كه ناشي از ناديده گرفتن تاثير سياست‌هاي مالي انبساطي و انباشته شدن بدهي‌هاي بخش عمومي بر شكل‌گيري انواع حباب‌هاي مالي در سطح ملي و بين‌المللي است. به سخن ديگر، اين پرسش هنوز با جديت مطرح نشده است كه اگر برخلاف تصور رايج، علت اين بحران همانند بحران‌هاي مشابه گذشته، در ايجاد رونق تصنعي و پيشي گرفتن سرمايه‌گذاري‌بر پس‌انداز باشد در اين صورت سياست‌هاي مالي انبساطي سرگنگبيني نيست كه در نهايت بر صفراي بيمار خواهد افزود؟

    متن کامل مقاله در ادامه مطلب>>>


    ادامه مطلب
    || موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  جمعه 1389/02/10ساعت 20:55  توسط Hadi.Haqiq  | 

    استراتژي‌هاي جلوگيري از ضرر در بازار سهام

    قوانين ثروت‌اندوزي

    باید با این حقیقت رو به رو شویم که اغلب مردم نمي‌دانند چه زمانی باید سهامي ‌که ارزش خود را از دست مي‌دهد بفروشند. بیشتر افراد در چنین شرایطی قادر به تصمیم‌گیری نیستند و از خود مي‌پرسند «آیا باید دارایی خود را نگه دارم و امیدوار باقی بمانم یا باید از همین جا جلوی ضرر را بگیرم؟».

    این حالت بی‌تصمیمی، اغلب دائمي‌است و آن قدر ادامه پیدا مي‌کند که فرد به خودش مي‌گوید «دیگر برای فروش خیلی دیر شده است».
    یکی از دوستان خوب من به خاطر این که دائم به خود مي‌گفت «برای فروش خیلی دیر شده» تمام آنچه را که داشت از دست داد. وی با توجه به توصیه‌های دوستش مبلغ قابل توجهی سهام خرید. چیزی نگذشت که ارزش این سهم‌ها نصف شد و اما باز همان دوست که با بازار آشنایی داشت توصیه کرد که همچنان باید از همان سهم خرید. دوست من هم همین کار را کرد. وی خیلی دیر خرید این سهام را متوقف کرد و تمام پولش را از دست داد.

    شاید چنین چیزی برای شما هم پیش آمده باشد. بعد از این که مقاله امروز را خواندید، اگر توصیه من را در نظر بگیرید از حالت بی‌تصمیمي‌ خارج مي‌شوید. در این صورت دیگر وقتی سر به بالین مي‌گذارید، نگران این نیستید که فردا بازار به چه سمتی خواهد رفت؛ زیرا بر خلاف دیگر سرمایه‌گذاران، طبق برنامه مي‌دانید که چه زمانی باید از بازار خارج شوید و چه زمانی باید منتظر سود‌های احتمالی بمانید.

    خرید سهام آسان است. هزاران تئوری در مورد این که چه زمانی و چرا باید سهم خرید وجود دارد؛ اما زمانی که بحث پول درآوردن مي‌شود، خرید تنها نیمي‌از مسائل را حل مي‌کند.

    هیچ کس راجع به قسمت سخت کار یعنی زمان مناسب برای فروش چیزی نمي‌داند.
    من مي‌خواهم شما بدانید برای این که با موفقیت سرمایه‌گذاری کنید، باید همان‌طور که برای ورود به بازار تحقیق و تامل مي‌کنید، برای خروج از بازار نیز استراتژی تعیین کنید.
    چطور کسب و کارها را ارزیابی کنیم؟

    در انواع کسب و کارها و سهام، باید یک برنامه و یک استراتژی خروج داشته باشید. در این صورت مي‌دانید که دقیقا کی باید به بازار وارد شده و چه زمانی از بازار خارج شوید. استراتژی‌ای که من مي‌خواهم به شما نشان دهم این اجازه را مي‌دهد که تا زمانی که در بازار هستید سود کرده و ضررهای خود را حداقل کنید، اما قبل از آنکه استراتژی خاصی را پیش بگیرید به مثال زیر توجه کنید:
    بیایید فکر کنیم که شما در ایالات‌متحده در کسب و کار فروش لباس‌های اسپرت فعالیت مي‌کنید. شما پول زیادی از این راه به دست آورده‌اید و حالا مي‌خواهید در باهاماس شانس خود را امتحان کنید. شما اندازه بازار را در نظر مي‌گیرید و متوجه مي‌شوید که مي‌توانید در دو بازار لباس گلف و لباس شنا به منفعت برسید. واضح است که این دو محصول دو بازار متفاوت را هدف مي‌گیرند.

    شما در هر کدام از این بازارها 100000 دلار سرمايه‌گذاری مي‌کنید. در انتهای سال اول، لباس‌های گلف 20000 دلار سود داده‌اند. اما لباس‌های شنا 20000 دلار ضرر داده‌اند. شما دقیقا نمي‌دانید که چرا چنین وضعیتی ایجاد شده برای همین در طرح‌ها و بازاریابی کالای خود  تغییراتی ایجاد کرده و یک سال دیگر را هم به همین نحو ادامه مي‌دهید.
    در سال بعد همین اتفاق تکرار مي‌شود. شما یک 20000 دلار دیگر روی لباس‌های گلف به دست مي‌آورید و 20000 دلار هم در بازار لباس شنا ضرر مي‌دهید. پس از دو سال مي‌توان با اطمینان گفت که کسب و کار فروش لباس گلف جواب داده و کسب و کار فروش لباس شنا شکست خورده است.

    حال بیایید فرض کنیم که شما آماده اید که در یکی از این کسب و کارها 100000 دلار دیگر سرمايه‌گذاری کنید. واضح است که کدام بازار را انتخاب مي‌کنید. شما به عنوان صاحب کسب و کار تصمیم مي‌گیرید که در صنعت موفق بیشتر سرمايه‌گذاری کنید؛ اما همان‌طور که خواهید دید این دقیقا کاری است که 99 درصد سرمايه‌گذاران آمریکایی انجام نمي‌دهند.

    چطور سهام خود را ارزیابی کنیم؟
    بگذارید ابتدا یک سوال را مطرح کنم. «مالک سهام» بودن دقیقا به چه معنی است؟ این سوال هیچ نکته انحرافی ای ندارد. مالکیت سهام به این معنی است که شما مالک جزئی از یک شرکت هستيد. این مالکیت را مي‌توان با مالکیت یک شرکت فروش لباس اسپرت مقایسه کرد.

    با این که مالکیت یک شرکت با مالک سهام یک بنگاه بودن تفاوت بنیادی ندارد، رفتار اغلب افراد در قبال این دو مالکیت متضاد است.
    حال فرض کنیم شما سهام شرکت‌های فروش لباس‌های ورزشی را خریداری کرده‌اید. سهام هر کدام از این شرکت‌ها 10 دلار فروخته مي‌شود. در انتهای سال اول، ارزش سهام شرکت لباس گلف که سودده است به 12 دلار مي‌رسد و ارزش سهام شرکت لباس شنا به 8 دلار افت مي‌کند. در انتهای سال دوم نیز سهام شرکت فروش لباس گلف به 14 دلار مي‌رسد و ارزش سهام شرکت فروش لباس شنا به 6 دلار کاهش پیدا مي‌کند.

    ترجیح مي‌دهید که کدام سهم را داشته باشید؟
    با وجودی که مي‌دانید باید بر اساس مثال مربوط به کسب و کار سهام برنده را بخرید، اغلب سرمايه‌گذاران طور دیگری رفتار مي‌کنند. آنها پول ارزشمند خود را صرف خرید سهام بد مي‌کنند به این امید که اوضاع برگردد. آنها سهام بازنده را خریداری مي‌کنند.
    استراتژی توقف ضرر

    من معتقدم که در بازار سهام و در کسب و کارها هر کسی باید یک استراتژی خروج داشته باشد تا بتواند جلوی ضررهای بیشتر را بگیرد. اگر شما این قانون را در دستور کار قرار دهید، شانس خوبی برای موفقیت خواهید داشت. در غیر این صورت، شکست خواهید خورد.

    استراتژی خروجی مورد نظر من بسیار ساده است. من زمانی که ببینم سهمم سقوط مي‌کند از استراتژی خروجم استفاده مي‌کنم تا از خودم حفاظت کنم.  مهمترین عنصر در این استراتژی قانون 25 درصد است. من زمانی که ارزش یک سهم 25 درصد نسبت به ارزش ماکزیمم اش کاهش پیدا کند سهام خود را مي‌فروشم. برای مثال، اگر من یک سهام را در قیمت 50 دلار بخرم و این سهم تا 100 دلار افزایش ارزش پیدا کند، زمانی آن را مي‌فروشم که از 75 دلار ارزان‌تر شود.

    نگذارید ضررهایتان به ضررهای بزرگ تبدیل شوند
    با استراتژی خروج مي‌توان فهمید که من چه زمانی از بازار لباس‌های ورزشی خارج مي‌شوم. به یاد آورید که سهم این شرکت بلافاصله بعد از آن که آن را به قیمت 10 دلار خریدم کاهش ارزش پیدا کرد. من صبر نمي‌کنم تا قیمت این سهم به 6 دلار کاهش پیدا کند بلکه آن را زمانی که به 7.50 دلار برسد مي‌فروشم.

    در واقع اگر قیمت سهام به 8 دلار کاهش یابد شما فقط به 25 درصد افزایش ارزش نیاز دارید که به همان جایی برگردید که بودید، اما اگر بگذارید که سهمتان به 5 دلار کاهش پیدا کند باید منتظر باشید ارزش آن 100 درصد افزایش پیدا کند تا ضررتان جبران شود. احتمال این امر بسیار کم است.

    با نگاهی به جدول زیر مي‌بینید که پس از یک ضرر بزرگ رسیدن به نقطه سربه‌سر بسیار سخت است.

    اما چه چیزی در مورد رقم 25 درصد این قدر جادویی است؟ در واقع هیچ چیز. مهم نظم است. بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای از معیارهای سفت و سخت‌تری استفاده مي‌کنند.
    خلاصه آنکه من مي‌خواهم بگویم شما هرگز نمي‌خواهید در موقعیتی قرار بگیرید که سهامتان 50 درصد ارزش خریدش را از دست بدهد، چون در این صورت ارزش سهامتان باید 100 درصد یا بیشتر افزایش یابد تا به جایی که بودید برگردید. بله با استفاده از استراتژی خروج مي‌توانید از چنین وضعیتی اجتناب کنید.  

    * متخصص سرمايه‌گذاری کم خطر



    استیو جاگراد
    مترجم: پریسا آقاکثیری، مصطفی جعفری
    منبع: www.dailywealth.com

    || موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/30ساعت 2:52  توسط Hadi.Haqiq  | 

    بورس پس از هدفمندی یارانه ها

    قانون هدفمند کردن یارانه‌ها دارای دو محور اصلی است:

    محور اول عبارت است از، حذف یارانه و آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی اعم از بنزین، نفت گاز، نفت کوره، نفت سفید و گاز مایع و سایر مشتقات نفت، نفت خام تحویلی به پالایشگاه‌های داخلی، گاز طبیعی، برق، آب و کالاهایی از قبیل گندم، برنج، روغن، شیر، شکر، دارو، خدمات پستی، خدمات ریلی (مسافری). جهت تعیین فرآیند زمانی آزادسازی قیمت‌ها، در حالی که دولت در قانون تقدیمی خود به مجلس بر آزادسازی قیمت‌ها حداکثر تا 3 سال تاکید داشت، بر اساس تصویب مجلس، دولت موظف شد تا فرآیند آزادسازی قیمت‌ها را به تدریج و در یک دوره پنج ساله تا پایان برنامه پنجم به انجام برساند. بر اساس قانون فوق، قیمت حامل‌های انرژی باید پس از برنامه پنج‌ساله پنجم، به بالاتر از 90 درصد قیمت‌های فوب خلیج‌فارس، قیمت گاز طبیعی به بالاتر از 75 درصد قیمت گاز صادراتی و قیمت سایر موارد تا میزان بهای تمام شده افزایش یابد. بنابراین اساس قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، نوعی باز تولید ماده 3 قانون برنامه چهارم توسعه پیش از تصویب طرح موسوم به تثبیت قیمت‌ها در مجلس هفتم می‌باشد. 


    با توجه به شرایط فعلی، برای مثال از آنجا که هزینه تمام شده انرژی الکتریکی (برق) حدود 70 تومان می‌باشد، قیمت برق باید طی 5 سال از قیمت 13 تومان فعلی به حدود 70 تومان (بیش از 5 برابر) برسد و قیمت آب نیز طبق تخمین‌ها باید بیش از 3 برابر افزایش یابد. یا با توجه به قیمت‌های فعلی انرژی در بازار خلیج‌فارس، قیمت بنزین باید از 100 تومان به حدود 550 تومان (5/5 برابر)، نفت گاز از 5/16 به حدود 470 تومان (حدود 28 برابر)، نفت کوره از 5/9 تومان به حدود 370 تومان (حدود 38 برابر) و قیمت گاز طبیعی از 8 تومان باید به بیش از 60 تومان (بیش از 7 برابر) افزایش یابد.

     

    http://newfinance.blogfa.com/


    ادامه مطلب
    || موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 2:45  توسط Hadi.Haqiq  | 

    مقدمه اي بر علم مالي جديد New Finance

    New Finance

    http://newfinance.blogfa.com/New Finance/مالي نوين، مالي جديد

     چکیده:
    دانش مديريت مالي در سال هاي اخير رويکردي جديد به واقعيت هاي پيچيده بازارهاي مالي خصوصا بازارهاي سرمايه داشته است. با توجه به نقاط ضعف تئوري هاي مدرن پرتفوي و فرضيه بازار کاراي سرمايه و کاهش روز افزون مقبوليت آنها، اين رويکرد جديد در بين دانشمندان مالي مطرح و مورد بحث و بررسي قرار گرفت. کاهش مقبوليت تئوري هاي ياد شده بدليل پيچيدگي و ژرفاي دنياي واقعي و تاثير ارزش هاي اقتصادي متعدد، روانشناسي فردي و اجتماعي و ... بر بازارهاي مالي و عدم توان تئوري هاي سنتي مدرن پرتفوي و فرضيه کارايي بازار سرمايه در پاسخ به سوالات دانشمندان مالي در خصوص وجود فرصتهاي آربيتراژي و دامنه وسيع تعيين قيمت داراييهاي مالي ، تاثير اطلاعات بر قيمت سهام و... مي باشد.

    دانش جديد مالي معتقد است، بناي ساده و سطحي تئوري هاي مدرن پرتفوي و فرضيه بازار کاراي سرمايه توان نمايش عمق روابط اقتصادي، روانشناسي و ... حاکم بر بازارهاي مالي را ندارند. بنابراين نبايد با ابزارهاي سنتي مذکور انتظار تحقق کارايي بازارهاي مالي را داشت.

    نتايج تحقيقات انجام شده در بازارهاي پيشرفته که در اين مقاله بيان شده است، نشان مي دهد که تئوري هاي سنتي دستاويز مناسبي براي نمايش واقعيت هاي پيچيده بازارهاي مالي در هزاره سوم نيستند و در نگاه به دنياي مالي بايد از رويکرد هاي جديدتري که بتواند اهميت علوم رفتاري و روانشناي در حوزه مالي را نمايش دهد، استفاده نمود.

    واژه هاي کليدي:
    بازار هاي مالي، بازار سرمايه، نظريه بازار کاراي سرمايه، مدل قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي، دانش جديد مالي، مالي نوين


    ادامه مطلب
    || موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  چهارشنبه 1389/01/11ساعت 2:20  توسط Hadi.Haqiq  | 

    عرضه های اولیه، خصوصی سازی و شفافیت بازار

    بحث درباره نسبت خصوصی سازی، عرضه های اولیه و شفافیت بازار است. چون در حال حاضر در ایران عرضه های عمومی اولیه فقط از طریق دولت و به طریق خصوصی سازی انجام می شود بنابراین عرضه های عمومی اولیه فقط در این عرصه و نیز شفافیت حاکم بر آن ها بررسی می شود. ابتدا به مزایای بازار عرضه های اولیه عمومی پرداخته می شود. سپس درباره ضعف ها و ناتوانی های اقتصاد ایران و مسائل و مشکلات خصوصی سازی در ایران بحث می شود و نهایتاً به شفافیت و افشاگری عرضه های اولیه عمومی و ریسک های تهدیدکننده این شفافیت پرداخته می شود.

    الف) مزایای بازار IPO اثربخش
    در دهه گذشته شاهد گام های مهمی برای دگردیسی شرکت های دولتی و برنامه ریزی شده به سیستم مبتنی بر بازار و به ویژه بورس بوده ایم.
    بازگشایی بورس اوراق بهادار، دگردیسی و تکامل در اندیشه های سیاسی و اجتماعی کشور، سیستم جدید را خلق کرده است. بدون یک بازار مالی نقدشونده و اثربخش، رشد اقتصادی در مقایسه با اقتصادهای در حال گذار به توسعه یافتگی نسبتاً کند و بطنی خواهد انجامید. نیاز به IPO برای ورود با بازار اوراق بهادار برای رسیدن به رشد اقتصادی و رسیدن بازار اوراق بهادار به سطحی از توسعه یافتگی بالاتر وجود دارد. بازار قوی و اثربخش IPO باعث بهبود این سیستم خواهد شدو برای توسعه کلی یک اقتصاد رقابتی مزیت های زیادی دارد.
    یک IPO زمانی رخ می دهد که یک شرکت سهامی خاص تصمیم می گیرد برای اولین بار به منظور افزایش سرمایه، سهامی را در بازار عرضه کند.

    1- الف) مزایای شرکت
    1. دسترسی جدید به سرمایه گذاران بالقوه و سرمایه تازه
    2. نقدشوندگی بیشتر
    3. فرصت های ادغام و تحصیل برای شرکت
    4. شناخت بهتر مشتریان از شرکت
    5. ایجاد فرصت برای انتفاع کارکنان از طریق مشارکت در سهام و بهبود بهره وری و ایجاد رضایت شغلی

    2- الف) مزایای بازار سرمایه (اوراق بهادار) و رشد اقتصادی
    مزایای زیر برای فعالیت و عملکرد بازار سرمایه متصور است:
    1. تشکیل سرمایه جدید
    2. نقدشوندگی بیشتر و اطلاعات (شفافیت) بیشتر و جذب بیشتر سرمایه گذاران
    3. تنوع سازی بیشتر ریسک
    4. ساز و کارهای کنترل شرکت
    5. تسهیم بهینه منابع
    6. جا به جایی پس اندازها
    7. دسترسی به اطلاعات بیشتر
    8. جذب سرمایه گذاری خارجی و نوآوری بیشتر
    9. ساز و کار برای مشارکت شهروندان در رشد بالقوه اقتصادی از طریق بازارهای اوراق بهادار کارآ

    ب) ضعف ها و ناتوانی های اقتصاد ایران
    با توجه به این مزایا پس چرا بعضاً IPOها ناکارآ هستند یا بخش خصوصی در IPO درگیر نمی شود؟
    1. ناتوانی های مقرراتی
    2. نبود افشاگری و شفافیت
    3. فضای ذهنی و عادات اجتماعی و سیاسی
    4. نقدینگی، تورم و نرخ بالای بهره
    5. ناکارآمدی قانون تجارت کنونی به ویژه در زمینه ورشکستگی
    6. نبود یا نابسندگی نهادهای لازم

    ج) مشکلات خصوصی سازی و توسعه کشور
    1- ج) خصوصی سازی ناقص
    2- ج) شرکت های توسعه نیافته – نبود چشم انداز سودآوری
    3- ج) عدم جذابیت برای بازارهای خارجی و سرمایه گذاران خارجی
    4- ج) مقاومت در برابر خصوصی سازی
    5- ج) Spin-off

    هـ) شفافیت
    مسئله شفافیت اساساً به مسئله کارگزاری یا نمایندگی بر میگردد. بنابراین عدم شفافیت اساساً ریشه در این مهم و مشکلات برخاسته از آن در قالب مشکلات راهبری شرکتی دارد. مسائل راهبری شرکت ها در خصوصی سازی عمده ترین دلیل عدم شفافیت می تواند باشد.
    شفافیت موجب اخذ تصمیمات بهینه و کارآیی بازار خواهد شد. عدم شفافیت برعکس عمل می کند و باعث ناتوانی بازار خواهد شد. مهمترین اصول شفافیت و افشاگری در اصول راهبری شرکت OECD آمده است. بر اساس این اصول چنانچه شرکت ها از اصول افشاء و شفافیت OECD پیروی کنند می توانند از افشای به موقع و دقیق تمام اطلاعات مهم مربوط به شرکت از جمله وضعیت مالی، عملکرد، مالکیت، و راهبری شرکتی، اطمینان حاصل کنند. فهرست این اصول در ادامه آمده است:

    1. نتایج مالی و عملیاتی شرکت: صورت های مالی حسابرسی شده و گزارش سالانه مدیریت که عملکرد مالی و وضعیت مالی شرکت را نشان می دهد پراستفاده ترین منبع اطلاعاتی درباره شرکت ها هستند.
    2. اهداف شرکت: افزون بر اهداف انتفاعی به شرکت ها توصیه می شود سیاست های حاکم بر اصول اخلاقی کسب و کار، محیط زیست و دیگر تعهدات در قبال عموم را افشاء کنند.
    3. مالکیت عمده سهام و حق رأی: یکی از حقوق اساسی سرمایه گذاران آگاهی یافتن از ساختار مالکیت بنگاه و حقوق آن ها در قبال حقوق مالکان دیگر است. حق داشتن چنین اطلاعاتی همچنین دربر گیرنده اطلاعات مربوط به ساختار گروه شرکت ها و روابط درون گروهی می شود.
    4. سیاست حقوق و مزایا و پاداش اعضای هیأت مدیره و مدیران کلیدی: اطلاعات پیرامون حقوق و مزایا و پاداش اعضای هیأت مدیره و مدیران کلیدی، و اطلاعات مربوط به آن ها از جمله پیشینه حرفه ای و تحصیلی، فرآیند گزینش، حضور در شرکت های دیگر، و اینکه آیا استقلال دارند یا ندارند باید افشاء شود.
    5. معاملات اشخاص وابسته: برای بازار اهمیت دارد که بداند آیا شرکت با توجه به منافع همه سرمایه گذاران اداره می شود یا خیر. شرکت ها باید تمام معاملات اشخاص وابسته مهم را برای بازار اعم از فردی، یا در چارچوب گروه بندی شده، افشاء کند.
    6. عوامل ریسک پیش بینی پذیر: ریسک هایی که مختص صنعت یا عرصه های جغرافیایی محل فعالیت شرکت هستند، ریسک های کالاها، ریسک های بازارهای مالی به ویژه ریسک های مربوط به معاملات اوراق بهادار مشتقه و معاملات برون ترازنامه ای، ریسک های مربوط به بدهی ها و تعهدات زیست محیطی باید افشاء شود.
    7. مسائل مربوط به کارکنان و دیگر ذینفعان: به شرکت ها توصیه می شود، حتی در بعضی کشورها آن ها را ملزم می کنند اطلاعاتی را درباره مسائل کلیدی مرتبط با کارکنان و دیگر ذینفعان که ممکن است اثری با اهمیت بر عملکرد شرکت بگذارند افشاء کنند.
    8. ساختار و سیاست های راهبردی شرکتی، به ویژه محتوای آیین نامه یا دستورالعمل راهبری شرکتی و فرآیندی اجرای آن باید افشاء شود.

    ریسک های شفافیت
    بر اصول شفافیت که در بالا آمده به ویژه در خصوص عرضه های عمومی اولیه از طریق خصوصی سازی ریسک هایی حاکم است که در زیر آمده اند:
    1. تغییر در مدل راهبری شرکتی
    2. تغییر مدل اقتصادی و کسب و کار شرکت ها از دولتی انتفاعی یا غیرانتفاعی به انتفاعی خصوصی
    3. نبود ردپای مناسب برای مقایسه گذشته و آینده با توجه به تغییر مدل اقتصادی و کسب و کار
    4. نبود گزارش های تحلیلی در گذشته
    5. مشکل ارزش گذاری با توجه به مسائل عمده مربوط به مالکیت دارایی ها، تغییر مدل کسب و کار، دعاوی احتمالی، مشکلات کارگری، کارگشت کارکنان و دیگر ریسک های ناشناخته حاکم بر این شرکت ها
    6. نبود صنعت مستقل در زمان خصوصی سازی برای فراهم آوردن امکان مقایسه و ارزیابی کیفیت اطلاعات
    7. نبود مدل نامناسب عرضه
    8. سایر.
    * دکتر پوریانسب

    || موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  چهارشنبه 1389/01/11ساعت 1:30  توسط Hadi.Haqiq  | 

     http://nasima60.blogfa.com/

    Scientific Information Database
    پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی
     

    http://www.SID.ir 

    English Journals                                                               منابع فارسی

    || موضوع: مفاهيم مالي | نوشته شده در  پنجشنبه 1388/12/27ساعت 0:15  توسط Hadi.Haqiq  | 
    مطالب قدیمی‌تر
      بالا